آداب و رسوم در سنگاپور چگونه است؟

ارسال شده توسط: اصفهان تور/ 124 0

در این قسمت از وبسایت مرکز مشاوره سفر طلوع سفریاد بافرهنگ و آداب و رسوم مردم سنگاپور بیشتر آشنا می شویم. درکشور سنگاپور سه فرهنگ اصلى وجوددارد. چيني، مالزيايى و هندي. اکثريت مردم سنگاپور چينى هستند. البته ديگر فرهنگ‌ها در اقليت قرار گرفته‌اند. مثل اروپائيان، اورآسيايى‌ها، آمريکايى‌ها و غيره. همان‌طورى که قبلاً نيز اشاره‌ گرديد آنها مذاهب مختلفى دارند و به زبان‌هاى مختلف صحبت مى‌کنند. آئين و جشنواره‌ها و يا بعبارت ديگر هرکدام فرهنگ خاص خود را دارند. ولى به‌رغم اين اختلافات نژادى و فرهنگي، اين کشور موفق به حفظ يگانگى و اتحاد همگانى شده‌ است و شايد يکى از عواملى که توانسته سبب موفقيت اين کشور شود همان اتحاد و يکپارچگى اين کشور بوده‌است. دولت سنگاپور تأکيد زيادى براى حفظ هماهنگى و تساهل مذهبى و نژادى در سنگاپور مى‌کند.

هنگامى که چينى‌ها به اين سرزمين مهاجرت کردند تاريخ تمدن باستان که حداقل به دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح مى‌رسد را با خود به ارمغان آوردند. چينى‌ها هرساله، ژانويه، فوريه که سال جديد لونار (Lunar New Year) است جشن مى‌گيرند. چينى‌ها سه جشن در طول سال دارند که عبارت‌اند از:

 

– جشنوارهٔ کوئينک مينک ( Qing Ming) (يادى از اجداد)،

 

– يولان‌ژى (Yu Lan tie) ( عيد مذهبى ارواح گرسنه)،

 

– جشنوارهٔ اواسط پائيزى (Mid – Autumn).

 

سال نو چينى‌ها براساس تقويم کشور چين است. آنها در اين شب غذاى مخصوص درست مى‌کنند و بعداز سال نو ۲ روز به ‌ديد و بازديد دوستان و آشنايان و فاميل مى‌روند. آنها بر دَرِ ورودى‌شان کاغذهايى به رنگ‌ قرمز نصب مى‌کنند و آن را بعنوان خوش‌‌يُمن ‌بودن مى‌دانند و معتقدند که اين کاغذهاى قرمز برايشان شگون ‌دارد، آويزان مى‌کنند. آنها پاکت پول براى دختران و پسرانى که ازدواج نکرده‌اند هديه مى‌دهند. در کشور سنگاپور سال ‌نو چينى‌ها دوهفته تعطيل است.

 

 جشنواره کوئينک‌مينک و يولان‌ژى

جشن کوئينک‌مينک در اوايل ماه آوريل در سنگاپور برگزار مى‌شود. دراين روز آنان براى شادى ارواح مردگان در معابد شمع روشن مى‌کنند.

 

جشن يولان‌ژي، در اين هنگام چينيان مقيم سنگاپور در کنار جاده‌ها کاغذهاى طلايى و نقره‌اى رنگ نصب مى‌کنند و همچنين ماشين‌هاى کاغذى و خانه‌هاى کاغذى مى‌سازند.

 

اپراى چينى‌ها قدمت دويست ‌ساله دارد و اجراى اپراى آنها برخى هنگام بصورت ساختار اپراى پکن است. اپراى پکنى که داراى ساختار پيچيده و فرمى متأثر از تأثر مى‌باشد که آواز، رقص، پانتوميم و اکروبات را هم شامل مى‌شود.

 

 جشن مون‌کيک يا جشن فانوس‌ها

چينيان مقيم سنگاپور پانزدهمين روز از هشتمين سال قمرى را بعنوان جشن فانوس‌ها مى‌شناسند و آن روز را هرساله جشن مى‌گيرند. دراين روز چينيان کيک‌هايى به شکل ماه درست مى‌کنند و آن را با شيرينى‌هاى خاصى تزئين مى‌کنند و همچنين فانوس‌هاى کاغذى با رنگ‌هاى مختلف شاد در تمامى مغازه‌هاى اين کشور آويزان مى‌کنند.

 

 چينگ (Qing Ming) (روشن) يولان‌جى‌يه (Yu Lan Jie)

در ماه آوريل جشنواره‌اى به نام چينگ‌مينگ به ياد نياکان چينى برگزار مى‌شود که به معنى روشن است. در اواسط ماه اوت چينى‌ها جشن يولا‌جى‌يه را برگزار مى‌کنند که در اين مراسم چينى‌ها از غذا، پوشاک و … براى آمرزش مردگان خيرات مى‌دهند.

مراسم مون‌کيک (Moon Cake)، اين مراسم در اواسط پائيز برگزار مى‌شود. پختن کيک در فروشگاه‌ها و شيرينى فروشى‌ها آغاز مى‌شود. در اين هنگام کيک را بصورت مدور درست مى‌کنند و آن را با آب‌نبات و شکلات‌هاى رنگى تزئين مى‌کنند.

 

 عيد فطر مسلمانان:

مسلمانان مقيم سنگاپور عيدفطر (هارى راياپواسا) (Hari Raya Puasa) را که آخرين روز ماه ‌مبارک رمضان است، جشن مى‌گيرند. آنها اولين روز ماه مبارک شوال را که دهمين ماه‌ قمرى است با خواندن نماز عيدفطر آغاز مى‌کنند و سپس به ديدن دوستان و آشنايان و افراد فاميل مى‌روند و اين عيد را به همديگر تبريک مى‌گويند. مسلمانان اين کشور خيابان‌ها و کوچه‌هاى محل سکونت و کسب و کار خود را آذين مى‌بندند و کودکان منتظر گرفتن هدايا از بزرگ‌ترها هستند.

 

 مراسم حج (هارى رايا حاجي) (Hari Raya Haji):

مسلمانان اين کشور دهمين روز از ماه ذيحجه را که دوازدهمين ماه قمرى (عيد قربان) است، جشن مى‌گيرند. آنها در اين روز بنا به سنت ابراهيمى گوسفند يا بز قربانى مى‌کنند.

 

 اعياد تاميلى‌ها – سال نو تاميلى‌ها

تاميلى‌هاى مقيم سنگاپور نخستين برج از برج‌هاى منطقة‌البروج (حمل) (Aries) را جشن مى‌گيرند. آنها به معابد مى‌روند و از خداوند خورشيد که از بين‌برندهٔ همه سياهى‌ها است، تشکر مى‌کنند. ارتدوکس‌هاى هندو صبح زود به سوى اماکن مقدسه رهسپار مى‌شود تا آئين طهارت را بجا مى‌آورند.درکشور سنگاپور سه فرهنگ اصلى وجوددارد. چيني، مالزيايى و هندي. اکثريت مردم سنگاپور چينى هستند. البته ديگر فرهنگ‌ها در اقليت قرار گرفته‌اند. مثل اروپائيان، اورآسيايى‌ها، آمريکايى‌ها و غيره. همان‌طورى که قبلاً نيز اشاره‌ گرديد آنها مذاهب مختلفى دارند و به زبان‌هاى مختلف صحبت مى‌کنند. آئين و جشنواره‌ها و يا بعبارت ديگر هرکدام فرهنگ خاص خود را دارند. ولى به‌رغم اين اختلافات نژادى و فرهنگي، اين کشور موفق به حفظ يگانگى و اتحاد همگانى شده‌ است و شايد يکى از عواملى که توانسته سبب موفقيت اين کشور شود همان اتحاد و يکپارچگى اين کشور بوده‌است. دولت سنگاپور تأکيد زيادى براى حفظ هماهنگى و تساهل مذهبى و نژادى در سنگاپور مى‌کند.

 

شوراى‌ملى هنرها National Arts Council – NAC) NAC ) درسال ۱۹۹۱ تأسيس شد. هدف از تأسيس اين مجموعه پرورش و توسعه‌ هنر در اين کشور بوده‌است. البته اين مؤسسه سعى دارد مردم را تشويق کند تا به هنر روى ‌آورند و بدان ارج نهند. بنابراين تعداد جشنواره‌هايى که سالانه در اين کشور برگزار مى‌شود را افزايش داده‌است.

همیشه قبل از سفر به هر نقطه از جهان سعی کنید در رابطه با مقصد سفرتان هر نوع اطلاعات لازم را از هر طریق ممکن کسب کنید که در هنگام قرار گیری در آن موقعیت بتوانید و بدانید چه کارها و باید ها و نباید هایی را باید رعایت کنید. ما در مرکز مشاوره سفر اصفهان تور هموار سعی کردیم با در اختیار گذاشتن انوع اطلاعات کمکی داشته باشیم به تمامی گردشگران گرامی و امیدواریم مورد توجه آن ها قرار گیرد.

آشنایی با آداب و رسوم مالزی

مالایی ها بزرگترین گروه قومی در مالزی هستند، که بیش از نیمی از جمعیت را تشکیل داده و به زبان ملی مالزی تکلم می کنند. به همراه قدیمی ترین مردم بومی گروهی را تشکیل می دهند که بومی پوترا نامیده می شوند، به معنی پسران یا شاهزادگان زمین هستند. تقریباً تمام مالایی ها مسلمان هستند، اما اسلام در مالزی به شدت اسلام در خاور میانه نیست. اگر چه امروزه مالایی ها بیشتر در شهرها دیده می شوند ولی فرهنگ سنتی مالایی در اطراف کامپونگ، یا دهکده ها متمرکز شده اند.
مردم مالزی

چینی ها برای قرنها، طرف های بازرگانی مالزیایی ها بوده اند، و پس از شنیدن اخباری در ارتباط با ثروت در قرن نوزدهم به تعداد انبوه در اطراف دریای جنوب یا «نانیانگ» جمع شدند. اگرچه بیشتر در قالب یک تصور نمادین، چینی ها بعنوان بازرگانان مالزی شناخته شده اند، اما در اغلب صنایع موفق بوده اند. زمانیکه اولین بازرگانان چینی به مالزی آمدند، اگر چه معمولاً سخت ترین کارها را از قبیل استخراج قلع در معدن ویا احداث راه آهن را انجام می دادند. بیشتر آنها از بودائیهای تائویی هستند که با اجداد خود در سرزمین مادری ارتباطات محکمی دارند. آنها حدود ۳۵% جمعیت را تشکیل می دهند.
هندی ها نیز بالغ بر ۲۰۰۰ سال است که به مالزی آمده اند، اما تا قرن نوزدهم مهاجرت دسته جمعی به مالزی نداشتند. بیشتر آنها از جنوب هند بودند که از فقر اقتصادی فرار کرده بودند. خیلی ها کارهای لاستیک سازی می کردند و خیلی های دیگر به ساختن بناهای زیرساختاری و برخی دیگر اقدام به تاسیس مشاغل کوچک دست زدند. امروزه ده درصد مالزیایی ها اصالتاً هندی هستند. فرهنگ آنها با معبد نفیس هندوها، غذا و لباس های رنگارنگ خود در سراسر مالزی یافت می شوند.
قدیمی ترین ساکنین مالزی مردم قبیله ای مالزی هستند. جمعیت این عده تقریباً ۵% کل جمعیت را تشکیل می دهد که اکثر آنها در ایالت ساراواک و صباح زندگی
می کنند. اگرچه مردم قبیله ای مالزی دوست دارند با مشخصات قبیله ای خود
طبقه بندی شوند، ولی مردم شبه جزیره مالزی آنها را تحت عنوان اورنگ اصلی قرار
می دهند که به معنی «مردم اصلی» می باشد. در ایالت ساراواک اغلب مردم از قبیله دایاک هستند که عموماً در خانه های دسته جمعی که زندگی می کنند که یا در آب زندگی می کنند و یا در خشکی. در ایالات صباح اکثر قبیله ها کادازان هستند.
اغلب مردم قبیله ای مالزی وابستگی روانی شدیدی با جنگلهای انبوه پر باران دارند.
از ابتدای تاریخ مالزی این کشور شاهد ادغام فرهنگهای مختلف و متفاوتی بوده است. بیش از هزار وپانصد سال پیش، پادشاهی مالی در دره بوجانگ به بازرگانان هندی و چینی خوش آمد گفت. با آمدن طلا و ابریشم راه برای ورود بودائی ها و هندوها نیز هموار گشت. پس از یک هزار سال بازرگانان عرب هم به مالاکا رسیدند که با خود بنیاد مفاهیم اسلامی را آوردند. تا زمانی که پرتقالی ها به مالزی آمدند و متوجه شدند که سلطنتی را که با آن مواجه شده اند از سلطنت کشور خودشان فراگیرتر است.
ترکیب فرهنگی مالزی توسط فرهنگ های مختلفی شکل گرفته است، که فقط بعضی از آنها توانستند تاثیر بسزایی بر کشور داشته باشند.مهمترین آنها فرهنگ مالایی سنتی و فرهنگ دو فرقه غالب دیگر که بعنوان طرف های تجاری مالزی در طول تاریخ محسوب
می شدند، که عبارتند از چینی ها و هندی ها. این سه گروه اصلی با قبیله های متفرقه تلفیق شده اند که اغلب آنها در جنگل و یا مناطق ساحلی بورنیئو زندگی
می کنند. اگرچه هر یک از این قبیله ها به شدت سنتها و ترکیب سنتی جامعه خود را حفظ کرده اند، بلکه آنها با ترکیب با یکدیگر نسل جدید متفاوتی از مالزی جدید را ایجاد کرده اند.
یک نمونه از پیچیدگی فرهنگ مالزی که جمعیت مهاجر در طول تاریخ پدیدآورده اند، تاریخ مهاجران چینی است. اولین چینی هایی که از ابتدا در اطراف مالاکا سکونت داشته و پس از آشنایی با فرهنگ و ازدواج با آنها در خلیج سکونت گزیدند، ابتدا از شهر مالاکا و اطراف آن آغاز شد.
این افراد که به باباس و نوناس معروف هستند بتدریج تلفیقی ایجاد کردند که منعکس کننده اعتقادات، رفتار و هنری بود که ترکیبی از سنت مالایی و چینی بوجود آورد، به نحوی که فرهنگ جدیدی را تشکیل داد. بعدها چینی هایی که برای بهره برداری از صنایع قلع و لاستیک به مالزی آمدند، فرهنگ خود را با دقت بیشتری حفظ نمودند و بطور مثال اگر کسی به شهر پنانگ سفر می کرد، بیشتر احساس می کرد که در چین بسر می برد تا در مالزی.
مثال دیگر از تبادلات فرهنگی مالزی مربوط به مراسم ازدواج مالزیایی ها است که در برگیرنده سنت هندوهای جنوب هند می باشد، که عروس و داماد در لباس های زیبای ابریشمی با دست های رنگ شده به حنا به یکدیگر پلوی زرد رنگ خواهند داد. مسلمانان با پیروی از سنت چینی ها در فیستوال های خود بنا به نیاز به یکدیگر پول (آنگ پائو) در بسته های قرمز رنگ می دهند. بسته های پولی که مسلمانان در ایام تعطیل به یکدیگر می دهند در پاکت های سبز رنگ با نوشته عربی بر روی آن می باشد.
اگر شما از یک دهکده در مالزی به محل دیگری مثل پنانگ سفر کنید که محل کار هندیهایی است که به کار لاستیک سازی مشغولند و از آنجا به محله چینی ها در کونگ سی بروید احساس خواهید کرد که از میان ۳ ملیت مختلف عبور کرده اید.
شاید سهل ترین راه برای درک پیچیدگی فرهنگ در مالزی، تعمق در سیاست باز دولت مالزی در زمان انجام آداب و رسوم مذهبی می باشد. چنین تکاملی یقیناً بیشتر از حذف مرز در مذهب بوده و تفاهم را گسترش می دهد. این یک جشن مثبتی است که در مسیر همزیستی سنتی برای یک هزاره می باشد که باعث پیشرفت مالزی خواهد بود.

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور

آشنایی با تاریخچه ی گردشگری

 

پدیده گردشگری ریشه درحرکت وجا به جایی دارد و بخش جدانشدنی از زندگی انسان هاست گردشگری پدیده ای است کهن درزمان های دور در زندگی انسان وجود داشته است و به تدریج درطی مراحل تاریخی مختلف به موضع فنی اقتصادی و اجتماعی کنونی خودرسیده است گردشگری بر بنیاد عامل اساسی سفر و جا به جای قراردارد و دگرگونی هایی ک دران به وجود امده بستگی به انگیزه سفروحمل و نقل دارد.انسان ازدیربازبرای رهایی ازتنهایی وسختی ونیزوابستگی های محلی و آداب و رسوم ویکنواخت بودن زندگی خود دست به سفر میزد.

عهدباستان
بشراولیه ازاغازدرسطح زمین به دنبال کنجکاوی شناخت طبیعت وبرای یافتن غذاپناهگاه وفراراز خطروکسب امنیت وگذران اوقات فراغت محیط زندگیه بهتر پیوسته در زمین به جستجووگردش مشغول بوده است.باافزایش مهارت وکسب فنون نیاز انسان به زندگیه وخانه به دوشی کاهش یافت قدیمی ترین اشکال گردشگری که در اروپا بسیار رایج بوده مسافرتهای اشراف و شاهزاده های جوان بوده است که به منظوراشنایی باشیوه های مختلف حکومت وزندگی مردم به نقاط مختلف صورت می گرفته است. تا انجا که اطلاعات تاریخی نشان میدهدقرن های پیش از میلاد مسیح فنیقی ها که مردم تجارپیشه بودندازطریق دریا و زمین برای عرضه وفروش محصولات خودوخرید اجناس محصولات دیگران سفر میکردند.

قرون وسطی
درجوامع شرقی میتوان نمونه هایی ازگذران اوقات فراغت و گردشگرشگری تفریحی رادرمیان گروه های اشرافی رد یابی کرد.مثلا برنامه های شکار دسته جمعی درباریان که درفرهنگ نقاشی ایران ودر هنر مینیاتور امده است و بحث دیگر مسافرتهای زیارتی به اماکن ویا شهرهای مذهبی ازگذشته های دور وجود داشته.

جه موانعی برسر راه توسعه گردشگری وجود دارد
۱-نبودن یک برنامه جامع و نداشتن هدف وجشم اندازبرای این صنعت درقالب یک برنامه اجرایی
۲-سواحل خلیج فارس توسعه نیافته است وامکانات دریایی شامل باغ های دریایی-پارک های ابی
۳-نداشتن یک وزارتخانه گردشگری درایران
۴-تبلیغات نامناسب
۵-نبودن هماهنگی میان جهانگردان
۶-نداشتن افرادی که در این زمینه ماهر باشند
۷-نداشتن متخصص در امور جهانگردی
۸-ناهماهنگی میان سازمان ها و ارگان های دولتی
راه های توسعه گردشگری
۱-افزایش امنیت مرزیی و داخلی
۲-افزایش امنیت راه های ارتباطی و مواصلاتی
۳-جلوگیری ازوقوع حوادث واخطار بین المللی
۴-ارایه راهکار هایی برای از بین بردن مشکات دیپلماتیک جهانی
۵- گسترش ارتباط و وسایل مدرن حمل و نقل توسعه خدمات هواپیمایی و فرودگاهی وبهره برداری از راه های ارتباطی
۶-بهبود تاسیسات بهداشتی و شبکه های اب
۷-ارایه امکانات و خدمات در سطح استانداردهای بین المللی
۸-رفع ضعف خدمات هتلداری و رستوران داری

 

نگارنده مقاله : شقایق اسماعیلی

منبع : وبسایت مرکز مشاوره سفر اصفهان تور

آژانس مسافرتی طلوع سفریاد

آداب و رسوم مردم موناکو

مردم موناکو بسیار هنرپرور هستند و البته جای تعجب هم ندارد چرا که تنها همسایه ی آن ها فرانسه است و موسیقی و هنرش شهرت جهانی دارد. تحت تاثیر همین همسایه، زبان ساکنان این کشور نیز فرانسوی است؛ گرچه به زبان های ایتالیایی، انگلیسی و مونِگاسک (زبان محلی موناکو) هم صحبت می کنند. شاید در نقاط دیگر جهان، همسایه ها روابط خوبی نداشته و همیشه باهم در کشمکش باشند اما این برای موناکو و فرانسه صدق نمی کند!

مثلا با اینکه موناکو دو واحد نظامی کوچک دارد اما باز هم فرانسه مسئولیت حفظ و دفاع از آنها را به عهده گرفته، یا اینکه موناکویی ها از یورو، پول رایج فرانسوی ها در مبادلاتشان استفاده می کنند و حتی از زمانی که در قرن ۱۹ خط آهنی از پاریس به موناکو کشیده شد، اقتصاد موناکو پیشرفتی روز افزون داشته است. همه ی این ویژگی ها باعث می شود که موناکو جاذبه ای خاص برای گردشگران داشته باشد و هرساله تعداد زیادی از آنها را به سوی خود بکشاند. احتمالا شما هم بدتان نمی آید سری به این سرزمین ساحلی بزنید و این زیبایی ها را ببینید.

در موناکو همه در قبال فضای سبز مسئول هستند. کسانی که در کار ساخت و ساز خانه هستند باید در سقف خانه ها فضای سبز ایجاد کنند. مردم هم در موناکو با خوشحالی کار سبز کردن شهر را بر عهده دارند.

فرهنگ و آداب و رسوم عجیب ژاپنی ها

ارسال شده توسط: اصفهان تور/ 89 0

ژاپن با توجه به بافت تاریخی دارای آداب و رسوم و فرهنگ بعضا عجیبی است که این موضوعات خود باعث جذابیت این کشور شده است. در این مطلب در اصفهان تور به معرفی تعدادی از فرهنگ و آداب و رسوم عجیب ژاپنی ها خواهیم پرداخت.

 

هورت کشیدن غذا

آداب و فرهنگ غذاخوری در بین کشورهای مختلف تفاوت‌هایی دارد. در خیلی از کشورها ادب این‌طور حکم می‌کند که هنگام غذا خوردن آدم سر و صدایی از خودش تولید نکند. اما در ژاپن – و خیلی از کشورهای آسیایی دیگر – غذا خوردن بی سر و صدا توهین به آشپز محسوب می‌شود. یک ژاپنی مؤدب طوری رشته‌های نودل را هورت می‌کشد که لُپ‌هایش تا ته فرو بروند. هر چه صدای هورت کشیدن بلندتر باشد یعنی غذا خوشمزه‌تر است.

 

شب کریسمس و KFC

KFCدر دهه‌ی هفتاد میلادی وارد فرهنگ ژاپن شد و مردم مُرغ خورِ ژاپن را عاشق خودش کرد. اوایل، مهاجرانی که از کشورهای غربی به ژاپن رفته بودند شب کریسمس دسته‌جمعی به رستوران‌های KFC می‌رفتند زیرا جای دیگری برای خوردن یک غذای ساده و وطنی پیدا نمی‌کردند. اما معلوم نبود که به چه دلیل این داستان در بین ژاپنی‌های طبقه متوسط مُد شد. با وجودیکه در ژاپن افراد کمی هستند که کریسمس را جشن بگیرند، اما KFC شب کریسمس به حدی واجب شده است که باید از ۲ ماه قبل رزرو کنید! واقعاً که خیلی مسخره است!

 

آئوکی‌گاهارا (جنگل خودکشی)

یک پدیده‌ی فرهنگی شوم در ژاپن. آئوکی‌گاهارا یک جنگل باستانی است که در کوهپایه‌‌ی کوه فوجی واقع می‌شود. درخت‌های این جنگل چنان در هم پیچیده و متراکم‌اند که باعث می‌شود فضایی بسیار مهیب و رعب آور و در عین حال پر از سکوت بر آئوکی‌گاهارا حکم‌فرما شود. در افسانه‌های قدیمی ژاپنی این جنگل را مهد ارواح خبیث و شیاطین می‌دانستند. هر ساله صدها نفر وارد این جنگل می‌شوند و خودکشی می‌کنند و حتی جسدشان نیز پیدا نمی‌شود. اکنون دولت ژاپن تابلوهایی در این جنگل نصب کرده است که به مردم گوشزد می‌کند که خانواده‌هایشان چقدر دوست‌شان دارند، تا با این ‌کار از آمار خودکشی‌ها کم کند. با این‌حال آئوکی‌گاهارا پس از پُل Golden Gate سان‌فرانسیسکو خودکشی‌خیزترین منطقه‌ی روی کره‌ی زمین است.

 

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور

گیلان، بهشت ایران

ارسال شده توسط: اصفهان تور/ 19 0

معمولا یکی از مقاصد تفریحی اغلب ایرانی ها که در زمان های مختلف به خصوص ایام تعطیلات و عید نوروز به آن سفر می کنند، شهرهای شمالی کشور است. گیلان به خاطر آب و هوای منحصر به فردش در تمامی مقاطع سال مقصد بسیاری از مسافران است. استان گیلان، از استان‌های شمالی ایران به مرکزیت شهر رشت است. این استان، از شمال به دریای خزر متصل بوده و دارای مرز آبی با کشورهای حاشیه دریا می‌باشد و از طریق آستارا نیز دارای مرز خاکی با جمهوری آذربایجان است ، از غرب به استان اردبیل، از جنوب به استان زنجان و قزوین و از شرق به استان مازندران محدود می‌شود. مساحت گیلان ۱۴٬۰۴۴ کیلومترمربع و جمعیت آن طبق سرشماری ۱۳۹۱، ۲٬۴۸۰٬۸۷۴ نفر است.استان گیلان دارای ۱۶ شهرستان است که عبارتند از : آستارا، آستانه اشرفیه، املش ، بندرانزلی ، تالش ، سیاهکل، شفت، رشت، رودبار، رودسر، رضوان شهر ، صومعه سرا، فومن، لاهیجان، لنگرود، ماسال

تاریخ گیلان

گیلان که در اوستا از آن به نام  “وارنا” نام برده می‌شود مرکز باستانی اقوام مختلفی است که معروف‌ترین آنان دو نوع گیل و دیلم هستند. یونانیان این سرزمین را کادوسیان می‌نامند. بعضی از محققین کادوسیان را از بومی‌های ایران قبل از آمدن آریایی‌ها به این سرزمین می‌دانند.

بنا به گفته دیاکوئوف روسی قریب به سه هزار سال پیش، سرزمین‌های پر جنگل کاسپیان کادوسیان و گیلان (گیل‌ها) در شمال خاک ماد قرار داشته است. گیل‌ها به‌تدریج با کادوسی‌ها به‌صورت تیره واحدی درآمدند. گیل‌ها در دوره حکومت مادها نیز کاملاً مستقل بودند؛ کورش هخامنشی با کمک گیل‌ها دولت ماد را منقرض کرد.

گیلان در اواخر دوره قاجاریه، به دروازه اروپا مشهور شد و در نهضت مشروطه نیز گیلانیان نقش مهمی در به ثمر  رساندن انقلاب داشتند.

مردم گیلان همواره مردمی آزاده بوده‌اند و در دوران مبارزات انقلاب اسلامی همگام با دیگر هموطنان در پیروزی آن تلاش کردند و در این مسیر حجت‌الاسلام شهید سید یونس رودباری را که اولین شهید نهضت انقلاب اسلامی بود تقدیم کرد  و در دوران جنگ تحمیلی نیز گیلان با مجاهدت‌های سرداران و امیران توانست از فرزندان دیار خود تعدادی بالغ بر ۸۰۰۰ شهید،۲۶۲۰ آزاده و ۲۱۲۰۰ جانباز تقدیم نظام و انقلاب نماید.

تاریخ گیلان با تکیه بر پاره‌ای اشاره‌ها و کاوش‌های باستان‌شناختی به دوره پیش از آخرین یخبندان (‌ بین ۵۰ تا ۱۵۰ هزار سال پیش ) می‌رسد . با مهاجرت آریایی‌ها و دیگر اقوام به این سرزمین ، از آمیزش مهاجران و ساکنان بومی منطقه ، قوم‌های جدیدی پدید آمـدند که در این میان دو قوم «‌ گیل » و « دیلم » اکثریت داشتند . از همان آغاز ، فرمانروایان این قوم از آزادی کامل برخوردار بوده‌اند و هیچ‌گاه در برابر بیگانگان و یا در مقابل حکمان دیگر ، تسلیم نشده‌اند و حتی به اطاعت دولت ماد درنیامده‌اند . در قـرن ششم پیـش از مـیلاد ،‌ گیلانیان با کوروش هخامنشی متحد شدند و دولت ماد را سرنگون کردند . در زمان ساسانیان ، گیلان استقلال خود را از دسـت داد و اردشیر بابکان به یاری ارتشی مرکب از ۳۰۰ هزار مرد جنگی و نزدیک به ۱۰ هزار سواره گیلان را تسخیر کرد .

پس از پیروزی عرب‌های مسلمان بر ایرانیان ،‌ گیلان به مأمن علویان تبدیل شد . در حدود سال ۲۹۰ هجری قمری ، مردم گیلان و دیلم کم‌کم به مذهب علویان روی آوردند و در گسترش آن نیز کوشش بسیار کردند. سلسله دیلمیان در دوران فرمانروایی خود به بغداد لشگر کشیدند و خلیفه عباسی را شکست دادند . مغولان در زمان اولجایتو موفق شدند برای مدت کوتاهی این سرزمین را تصرف کنند . گیلانیان در به قدرت رسیدن صفویان نقش مهمی را ایفا کردند.

در زمان سلطنت شاه‌عباس اول ،‌ گیلان استقلال خود را از دست داد . در سال ۱۰۷۱ هجری قمری ، قوای روسیه به دستور پتر کبیر به گیلان حمله برد و رشت را تا سال ۱۱۴۵ هجری قمری در اشغال خود نگه داشت .   گیلک‌ها در پیروزی انقلاب مشروطیت نیز سهمی عمده داشتند . آن‌ها در سال ۱۲۸۷ هجری قمری تهران را فتح کردند .  نقش مردم گیلان در نهضت میرزا کوچک خان جنگلی نیز از نمونه‌های درخشان تاریخ این سرزمین است.

جمعیت و تراکم

طبق سرشماری سال ۱۳۹۰، جمعیت استان گیلان ۲۴۸۰۸۷۴ نفر بوده که ۶۱ درصد شهرنشین و ۳۹ درصد روستانشین هستند . از نظر تراکم نسبی جمعیت ، استان گیلان پس از استان تهران در مقام دوم قرار دارد .

عوامل متعددی مانند آب‌وهوای مساعد ، خاک رطوبتی و حاصل خیز، وجود شبکه‌های آب روان دائمی و امکانات کشاورزی فراوان و متنوع و گسترش راه‌های ارتباطی، سبب ایجاد تراکم شدید در این استان گردیده است .

اقوام در گیلان:

دو مفهوم قوم و ملت از دیرباز در زبان فارسی کاربرد داشته است ولی تا سده اخیر فاقد معنا و تعریف مشخصی بوده است اما امروزه به مجموعه تابعان یک کشور ملت می‌گویند و در هر ملتی گروه‌هایی وجود دارند که از حیث زبان، فرهنگ و سرزمین متمایزند که به این گروه‌ها « قوم » می‌گویند.

در استان گیلان، اقوام مختلفی زندگی می‌کردند که امروزه بر اثر عوامل طبیعی، تاریخی ، سیاسی ، مهاجرت‌ها و ارتباطات وسیع قرن اخیر بین این استان با سایر نقاط کشور ، اثر چندانی از بعضی اقوام مشاهده نمی‌شود. این اقوام عبارتند از:

گیل

دیلم

کادوس­ها

مادها

کاس­ها (کاسپین‌ها)

دوربیک‌ها

نام دریای خزر که در زبان انگلیسی ، کاسپین نامیده می‌شود از نام قوم کاسپین گرفته‌شده است و چون دوربیک‌ها در حوالی کوه درفک زندگی می‌کردند نام قله درفک از نام این قوم، گرفته‌شده است.

با این توصیف می‌توان گفت قوم غالب در گیلان گیلک می‌باشد و پس از آن به ترتیب اقوام تالش، ترک، کرد، لر به ترتیب بیشترین جمعیت در استان گیلان را دارا می‌باشد.

گویش مردم گیلان

گویش گیلکی شامل زبان‌های تالشی و هرزندی و گورانی و گیلکی و مازندرانی و برخی از زبان‌های تاتی و سمنانی می‌باشد و  از دیدگاه تاریخی این زبان‌ها به زبان پارتی (اشکانی) وابستگی دارند.

گیلکی با زبان پارسی میانه نزدیکی دارد و یکی از زبان‌های ایرانی و یکی از شعب زبان پهلوی است که درواقع به‌عنوان زبان مادری مردم گیلان محسوب می‌گردد. گیلکی خود به چند شاخه تقسیم می‌شود که هرچه به‌طرف شرق و جنوب استان گیلان پیش برویم گویش‌ها با یکدیگر اندکی اختلاف پیدا می‌کنند .

گویش تالشی در قسمت غرب و شمال غرب استان به‌ویژه واقع در مرز ایران و جمهوری آذربایجان ، عده‌ای به این زبان تکلم می‌کنند. این زبان ازجمله زبان‌های شمال غربی ایران است که در زمان‌های قبل (تا حدود قرن ۱۰ هجری قمری) در سرزمین آذربایجان رایج بوده و از آن پس، جای خود را به یکی از گویش‌های ترکی داده است .

در این دیار علاوه بر زبان ملی ( فارسی ) به چندین زبان بومی با گویش‌ها و لهجه‌های مختلف ازجمله گیلکی، تالشی، تاتی و ترکی تکلم می‌کنند که در جنوب استان در شهرستان رودبار اقوام کرد، لر، لک، تات و گیلک و در شمال استان در شهرستان‌های تالش، رضوانشهر، اقوام گیلک، تالش و آذری و در شهرستان آستارا اقوام آذری، گیلک و در سایر مناطق گیلان قوم گیلک مستقرند.

دین و مذهب

هرچند مذهب در گیلان به تبعه کل کشور شیعه اثنی عشری است ولی از شهرستان‌های شانزده‌گانه آن سه شهرستان رضوانشهر، تالش و آستارا به ترتیب حائز بیشترین جمعیت اهل تسنن اند و تعداد معدودی از ساکنین استان گیلان مستقر در رشت، بندرانزلی، دارای ادیان مسیحی، یهودی و زردشتی‌اند.

معروف‌ترین غذاهای محلی گیلان:

مرغ فسنجان یا مرغ لاکو، میزرا قاسمی، باقلاقاتق(خورشت باقلی)، ترش تره، سیرقلیه، آلومسما، ماهی فیبیج، واویشکا، ترش شامی، کال کباب، بورانی بادمجان، بورانی اسفناج، چغندر بورانی، زیتون‌پرورده، اشپل (خاویار ماهی)، ماهی شور، ماهی‌دودی، اناربیج، شش‌انداز، سیرابیج، شیرین تره، خالو آبه، چخرتمه، نازخاتون، لونگی، موتن جان.

 

پوشش محلی مردم استان گیلان

پوشش زنان و مردان ایرانی از جمله مسائلی است که از دوران قدیم برای مردم دارای اهمیت بود. بررسی پوشاک ازین نظر اهمیت دارد که اطلاعاتی در رابطه با سیر تحولات تاریخی، اعتقادی، اجتماعی و پیشرفت صنعت به ویژه نساجی و پارچه بافی به ما میدهد. لباس های محلی در هر منطقه برگرفته از آداب و رسوم هر منطقه و با توجه به شرایط موجود آنجا است. استان گیلان نیز ازین قاعده مستثنی نبوده است.

تاریخ نویسان قدمتی بیش از چهار هزار سال برای لباس های محلی گیلانی برآورد کرده اند. در گیلان مردم به دلیل وجود طبیعتی زیبا و مملو از رنگ کمتر از رنگ مشکی استفاده می‌کردند.  لباسهای محلی زنان گیلان را می توان به سه بخش شرق، غرب و مرکز تقسیم بندی کرد که لباس زنان شرق گیلان به لباس “قاسم آبادی” ، زنان غرب گیلان “تالشی” و لباس زنان مرکزی گیلان با عنوان “رسوخی” معروف است. لباس قاسم آبادی از قدیمی ترین و اصیل ترین لباس های ایران و مشرق زمین است. در جشنواره های بین المللی مختلف مد و لباس جوایز بسیاری برده است. این لباس شامل یک روسری زیرین به نام (مندیل) که به جای آن از کلاه نیز استفاده شده و با تعداد زیادی سکه در قسمت پیشانی تزیین می شود، جلیقه این لباس به مانند جلیقه های دیگر بوده با فرق این که با سکه تزئین شده است. پیراهن لباس قاسم آبادی تفاوت خاصی با پیراهن های نقاط مختلف گیلان دارد. دامن آن نیز از پارچه ساده و یا گل دار که روی آن با فرم استانداردی نواردوزی شده تشکیل می شود.

اما لباس قاسم آبادی تنها یک نمونه از مدل های متنوع لباس بانوان گیلانیست. چند نمونه معروف دیگر از پوشش مردم گیلان زمین عبارتند از:

لَچَک که همان روسری یا سربند مخصوص زنان گیلانی است.

چادر شب پارچه ای زیبا و رنگارنگ است که قدمت بسیار طولانی دارد و نسل به نسل دختران بافت آن را از مادران خود آموخته اند. چادر شب نوعی کمرپیچ برای زنان محلی گیلان و مازندران به حساب می آید.

الجاقبا پوشش دوخته شده ای از مخمل یا پارچه چادر شب است که پـوشش زنان در کوهستانهای شرقی و قاسم آباد بوده است.

شلیته یا کوتاه تومان (تنبان) دامنی کوتاه و پرچین است که به آن “گرد تومان” نیز می گویند. دامن، دراز تومان واژه ایسـت که برای دامن بلند چین دار در مرکز و شرق گیلان استفاده می شود درغرب گیلان تالشیها آن را “شلار” می گویند.

لباس محلی زن گیلانی به واسطه تنوع رنگ و نوع پوشش یکی ازبهترین انواع لباسهای محلی ایران است که باید به عنوان یکی از نشانه‌های هویت ملی حفظ و ماندگار شود.

آداب و رسوم

آداب و رسوم کهن مردم گیلان زمین همواره با جذابیت‌های منحصر به فردی همراه بوده است.

نوروز خوانی از مراسم آخر هر سال در گیلان است. نوروزخوانی که هم اکنون نیز کم و بیش رواج دارد، در گیلان نماد ورود بهار و خیر و برکت است.

نوروز خوانی

نوروز خوانی از مراسم آخر هر سال در گیلان است. نوروزخوانی که هم اکنون نیز کم و بیش رواج دارد، در گیلان نماد ورود بهار و خیر و برکت است.

برای این کار گروهی نوروزخوان در کوچه و خیابان به راه می‌افتند و اشعاری می‌خوانند. از معروف‌ترین این اشعار می‌توان به دوازه امام و عروس گوله اشاره داشت.

اغلب نوروزخوانان نخست دوازده امام را می‌خوانند و وقتی به قسمت ترجیع بند می‌رسند، آن را دو نفری تکرار می کنند و بعد نوروز و نوسال می‌خوانند.

این شعر چنین آغاز می‌شود:

همی خوانم امام اولین را شه کشور امیرالمؤمنین را

وصی و جانشین یعنی علی را

به یاسین والف لام و به فیروز دهید مژده که آمد عید نوروز

امام دومین هم دسته گل شفاعت می کند او بر سر پل

حسن بابش سوار است او به دلدل

به یاسین و الف لام و به فیروز دهید مژده که آمد عید نوروز

این شعر در مدح دوازده امام ادامه می یابد.

عروس گوله

نمایش عروس گوله نیز از دیگر مراسم قبل از حلول سال نو به شمار می رفت. این نمایش همراه با آواز ریتمیک دارای مفاهیم اخلاقی و آیینی خاصی بود. بازیگران این نمایش معمولاً سه نفر بودند و به نقش غول، پیربابو و نازخانم ظاهر می شدند. نقش نازخانم را بیشتر مواقع پسر جوانی که لباس زنانه پوشیده بود اجرا می کرد.

پیر بابو یا کوسه نقش پیرمردی بود که با غول بر سر تصاحب نازخانم به بحث و جدل می پرداخت. غول هم خود را با کلاهی از کلوش (ساقه برنج)، زنگوله ها و چماق به هیبتی عجیب می آراست.

این گروه به منازل مختلف رفته، به ایفای نقش خود می‌پرداختند و در ازای تهنیت گویی خویش و آرزوی سالی پربرکت و پر یمن برای صاحبخانه، از او هدایایی دریافت می کردند. گاه نقش یک شخصیت دیگر به اسم کاس خانم نیز به این جمع اضافه می‌شد.

گل گل چهارشنبه

از دیگر مراسم کهن ایرانیان که در گیلان هم با بعضی تغییرات جزیی به آن می‌پردازند، چهارشنبه سوری است که در غروب آخرین سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام می شود.

به این منظور خار، بوته، گون و کاه جمع‌آوری می‌شد و با درست کردن پشته‌هایی که معمولاً رو به سمت قبله می‌نهادند و سپس آتش زدن آنها، از روی آتش می‌پریدند و هنگام پریدن با خوشحالی می‌خواندند:

گل گل چهارشنبه به حق پنج شنبه

زردی بشه، سرخی بایه نکبت بشه، دولت بایه

یعنی: ای شعله آتش چهارشنبه، به حق پنج شنبه، زردی و ضعف و بیماری رخت بر بندد و نوبت سرخی و نشاط و خرمی فرا رسد. دوره نکبت و ناکامی به سر آید و دولت و اقبال روی نماید.

این سنت که از روزگار زرتشت و حتی جلوتر بر جای مانده، در دوران اسلامی با اعتقادات مردم در هم آمیخته و رنگ و بویی دینی گرفته است. دود کردن اسپند هم از این رسوم است که سعی می شد از سادات خریداری شود و به هنگام دود کردن آن زمزمه می‌کردند:

عاطتیل کن، باطیل کن تی مرده ماره بیرون کن

اسفند دوکن چاووس بایه مردمار به هوش بایه

یعنی: عاطل و باطلش کن و چشم زخم را از وجودها دور ساز. مادر شوهرت را بیرون کن. اسپند دود کن تا چاووش بیاید. تا مادر شوهرت به هوش بیاید.

گیلان در ایام نوروز

علاوه بر این به نیت این که دختران به زودی به خانه شوی بروند، دختران دم بخت را چند ساعتی از خانه بیرون و خانه تکانی می کردند. شکستن کاسه و کوزه و ظروف کهنه به علامت دور ساختن نفرت و رفع قضا و بلا از دیگر آداب این روز به شمار می رفت.

مراسم چهارشنبه سوری در نواحی مختلف گیلان با تفاوتی اندک اما شبیه به هم اجرا می شد و گاه شلیک تیر و ترکاندن ترقه نیز در برنامه جای داشت. گاه نیز به نیت برکت، یکی از اهالی با تبر به سمت درختی که بار نمی داد می رفت اما با ضمانت دیگران برای بار آوردن درخت در سال بعد، شخص تبر به دست از قصد خود منصرف می‌شد.

فال‌گوش ایستادن

فالگوش ایستادن نیز از دیگر برنامه‌های چهارشنبه سوری است. برای این کار، در گذرگاه ها می‌ایستادند و با شنیدن پنهانی نخستین کلمات عابرین، مفهوم آن را حمل بر توفیق یا ناکامی خود در سال آتی می‌شمردند.

قاشق زنی

از دیگر رسوم اجرایی این شب بود که معمولاً جوانان و بیشتر دختران به در خانه همسایه ها می رفتند و با پنهان کردن روی خود و بدون دادن آشنایی، خواستار هدیه می شدند. نقل و نبات و تنقلات از عمده ترین چیزهایی بود که در کاسه قاشق زنان جای می گرفت.

شال اندازی

در مناطق روستایی کوهستانی از رسوم شایع چهارشنبه سوری بود و گاه حالت نوعی خواستگاری از دختر صاحب خانه را داشت.

معمولاً به گوشه شال اینان مقداری شیرینی و آجیل به عنوان هدیه صاحب خانه بسته می شد و شال اندازان بدون مشخص کرن هویت خویش به خانه فرد دیگری می رفتند.

سیزده سال

آخرین مراسم نوروز، سیزده سال است. در این روز مردم گیلان بیشتر به کنار رودخانه‌ها و در دل جنگل‌ها می‌روند و به صورت گروهی، آخرین روز نوروز را گرامی می‌دارند.

دختران گیلانی در این روز سبزه گره می‌زنند. این مراسم معمولاً با بندبازی، کشتی گیله مردی و نواختن ساز و نقاره همراه است.

غذاهای گیلان

یکی از جذابیت های استان های شمالی خصوصا گیلان غذاهای آن است که با طعم و رنگ و بوی خاص خود مورد توجه بسیاری از مردم با ذائقه های مختلف می باشد. بد نیست نگاهی به غذاهای گیلانی داشته باشیم:

باقلاقاتق

این خورش بسیار مشهور از خطه‌ی شمال با ترکیب پاچ باقلا (نام دیگر: لوبیای کشاورزی) شوید، سیر و تخم مرغ تهیه می‌شود. شاید تا به حال در شمال کشور چنین لوبیاهایی را دیده باشید که برخلاف سایر حبوبات بدون پوست و به شکل خیس خورده و تازه فروخته می‌شوند. پاچ باقلا را پس از خیس خوردن به همراه شوید و سیر و ادویه در روغن تفت می دهند، با افزودن آب و پس از جا افتادن خورش، روی باقلا قاتق تخم‌مرغ می‌شکنند. مردم گیلان خورش‌ها را در ظروف سفالی مخصوص این استان به نام گَمَج می‌پزند. این خورش لذیذ به همراه پلو سرو می‌شود.

میرزا قاسمی

غذای دیگری که به دلیل طعم بی‌نظیرش شاید در اغلب سفره‌های ایرانی حاضر باشد میرزاقاسمی است. بادمجان، گوجه، سیر و تخم مرغ ترکیبات اصلی این غذا هستند. طعم دودی میرزا قاسمی که باعث شده این غذا از زمره‌ی طعم‌های تکراری حذف شود به دلیل کباب کردن بادمجان است. بادمجان ها را پس از کباب شدن ساطوری کرده، به همراه سیر تفت داده و سپس با گوجه می‌پزند. در انتها نیز تخم مرغ به غذا اضافه می‌شود. میرزا قاسمی را مانند خورش در کنار پلو سرو می‌کنند.

ترش تره

این خورش با انواعی از سبزیجات یعنی تره، جعفری گشنیز، اسفناج، برگ چغندر و … به همراه یک نوع ترشی (که می‌تواند آب نارنج یا انار باشد) و سیر تهیه می‌شود. سبزی‌های خورد شده را به همراه مقدار بسیار کمی برنج می‌پزند، سپس سیر و ادویه‌ی تفت داده را به آن اضافه می‌کنند. در مرحله‌ی بعد سبزیجات باید در ترشی پخته شوند، پس از جا افتادن خورش روی آن تخم مرغ می‌شکنند.

کوکوی مرغ

کوکویی ساده و درعین حال خوشمزه که از ترکیب گوشت مرغ آب‌پز به همراه تخم مرغ، پیاز و ادویه تهیه می‌شود.

سیر قلیه خورش گیلانی دیگری است که با ترکیب اصلی برگ سیر، تخم مرغ، لپه، گوشت مرغ یا اردک و کمی آبغوره تهیه می‌شود. گوشت پس از تفت دادن با آبغوره طعم دار شده و همراه با لپه آن را می‌پزند. سپس برگ سیر خرده شده را سرخ کرده و با تخم‌غ هم زده می‌پزند؛ در ادامه ترکیب برگ سیر به گوشت اضافه می‌شود؛ خورش تا زمانی که جا بیافتد می‌پزد.

کباب ترش

طعم متفاوتی از کباب را با خوردن این غذا تجربه خواهید کرد. برای تهیه این غذا، گوشت گوسفند را پیش از کباب شدن چند ساعت در ترکیب رب انار، انار ترش سابیده، سیر، پیاز، سبزی محلی (با نام چوچاق)، روغن زیتون و گردوی سابیده می‌خوابانند. سپس گوشت‌ها را به سیخ کشیده و روی ذغال کباب می‌کنند.

اناربیج

این خورش شباهت بسیاری به فسنجان دارد که یکی دیگر از غذاهای محلی گیلان است؛ با این تفاوت که در اناربیج به جای گوشت مرغ از گوشت گوسفند به شکل کوفته‌قلقلی و همچنین سبزی‌های محلی استفاده می‌شود.

واویشکا

واویشکا یا جغوربغور یا همان خوراک جگر غذایی لذیذ است که انواع مشابه آن در دیگر استان‌ها مانند آذربایجان نیز دیده می‌شود. این غذا از تفت دادن و سرخ کردن دل، جگر و قلوه‌ی گوسفند به همراه ادویه و پیاز و رب گوجه تهیه می‌شود.

کال کباب

از چاشنی‌های پرطرفدار گیلانی می‌توان کال کباب را نام برد که از بادمجان کباب شده، سیر، انار، آب انار، سبزی معطر و گردوی خرد شده تهیه می‌شود. در اصل سبزی مورد استفاده محلی (نوعی سبزی به نام چوچاق) است. برای تهیه کال کباب بادمجان‌های کباب شده را ساتوری و همراه با دیگر مواد کاملا مخلوط می‌کنند.

زیتون پرورده

چاشنی گیلانی دیگری که هم شهرت و هم محبوبیتی در کل کشور دارد زیتون پرورده است. زیتون پرورده از مخلوط کردن زیتون با معجونی از مغز گردوی سابیده، سیر، رب انار و آب انار، گلپر، و سبزی محلی چوچاق یا نعنا تهیه می‌شود.

سیرابیج

سیراویج یا سیرواویج غذای ساده و محبوب گیلانی است که در وعده‌ی شام صرف می‌شود. برگ سیر پس از ریز کردن و سرخ کردن با تخم مرغ مخلوط می‌شود.

ترشِ آش

این آش از نخود و لوبیا، برنج، سبزی‌های مختلف، و باقلا تهیه می‌شود. طعم بی‌نظیر ترشی که این آش را از انواع دیگر آش‌ها متمایز می‌کند به دلیل وجود رب انار یا آبغوره یا آب نارنج در غذا است.

ماهی شکم‌پر

برای تهیه‌ی این ماهی شکم پر ابتدا ماهی چند ساعت در آبلیمو، رب محلی ازگیل و رب گوجه خوابانیده و طعم دار می‌شود. سپس درون ماهی را با معجونی از گردوی آسیاب شده، سبزی‌های معطر، پیاز، ادویه، رب انار و ازگیل پر کرده و در فر کباب می‌کنند. ماهی شکم‌پر در مناطق مختلف استان با نام‌های مختلف از قبیل ماهی لونگی، ماهی فویج و یا ماهی فبیج شناخته می‌شود.

مرغ شکم‌پر

مرغ شکم پر نیز مانند ماهی شکم پر  رب ازگیل و آبغوره آغشته کرده و به مدت یک شب در یخچال گذاشته تا طعم دار شود.سپس درون مرغ را با گردوی آسیاب شده، رب ازگیل، پیاز و ادویه پر و در فر کباب می‌کنند.

شش انداز

خورش گیلانی دیگری از بادمجان که با ترکیب آشنای رب انار، پیاز و گردو طعم جدیدی به خود می‌گیرد. برای تهیه‌ی شش انداز، معجونی از گردو و رب انار با بادمجان سرخ شده مخلوط و طبخ می‌شود.

آلو مسما

ترکیب اصلی این خورش خوشمزه مرغ و انواعی از آلو (آلو سیاه، آلو بخارا و قیسی) همراه با پیاز و شکر، زعفران و کره است. پس از آب پز کردن کامل مرغ با نمک و ادویه، آلوهای تفت داده را به آن اضافه کرده و در نهایت پیاز سرخ شده و شکر به خورش اضافه می‌کنند، پس از چند دقیقه جوشیدن خورش آلو مسما آماده است.

کوکو اشپل

اشپل که به تخم ماهی گفته می‌شود در شمال کشور به دلیل فراوانی ماهی به راحتی یافت می‌شود؛ رایج‌ترین غذای تهیه شده با اشپل کوکوی آن است که به سادگی با ترکیب اشپل با تخم مرغ آماده می‌شود. با خوردن کوکوی اشپل طعم متفاوتی را تجربه خواهید کرد.

آش شله قلمکار

شله قلمکار از مشهورترین آش‌های ایرانی است که ترکیبی غنی داشته و از انواع حبوبات مانند نخود، لوبیا، عدس، برنج، گندم، پیاز، سبزیجات آش مانند تره، اسفناج، جعفری، گشنیز و گوشت گوسفند و روغن در طبخ آن استفاده می‌شود. .

کولی غورابیج

غذایی تهیه شده از ماهی کولی، که مغز گردو، سبزی‌های محلی، شکر و آبغوره به دلخواه از ترکیبات اصلی آن هستند. این ماهی به صورت خورش پخته شده و به همراه برنج سرو می‌شود.

ماهی دودی یا ماهی شور

از چاشنی‌های پر طرفدار گیلانی ماهی دودی یا شور است که به صورت آماده از بازار روز تهیه می‌شود. روش آماده کردن ماهی دودی به این شکل است که تکه‌ی کوچکی را از ماهی درون ظرفی سفالی روی برنجِ آماده‌ی دم  قرار می‌دهند، این چاشنی همراه با انواعی از خورش‌ها سرو می‌شود. ماهی دودی روش دیگری برای طبخ ماهی دودی یا شور وجود دارد، به این صورت که ماهی را از شب قبل خیس کرده و تا صبح چندین بار آب آن را عوض می‌کنند؛ سپس بدون اینکه ماهی با آب در تماس باشد آن را بخارپز می‌کنند تا استخوان‌های ماهی نیز نرم شود.

گل در چمن

این غذا خورشی از ترکیب باقلای سبز (در گیلان به نام باقلای مازندرانی معروف است)، تخم مرغ، شوید و زردچوبه، همچنین گوشت گوسفند به دلخواه است. پس از سرخ کردن باقلا به همراه شوید و زردچوبه، تخم مرغ روی آن شکسته و مخلوط می‌شود.

 

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور

آداب و رسوم و روحیات مردم روسیه

روحیات ملل و آداب و رسوم مردم سراسر جهان از جمله رفتارهایی منحصر به فرد است که تقریبا هر کشوری مخصوص به خود این رفتار ها و هنجارهای خود را داراست. ممکن است یک کاری در یک کشور معنای مثبتی بدهد و همان کار در کشوری دیگر به معنای توهین تلقی شود. بنابراین به همه افرادی که قصد سفر به کشوری مشخص را دارند واجب است تا برای رعایت مسائل موجود و هنجارها در کشور مقصد با آداب و روحیات آنجا آشنا شود.

۱- با دستکش دست ندهید

از نطر روس ها به شدت غیر مودبانه است که هنگام ملاقات کسی، با دستکش دست دهید. بنابراین مطمئن شوید قبل از هرگونه ملاقات و برخوردی دستکش خود را درآورید.  همچنین هرگز در ورودی در دست ندهید چون روس ها آن را نشانه ی بدشانسی می دانند. آن ها معتقد هستند اگر در درگاه دست بدهید عاقبت کار صحبت با شما به یک مشاجره و دعوا ختم خواهد شد.

۲- آخرین گیرنده ی هدیه نباشید

روس ها یک عبارت و اصطلاح خنده دار دارند که ترجمه ی ابتدایی آن این است: “آخرین کسی نباشید که هدیه گرفته است.”.معنی ساده ی آن، این می شود که هرگز کسی نباشید که آخرین هدیه را دریافت کرده است و همواره هدیه ی دریافتی را جبران کنید . روس ها بسیار تمایل به بخشندگی و سخاوتمندی دارند حتی اگر چیز زیادی برای دادن نداشته باشند. بنابراین هرگز وقتی چیزی را به شما می بخشند قبول نکنید مگر اینکه حقیقتا آن را می خواهید و در ضمن این نکته را رعایت کنید که بعد از چندین بار رد کردن آن را بپذیرید و از این بابت نگران نباشید چرا که روس ها چندین بار تعارف و اصرار می کنند.

۳- جوک های خانوادگی نگویید

بسیاری از جوک هایی که در روسیه می شنوید ممکن است راجع به جنسیت، نژاد، مذهب و حتی سیاست باشد و خندیدن به آن ها هم محدودیتی ندارد. ولی دقت کنید هرگز جوک هایی پیرامون موضوع اعضای خانواده نگویید چرا که از نظر روس ها این کار بسیار اهانت آمیز و گستاخانه است.

۴- به سالمندان بی احترامی نکنید

مشابه بسیاری از کشورها احترام به سالمندان بخش مهمی از فرهنگ خانواده است. دادن صندلی خود در اتوبوس یا مترو به افراد مسن و یا زن باردار نشانه ی احترام است. شاید در بعضی کشورها تعارف صندلی به افراد اقدام خوشایندی به نظر نرسد ولی در روسیه از شما انتظار دارند جای خود را به کسی که احتیاج دارد بدهید.

۵- صورتحساب غذا را دانگی حساب نکنید

وقتی در بیرون غذا می خورید میزبان باید تمام صورتحساب را بپردازد، بنابراین در این کشور  این که هر کس سهم خودش را بدهد بی ادبی محسوب می شود. همچنین این رسم که آقا باید در هنگام همراهی با یک خانم هزینه ها را بپردازد، همچنان در روسیه پابرجا است.

۶- کیف پول خالی هدیه ندهید

روس ها معتقد هستند هدیه دادن یک کیف جیبی خالی، بد شانسی می آورد. از نظر آن ها چنین هدیه ای به معنی آرزوی تهیدستی و مشکلات مالی برای دریافت کننده ی هدیه است. بنابراین اگر به دوست خود یک کیف جدید هدیه می دهید، مطمئن شوید که یک  چیز مخصوص هر چند کوچک داخل کیف گذاشته اید.

۷- اجازه ندهید خانمی بار سنگین حمل کند

در روسیه قوانین مجزا بر اساس جنسیت همچنان وجود دارد. از این رو از مردان انتظار می  رود جوانمردانه رفتار کنند. به عنوان مثال دست زنی را که از اتوبوس پیاده می شود را بگیرند، در ماشین را باز کنند، او را در حمل وسایل سنگین کمک کنند. .با این که زنانروسی از نظر بنیه ی بدنی قوی هستند، مردان روس باور دارند کمک به زنان یک کار  ساده برای نشان دادن ادب است.

۸- بدون دلیل لبخند نزنید

روس ها فقط برای دوستان و اعضای خانواده ی خود لبخند می زنند. بنابراین در مسکو زمانی که در وسایل حمل و نقل عمومی هستید یا خرید می کنید بر حسب تصادف به غریبه ها لبخند نزنید. روس ها یک ضرب المثل دارند، “بدن دلیل لبخند زدن نشانه ی  حماقت است.”

۹- دست خالی به جایی نروید

اگر برای صرف شام یا ملاقات به منزل کسی دعوت شده اید، خیلی بی ادبانه است که دست خالی بروید. یک هدیه ی کوچک مثل گل، دسر و یا یک اسباب‎ بازی کوچک برایکودکان با خود به همراه داشته باشید. روس ها با افتخار برای مهمانان خود وعده هایغذایی مفصل و پر نقش و نگاری را آماده می کنند و دست خالی رفتن، نوعی عدم قدردانی از میزبان محسوب می شود.

۱۰- با کفش وارد خانه نشوید

هرگاه وارد منزل یک روس می شوید رسم درست این است که کفش های خود را در  بیاورید. بسیاری از خانه ها با فرش های گران قیمت ایرانی تزئین شده اند که تمیز کردن آن ها کار مشکلی است. بعضی میزبان ها ممکن است به شما پیشنهاد دهند دمپایی بپوشید. در برخی مهمانی ها ممکن است برخی بانوان یک جفت کفش اضافی برای استفاده در داخل خانه بیاورند.

۱۱- در گوشه ی میز ناهارخوری ننشینید

این یکی دیگر از خرافات روس ها است. توصیه می شود که هرگز در گوشه ی میز ناهارخوری ننشینید، به خصوص اگر شما یک خانم جوان هستید. گفته می شود “کسی که در گوشه ی میز بنشیند سرنوشت او به گونه ای رقم می خورد که هرگز ازدواج نکند یا به عشق خود نرسد.”

۱۲- در فضای بسته سوت نزنید

مشابه بسیاری از فرهنگ های آسیایی، در روسیه نیز سوت زدن در فضای سرپوشیده بدشانسی می آورد. روس ها بسیار خرافاتی هستند و باور دارن سوت زدن در داخل ساختمان باعث ورشکستگی مالی، فقر و حمله ی سوسک ها می شود!

۱۳- بطری خالی را روی میز نگذارید

اگر در منزل یک روسی چیزی می نوشید، رها کردن بطری خالی روی میز به عنوان بد شانسی در نظر گرفته می شود. وقتی یک بطری تمام شد، بهتر است آن را روی زمین قرار دهید و یا قبل از سرو کردن بطری جدید آن را دور بیندازید. همچنین به شما توصیه می شود هرگز پول خرد یا کلید خود را روی میز جا نگذارید .از نظر روس ها این موضوع باعث بدیمنی و ورشکستگی مالی و غم واندوه خواهد شد.

۱۴- لباس راحتی نپوشید

معمولا روس ها خیلی خوب لباس می پوشند. زنان و مردان روس دوست دارند حتی در  کارهای غیر رسمی مثل خرید از سوپرمارکت و رفتن به بانک هم لباس شیک بپوشند. بنابراین دفعه ی بعد که به روسیه رفتید، استانداردهای مد و لباس پوشیدن خود را بالا ببرید.

 

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور

آداب و رسوم دبی

به مذهب ( اسلام ) توهین نکنید
مذهب اسلام در فرهنگ مردم امارات نقش مهمی را بازی می کند . هر واکنشی که منجر به توهین یا تخریب اسلام شود یک عمل مجرمانه تلقی شده و جریمه ی سنگین و زندانی شدن را شامل می شود . به همین دلیل افراد خارجی غیر مسلمان می توانند در تعداد کمی از مکان های مشخص به عبادت بپردازند.در طول ماه رمضان خوردن و

مزاحم خانم ها نشوید
حریم خصوصی در فرهنگ مردم امارات جایگاه ویژه ای دارد . بنابراین باید دقت نمود که به راحتی نمی توان در خیابان با هر زنی سر صحبت را باز نمود یا از او عکس گرفت . با آزار جنسی زنان به شدت برخورد می شود بنابراین از انجام رفتارهای زننده و چیزی که باعث اهانت به زنان شود خودداری شود.
فحش دادن و استفاده از اشارات توهین آمیز با دست ممنوع است:
در دبی هنگام معاشرت با مردم استفاده از الفاظ رکیک ممنوع است و می تواند باعث گرفتاری جدی شخص شود.
همچنین استفاده از علائم توهین آمیز با دست مشمول جریمه زندان و یا اخراج است.
نوع مجازات بستگی به آن دارد که به چه شخصی شما توهین کرده باشید.

توهین به حکام امارات ممنوع است
سیستم حکومتی کشور امارات عربی متحده مبتنی بر سیستم طایفه ای است و رهبران قبایل از چهره های مورد احترام اجتماع هستند . هرگونه نقد و انتقاد یا اظهار نظر توهین آمیزدر مورد این کشور یا رهبران آن بر خلاف قانون این کشور است.

 

لغات پرکاربرد
از آنجا که دبی شهری پر تردد است و هر روزه مقصد انواع تورمسافرتی از اقصی نقاط دنیا است. می‌توانید با تکیه بر زبان انگلیسی به راحتی در آن اقامت کنید. اما برای برقراری ارتباطی صمیمانه‌تر با مردم لازم است برخی اصطلاحات و کلمات پرکاربرد مثل سلام و خداحافظی ،تشکر، پرسیدن آدرس‌های کاربردی و احوالپرسی را به عربی به خاطر بسپارید.

مکالمات روزمره
اگر به بازار Souk وارد شدید و خواستید از قیمت اجناس مطلع شوید بهتر است که به عربی جمله‌ی خود را بیان کنید. از جهت دیگر ترجمه‌ی عربی کلمات بله یا خیر می تواند کمک فوق العاده‌ای برای شما باشد و تورمسافرتی شما را ساده‌تر کند. این جریان از جهت دیگر موجب می شود رابطه‌ی کلامی صمیمانه تری با کسبه پیدا کنید.

 پوشش مناسب
صد البته که دبی شهری است بین المللی و نحوه‌ی پوشش در نواحی مدرن انقدرها که باید و شاید از قواعد وقوانین خاص پیروی نمی کند اما اگر به عنوان یک خانم راهی توردبی شده اید و قصد دارید از نقاط سنتی شهر بازدید کنید. بهتر آن است که پوششی موجه و پوشیده را انتخاب نمائید. در این صورت می‌توان مطمئن بود که اهالی محلی دبی با رویی باز با شما برخورد کرده و اطلاعاتی که مورد نیازتان است را در اختیار شما قرار خواهند داد.

دبی در ماه رمضان
ماه رمضان یکی از زیباترین جلوه‌ها را در  توردبی  مشاهده خواهید کرد. اگر قصد دارید این شهر را غرق در شوق و شادی ببینید بهتر است که توردبی خود را به ماه رمضان موکول کنید. این شهر در این ماه مملوء است از شوق و شور سفره های سحری و افطار به باشکوه ترین حالت در آن پهن می شوند، مساجد مملوء از نورافشانی خواهند بود و می توانید بهترین سوژه‌ها برای عکاسی را در این شهر پیدا کنید.

 

 

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور

آداب و رسوم مردم اصفهان

 

آتش‌افروزى و جل جلانى

در نطنز و آبادى‌هاى آن رسم است که در شب‌هاى هفدهم، هيجدهم و نوزدهم دى‌ماه کودکان در دسته‌هاى مختلف جمع مى‌شوند و هر دسته در يکى از تپه‌ها و بلندى‌هاى آبادى بوته و خار و هيزم را که از پيش جمع کرده‌اند آتش مى‌زنند به‌طورى‌که شعله‌هاى آتش سراسر آبادى را روش کند. آنها معتقدند روشنائى اگر به درخت‌ها برسد آن‌ سال ميوه و سردرختى بيشتر مى‌شود و آفات از بين مى‌رود. برخى به نيت آنکه درختان ميوه بيشترى بدهند به قبرستان رفته و سنگ‌هاى کوچک و بزرگ جمع مى‌کنند و به شاخه‌هاى درختان مى‌آويزند. در مراسم آتش‌افروزى بعد از خاموش شدن آتش‌ها و تاريکى دوباره به ده برمى‌گردند و به يک نفر توبره ٔ بزرگى مى‌دهند و به‌حالت گروهى به در خانه‌ها رفته، گاهى دسته‌ها با هم برخورد مى‌کنند و با هم درگير مى‌شوند تا يکى پيروز شود .

شب اسفند

در کاشان و اطراف آن ماه را سى‌روز محاسبه مى‌کنند و براى گرفتن جشن شب اول اسفند قرار جشن مى‌گذارند. از يک‌ماه تا چهل روز پيش از اسفند قرار مى‌گذارند که در يک روز و يک شب همه ٔ اهل آبادى شب اسفند بگيرند. اين نوع محاسبه را به کاشى‌ها منسوب مى‌دارند

 

چله ٔ بزرگ و چله ٔ کوچک

در مرق (Marag) کاشان براى زمستان تقسيم‌بندى مخصوص دارند: ده روز اول زمستان و چهل روز بعد از آن‌را ‘چله ٔ بزرگ’ و بيست روز بعدى را ‘چله ٔ کوچک’ مى‌دانند و به ده روز بعد ‘امن و بهمن’ مى‌گويند. از ده روز باقى‌مانده هفت رو ‘سرما پيرزن’ و سه روز ‘سرما عجوزه’ است .

در جوشقان استرک کاشان هم چله از دهم دى‌ماه شروع مى‌شود و تا بيستم بهمن ادامه دارد. اين چهل روز را به چهار قسمت کرده‌اند که هر قسمت ده روز است و هر ده روز نامى دارد: ده روز اول را چله ٔ بزرگ يا چله ٔ قوس مى‌نامند. ده روز دوم را چله ٔ کوچک و ده روز سوم را چله ٔ برزگر و ده روز چهارم را چله ٔ جولا مى‌نامند . در اين مدت بنا به‌رسم محل برزگران به‌خانه ٔ مالک مى‌روند و برف بام‌ها را پائين مى‌کنند. در آن روز زن ارباب آش هوا مى‌پزد تا بعد از روئيدن برف‌ها از اين آش ميل کنند .

 

اسنبدى کاشان

مردم کاشان و اطراف آن ماه‌هاى سال ار سى روز حساب مى‌کنند و يک سال را سيصد و شصت روز و حساب پنج‌روز باقيمانده را جدا نگه مى‌دارند و آن‌را پنجه مى‌نامند. به اين ترتيب، بيست و پنجمين بهمن ماه تقويم رسمى شب اول اسفند است که آن‌را شب اسبند رعينى يا زراعتى مى‌نامند و عقيده دارند هر سال ده پانزده روز قبل از رسيدن اسفند باد معتدل مى‌وزد که به آن ‘باد اسبند’ مى‌گويند و آن‌را پيک بهار مى‌دانند .

در اين شب دکاندارها دکان‌ها را چراغانى مى‌کنند. آرايش دکان‌هاى سبزى‌فروشى بسيار زيبا صورت مى‌گيرد. آجيل‌فروشان براى اسبندى آجيل آچار درست مى‌کنند و خوردن اين آجيل در اين شب رسم است .

اهالى کاشان در اين شب براى شام پلو مى‌پزند و پلو ماهى دودى يا چلو با کوکو مى‌پزند يا کشمش‌پلو مى‌خورند. پنير و ماست نيز بر سر سفره براى شگون مى‌گذارند . معتقدند در اين شب نبايد تخم‌مرغ خوردو بايد آن‌را در خانه نگاه داشت .

 

مراسم ازدواج

ازدواج با خواستگارى آغاز مى‌شود. اگر والدين دختر موافقت خود را اعلام نمايند . داماد در شبى خوش‌يمن خوانچه به خانه ٔ عروس مى‌فرستد. اين خوانچه از شيريني، يک جلد قرآن، آئينه، سبزي، شربت، حنا، هل، ميخک، دارچين، نمک، کندر، تخم‌مرغ، شانه، اسفند و ابريشم هفت‌رنگ است. اين شکل از مراسم بيشتر از جندق مشاهده مى‌شود .

هنگام بردن خوانچه کسى پيشاپيش گروه قصيده‌اى در مدح ائمه اطهار مى‌خواند و بقيه صلوات مى‌فرستند. و وارد خانه عروس مى‌شوند. بعد از اين مرحله مراسم عقد با حضور بستگان دو طرف برگزار مى‌شود. در اين مراسم زنى با سوزن خياطى ابريشم هفت رنگ را به سر عروس و داماد مى‌کشد يعنى آنها را به‌هم مى‌دوزد تا پيوند آنها ابدى شود .

صبح روز بعد دو مرد و دو زن از بستگان عروس و داماد مردم را براى صرف چاى و شيرينى دعوت مى‌کنند. به اين رسم طلبون مى‌گويند. در اين مجلس يک زن خوش‌شانس حلقه‌اى به‌دست عروس و کفشى به پاى او مى‌کند. سه روز بعد مجلس سيمان عروس برگزار مى‌شود که مردها در خانه داماد و زن‌ها درخانه عروس جمع مى‌شوند .

مراسم زفاف و بردن عروس سه چهار روز بعد از عقد يا چند ماه و حتى دو سال هم مى‌تواند طول بکشد. يک هفته پيش از آن مراسم رخت برون و يک روز پيش مراسم آرايش عروس برگزار مى‌شود. سپس عروس را به حمام مى‌برند و حنابندان انجام مى‌شود. همين مراسم به‌طور جداگانه براى داماد برگزار مى‌شود. سپس همه به خانه ٔ عروس مى‌روند و داماد يکى دو ساعت کنار عروس مى‌نشيند و زن‌ها براى ديدن عروس مى‌آيند و سر و صدا را مى‌اندازند. سپس داماد به‌خانه ٔ مى‌رود تا مقدمات را فراهم کنند اواخر شب داماد و عده‌اى از مدعوين به خانه عروس رفته تا عروس را بياورند. اين مراسم با دايره دمبک و غزل‌خوانى برگزار مى‌شود. عروس را از زير قرآن رد مى‌کنند و زنى آئينه بزرگى روبه‌روى صورت عروس مى‌گيرد. عروس از پدر و مادر خود خداحافظى مى‌کند. و مردها با قصيده و غزل‌خوانى از جلو و زن‌ها با گفتن هولولو و شاباش از ؟؟؟ به‌سمت خانه داماد به‌راه مى‌افتند. مقابل خانه داماد عروس مى‌ايستد تا داماد پاانداز را تقديم کند. سپس داماد چند انار يا سيب به سمت عروس پرت مى‌کند. جلو در خانه داماد عروس را در آغوش مى‌گيرد و به حجله مى‌برد. دائى يا عموى عروس وارد حجله مى‌شود و سوره الرحمن تلاوت مى‌کند و سر عروس و داماد را به‌هم مى‌زند تا خجالت آنها بريزد. جمعيت متفرق مى‌شوند. داماد و عروس بايد با آفتابه لگن پاى يکديگر را بشويند. داماد اين آب را به چهارگوشه خانه مى‌ريزد .

روز بعد والدين عروس ناهار مى‌فرستند و اقوام هديه‌اى به‌نام در حجلگى مى‌برند .

 

مراسم نوروز

چهارشنبه‌سورى

غروب سه‌شنبه آخر سال بانوى خانه بوته‌اى را آتش مى‌زد و آن‌را در کوچه مى‌انداخت. کوزه آبى با چند دانه اسفند هم روى آتش مى‌ريخت تا بلا دور شود. شب چهارشنبه‌سورى فالگوشى و فال‌کوزه انجام مى‌شد .

 

تحويل سال

شب عيد نوروز را پلو مى‌پختند. سفره پهن مى‌کردند و انواع خوراکى‌ها استفاده مى‌شد .

 

سنت های پایدار محرم در استان اصفهان

در اصفهان از شب اول ماه محرم مراسم عزاداری برای امام حسین علیه السلام شروع می شود. قبل از شروع ماه مردم اصفهان شروع به سیاهپوش کردن تکایا و حسینیه ها می کنند .

در اصفهان هر محله دسته عزاداری مخصوص به خود را دارد که غالباً نام محله را روی دسته می گذارند . دسته های چهارسو، لومبان، در کوش و طوقچی هر کدام نام محله های قدیمی و معروفی در اصفهان است. در شب های محرم دسته های عزاداری به محله های یکدیگر می روند و به طور مشترک با سینه زن های میهمان شان از محله دیگر، مراسم را با هم برپا می کنند .

در این ایام عزاداران به یاد امام حسین علیه السلام بر سر و روی خود گل می مالند .

در دسته ها در صف اول بزرگان محل، پشت سر آنها زنجیرزن ها و در پایان صف سینه ز ن ها حرکت می کنند .

در روز عاشورا، تمام دسته های سینه زنی در میدان امام جمع می شوند و به صورت متحد عزاداری می کنند .

در اصفهان خانه ای به نام خانه زرگرباشی است . خانم های اصفهانی روز تاسوعا در این خانه جمع می شوند و نذورات پارسال خود را ادا می کنند .

یکی از مراسم مهم محرم که از شب های اولیه ماه آغاز می شود، تعزیه خوانی است .

به این صورت که یک نفر از گروه تعزیه خوانی با صدای طبل، شروع شدن تعزیه را به اطلاع مردم می رساند. بعد از این که مردم جمع شدند در صحنی که به این منظور تهیه شده است تعزیه خوان ها مرثیه های خود را اجرا می کنند .

در اصفهان غالباً لوازم و تجهیزات مورد نیاز تعزیه خوانی از نذورات مردم تهیه می شود .

مردم لنجان ظهر روز عاشورا و تاسوعا بهترین غذای خود را تهیه می کنند و آن را در سینی می گذارند، سینی ها را روی سرهایشان می گیرند و به پشت در حسینیه ای می روند که سینه زن ها و زنجیرزن ها در آنجا مشغول برگزاری مراسم هستند .

ساعت ۱۲ ظهر در حسینیه باز می شود و مردم در صف های طولانی، با سینی هایی بر سر که پر از نذوراتشان است وارد حسینیه می شوند .

در اصفهان اکثراً تا روز دهم غذاهای نذری مردم قیمه است به جز خمینی شهر که در آنجا نذر اصلی در عاشورا آبگوشت است .

در شب اربعین مردم به مساجد می روند. چراغ ها را خاموش می کنند و سوگواری می کنند. از غذاهای این شب شله زرد و آش شله قلمکار است .

همچنین همه ساله آیین های عزاداری ماه محرم در مناطق مختلف کاشان و اطراف آن نیز با شور و عشق خاص مردم به اباعبدالله الحسین علیه السلام برگزار می شود و عاشقان آن حضرت ارادت و تجدید میثاق خود را هر سال در قالب عزاداری مستحکم تر می کنند .

این آیین ها به فراخور فرهنگ و شیوه های مرسوم در کاشان با اندکی تفاوت از دیرباز همواره در قالب هیأت های مذهبی و راه اندازی دستجات و تکایا برگزار شده است .

با نگاهی به تاریخ عزاداری سنتی در کاشان و شهرهای همجوار آن، همچون نطنز، آران و بیدگل و اردستان به برخی آیین های سنتی ازجمله نخل گردانی و حمل خیمه گاه حسینی و شهدای کربلا بر می خوریم که در زمان آل بویه مرسوم بوده و در زمان قاجار نیز با برپا کردن تکیه ها آیین های تعزیه رونق بیشتری گرفته است .

ازجمله آیین های سنتی محرم در کاشان که به تناسب ایام این ماه حزن و اندوه درگذشته و حال برپامی شود، می توان به آیین چاووش خوانی یا چاووش عزا اشاره کرد .

دراین آیین که قبل از آمدن محرم برپامی شود، فردی در جلوی کاروان در حالی که بیرقی در دست دارد، آمدن محرم را با ذکر اشعاری حزین به مردم خبر می دهد .

 

  • سقاخوانی در ایام محرم

بسیاری از ارادتمندان به امام حسین علیه السلام در حالی که با یک دست مشک آب و با دست دیگر کاسه ای در دست دارند به یاد تشنه لبان کربلا، عزاداران را سیراب می کنند .

برخی از سقایان در گذشته اشعاری نیز در دستگاه ها و آوازهای دشتی و بیات و غیره می خواندند .

نظیر این گروه از جمله گروه ضیغم و نوش آباد هنوز در کاشان و نوش آباد آران و بیدگل فعالیت دارند و یکی از قدیمی ترین گروه های سنتی آیین های عزاداری این مناطق هستند .

آیین فرات خوانی که هنوز در کاشان و بویژه مناطق خشک کویری مرسوم است، خواننده اشعاری را بر آب فرات می خواند، به طوری که واقعه غم انگیز کربلا را در ذهن تجسم می کند این آیین نوعی آیین سوگ و مویه است که بیشتر در آواز دشتی اجرا می شود .

پیش خوانی نیز یکی از آیین های مناطق روستاهای کوهستانی کاشان و برخی مناطق است که شکل خواندن آن شبیه سقاخوانی است، ولی محتوای شعری آن تفاوت دارد. در برخی از اشعار این آیین، شخص پیش خوان به طبیعت از سوگ حسین علیه السلام گلایه می کند .

روستاهای کوهستانی وش، ابیانه و هنجن و تعداد دیگری از روستاهای کوهستانی کاشان و نطنز این نوع اشعار را می خوانند و برعکس در مناطق کویری بیشتر فرات خوانی رایج است .

آیین زنگ حیدری یکی از آیین های کهن منطقه است که نوعی آرایه ادبی به حساب می آید و بیشتر در گذشته در نوش آباد آران و بیدگل مرسوم بوده، ولی حدود نیم قرن است که دیگر اجرا نمی شود .

در این آیین زنگ کهنی را به پایه منبر مسجد می بسته اند و سقاخوان ها پای زنگ می نشستند و به اشعار خواننده زنگ حیدری گوش فرا می دادند .

آیین تعزیه خوانی یکی دیگر از آیین های مرسوم کاشان، نطنز، اردستان و آران و بیدگل بویژه نوش آباد است که در سال های اخیر با سبکی جدید به لحاظ محتوایی و فضاسازی با نام علقمه در تعزیت حضرت عباس علیه السلام و ردیف های آوازهای ماهور، دشتی، ابوعطا، چهارگاه و شور بغداد اجرا می شود .

آیین سنج زنی یا سنگ زنی نمایش سنگ زدن گروهی در مخالفت با سپاه ملعون شمر به قصد تازاندن اسبان خود بر پیکر بی جان یاران حسین علیه السلام است . دراین مراسم، گروهی به شکل نمادین با چوب هایی که به آنها سنگ یا سنج گفته می شود و در کف گرفته و به حرکت در می آوردند و اشعار خاصی با گویش محلی می خواندند. این آیین در روشا و مناطقی از آران و بیدگل هنوز هم به شیوه ای دیگر رایج است .

آیین سنگ زنی و یا سنج زنی در دیگر مناطق این دیار از جمله ابیانه نطنز نیز که به آن جاق جاقه زنی یا جقجقه زنی گفته می شود با شکلی متفاوت از سایر نقاط این منطقه اجرا می شود .

آیین وداع خوانی یکی از سوزناک ترین قسمت های یک تعزیه است که به صورت گروه خوانی در برخی نقاط کاشان و اطراف آن در عزاداری حسین علیه السلام و برادر بزرگوارش حضرت ابوالفضل علیه السلام اجرا می شود .

آیین بحر طویل خوانی نوعی از صنعت شهری است که به صورت عموم در محرم و به صورت خاص در تعزیه از سوی برخی گروه ها در این منطقه اجرا می شود .

آیین خیل عرب، نمادی از حرکت طایفه بنی اسد است، حرکتی که بعد از جنایت سپاهیان یزید بن معاویه و زمانی که سپاهیان دشمن از صحرای کربلا رفتند، پیکرهای شهدا بر زمین مانده بود و کسی جرأت به خاک سپاری آنها را نداشت. زنان طایفه بنی اسد که در نزدیکی زمین کربلا زندگی می کردند با بیل، چوب و هر وسیله دیگر به طرف دشت کربلا رفتند تا پیکرهای شهدا را به خاک سپارند .

این آیین به صورت نمادین در نوش آباد آران و بیدگل اجرا می شود و در آن گروهی عزادار در حالی که لباس سفید عربی بر تن دارند، با ضربات ریتم دار نی های چوبی، اشعاری موزون می خوانند و با اجرای ریتم و آهنگ سوگ و مویه خود را در غم جانگداز شهادت امام حسین علیه السلام و اصحاب باوفایش به نمایش می گذارند .

در کاشان و برخی از شهرستان های همجوار آن از جمله زواره اردستان علاوه بر استفاده از علائم و ادوات عزاداری همچون نخل، علم و کتل هرساله کاروان های شترسوار از عزاداران سیاهپوش همراه با خیمه گاه حسینی به راه می افتند و در سوگ آن حضرت به عزاداری می پردازند .

 

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور

آداب و رسوم تهران نه چندان قدیم

در این قسمت در اصفهان تور با شما هستیم با بازگویی بخشی ازآداب و رسوم در تهران پایتخت ایران اما آداب و رسوم نه چندان قدیم. هر یک از مناطق شهری و روستایی ایران به خاطر وجود فرهنگ ها و قومیت های مختلف دارای آداب و رسوم خاص خود هستند.

رسوم فراموش شده
تاریخ تنها روایت انسانها نیست. تاریخ به هر آنچه در گذشته بود ه و اینك نیست را شامل می‌شود این شامل هر چیزی می‌تواند باشد. یك گویش می‌تواند بخشی از تاریخ باشد و به عنوان یك حافظه تاریخی مطرح باشد و یا پوشش‌هایی كه انسانها در گذشته استفاده می‌كردند نیز در مطالعات تاریخی حائز اهمیت است چرا كه بسیاری از پوشش‌ها نشان از فرهنگ خاص و یا جایگاه اجتماعی فرد بود. در این بین اما می‌توان به فرهنگ و آداب و رسوم نیز اشاره كرد و البته این فرهنگ و یا آداب و رسوم به فرهنگ جاری اشاره نمی‌كند و اگر قصدمان بررسی یك بخشی از تاریخ است باید به آداب و رسومی اشاره كرد كه در گذشته بود و چه بسا در حال حاضر وجود ندارد اما نباید از این نكته نیز غافل شد كه بسیاری از آداب و رسوم كه در حال حاضر در بین مردم جاری است تحت تاثیر آداب و رسوم گذشته است و یا حتی به نوعی امروزی شده آداب و رسوم جاری در گذشته است.به هر رو بسیاری از آداب و رسوم‌ها می‌توانند تبدیل به فرهنگ هر جامعه‌ای بشوند به‌طوری‌كه این تبدیل‌ها باعث تفاوت بین افراد می‌شود و از این روست كه هر قومی فرهنگ خاص خود را پیدا می‌كند و همین تفاوت فرهنگ است كه اقوام را از هم جدا می‌كند و هر قومی فرهنگ خاص خود را پیدا می‌كند.البته به مرور آن آداب و رسوم تبدیل به فرهنگ می‌شود كه در حافظه تاریخی افراد باقی بماند. البته در شرایط فعلی و آنچه كه ملاحظه می‌شود مرزهای فرهنگی در حال كمرنگ شدن است و به اعتقاد بسیاری از جامعه شناسان خرده فرهنگ‌ها در حال كمرنگ شدن هستند و این خرده فرهنگ‌ها همان‌هایی هستند كه ریشه تاریخی طولانی ندارند اما فرهنگ‌هایی كه قدیمی‌تر هستند ثبات خود را حفظ كرده‌اند. به هر رو در این شماره ما به شرح بعضی از آداب و رسوم در تهران قدیم خواهیم پرداخت كه در حال حاضر بسیاری از آنها دیگر وجود ندارند و فقط در حافظه‌هایی مانده‌اند كه آنها را دیده‌اند و با از بین رفتن این افراد این آداب و رسوم به عنوان بخشی از تاریخ در خواهند آمد. آنچه ما به آن خواهیم پرداخت تحت عنوان فرهنگ عامه نیز عنوان می‌شود و علت نامگذاری‌اش به عنوان فرهنگ عامه استفاده در میان عامه مردم بوده است.شاید بیان این آداب و رسوم نوعی یاد آوری باشد برای آنهایی كه زمانی این آداب و رسوم را دیده‌اند و بازگویی این آداب و رسوم برای كسانی است كه آنها را ندیده‌اند اما در موردش شنیده‌اند.در اینجا باید عنوان شود كه این نوشته میسر نمی‌شد مگر با استفاده از نوشته‌های افرادی كه در این زمینه تحقیق كردند و نوشته‌هایی را به یادگار گذاشته ان .

رمضان در سال‌های دور
تهران قدیم از نظر عبور و مرور مقرراتی خاص داشت به آن معنی كه دو ساعت است از شب گذشته در ارگ تهران و وسط چهار سوق بزرگ بازار طبل می‌زدند كه آن را طبل «برچین برچین» می‌گفتند. كسبه با شنیدن صدای طبل بساط خود را جمع می‌كردند و سه ساعت بعد از غروب نیز شیپور خاموشی نواخته می‌شد و عبور و مرور قطع می‌گردید، اما در ماه مبارك رمضان تمام این مقررات لغو می‌شد و مردم تمام شب را آزادانه در شهر رفت وآمد می‌كردند و در حمام‌ها، مساجد، زورخانه‌ها و قهوه خانه‌ها تا نزدیك سحر باز بود. اعلام غروب و افطار نیز در تهران و شهرستان‌های كوچك و بزرگ تا چندین سال پیش جالب بود. در تهران تا ۵۰ سال پیش هر كدام از میدا ن‌های چهارگوشه شهر به دو توپ در ایام رمضان مجهز می‌شد و هر غروب و سحر با شلیك ۳ تیر مومنان را از پایان روزه و آغاز شب با خبر می‌كرد. رمضان ماه خدا و نیایش و راز و نیاز و نیز ماه دوستی و نزدیكی مردم با یكدیگر بود، زیرا مردم معتقد بودند كه قهر و دشمنی با برادران دینی به روزه و نماز آنها لطمه می‌زند و عبادتشان مورد قبول قرار نمی‌گیرد. به همین دلیل قبل از آغاز ماه رمضان به دیدار یكدیگر می‌رفتند و طلب بخشش می‌كردند، ضمنا در طول ماه نیز با گستردن سفره افطار از دوستان و آشنایان، مخصوصا مستمندان پذیرایی می‌كردند. این رسم در حال حاضر بیش و كم برقرار است. سفره قلمكار و پارچه‌ای افطار كه به آن پیش افطاری می‌گفتند با غذاهای تهرانی تزئین می‌شد. غذاهای تهرانی عبارت بودند از ترحلوا، شیربرنج، نان روغنی، شیر، مربا، فرنی، خرما، خاكشیر یخ مال (شیره تابستان)، پالوده سیب (ویژه تابستان) و در زمستان حلوا ارده پس افطاری هم عبارت بود از شامی كباب، چلوكباب، آبگوشت، چلوخورشت، كوفته، كباب حسینی و كباب بره كه البته این غذاها بر سر سفره كسانی فراهم می‌شد كه صاحب آن دستش به دهانش می‌رسید. پس از افطار شب چره و به قول فرنگی‌ها دسر شروع می‌شد كه عبارت بود از زولبیا و بامیه، پشمك، باقلوا و قطاب و انواع میوه‌های فصل (بعضی از دسرهای یادشده، مثل زولبیا و بامیه همچنان جزو رسوم رمضان تناول می‌شود.)

غذاهای سحر بیشتر از برنج درست می‌شد چون تشنگی به دنبال نداشت و به قول قدیمی‌ها آب نمی‌كشید. در تابستان موقع سحر از خوردن دوغ و ماست خودداری می‌كردند، زیرا تشنگی ایجاد می‌كرد و به جای آن هندوانه و خربزه می‌خوردند. مردم برای بیدار شدن به موقع و تناول سحری نیز راه‌های مختلفی داشتند به‌طور مثال یكی از راه‌هایی كه از قدیم الایام تهرانی‌ها برای بیداری سحر از آن استفاده می‌كردند صدای بانگ خروس بود. از این رو وجود خروس را در خانه خوش یمن می‌دانستند، بخصوص خروس سفید چهل تاج كه نشانه خیر و بركت بود یا در ماه رمضان همسایه‌ها با هم قرار می‌گذاشتند هر كسی سحر زودتر بیدار شد، همسایه‌های دیگر را هم بیدار كند. در صورتی كه خانه‌ها دیوار به دیوار بود با كوبیدن مشت‌های پیاپی به دیوار، در غیر این صورت به درخانه همسایه می‌رفتند و كوبه در را می‌كوبیدند تا از خانه صدای «كیه» بلند شود و مطمئن شوند اهل خانه بیدارند.
در شب‌های رمضان مردم تهران برای خود سرگرمی‌هایی ترتیب می‌دادند كه هنوز هم بعضی از آنها معمول است. در این شهر معمولا هر دسته از تهرانی‌های بعد از تناول افطار و شام و به جا آوردن نماز رهسپار محله دیگری می‌شدند. آنها كه ورزشكار بودند به زورخانه می‌رفتند، جوان ترها جایشان اغلب در قهوه خانه بود، هر شب ورزشكاران محلات مختلف برای دید و بازدید به زورخانه محلات دیگر می‌رفتند و شب دیگر در محله می‌ماندند تا بازدید پس بدهند. ترنابازی و سخنوری نیز سنت ماه رمضان بود. كسانی كه به قهوه خانه محلات دیگر می‌رفتند، چند غزلخوان و خوش نفس همراه می‌بردند كه به قول معروف در زمان جریمه شدن با خواندن غزل كنف نشوند. مساجد محلات شهر از شلوغترین مراكز عمومی به حساب می‌آمد كه پذیرای اكثر قریب به اتفاق اهالی به شمار می‌رفت. معمولارسم بر این بود كه اكثر مساجد، نماز جماعت مغرب و عشاء را در اول اذان بر پا می‌كردند و نمازگزاران با یك خرما روزه خویش را باز كرده، سپس به خانه رفته، افطار می‌كردند و بعد از گذشت ساعتی مجددا به مسجد باز می‌گشتند. برنامه مسجد عموما به این صورت تنظیم شده بود كه ابتدا واعظ منبر می‌رفت و پس از سخنرانی بلافاصله درس قرآن شروع می‌شد كه اكثر علاقه مندان آن نوجوانان و جوانان بودند. ناگفته نماند كه این سبك و روش كماكان چون گذشته در مساجد برقرار می‌باشد.

آداب ازدواج در قدیم
ازدواج از جمله مراسمی بود كه آداب و رسوم خاصی برای خود داشت به‌طوری كه هنوز كه هنوز است بسیاری از قدیمی‌ها این آداب و رسوم را به‌یاد دارند در گذشته نه چندان مراسم ازدواج باید بر طبق اصول خاصی برگزار می‌شد البته در این بین افرادی كه متمول بودند مراسم ازدواجشان متفاوت‌تر بود به‌طوری كه گاهی ۷ شبانه روز مراسم ازدواج آنها طول می‌كشد. مراسم ازدواج شامل مراحل متفاوتی بود كه ما در اینجا به بعضی از آنها اشاره خواهیم كرد.

جهاز برون
چند روز قبل از عروسی و گاهی روز قبل از آن، مراسم جهاز بران صورت می‌گرفت. برای جهاز بران چند نفر طبق كش به همراه چند قاطر اجیر می‌شدند تا وسایل جهیزیه عروس را به خانه داماد حمل كنند. علاوه بر طبق كش‌ها، عده‌ای نقاره زن نیز استخدام می‌شدند تا در طول راه به هنرنمایی بپردازند. قبل از رسیدن گروه مزبور چند نفر جلوتر به خانه داماد می‌رفتند و قسمتهایی از خانه داماد را كه برای عروس در نظر گرفته شده بود، نظافت كرده و به اصطلاح آب و جارو می‌كردند. هنگامی كه جهیزیه در خانه داماد جای می‌گرفت. فردی از طرف خانواده عروس صورت اسبابی كه آورده بودند را نشان داماد می‌داد و از وی بابت آنها رسیدی دریافت می‌كرد كه به آن سیاهه می‌گفتند. علاوه بر آن دادن انعام به طبق كش‌ها و نقاره‌چی‌ها جزو وظایف داماد به حساب می‌آمد. طبق كش‌ها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند كه نقل‌ها و پارچه‌های كف طبق‌ها را كه برای تزئین تدارك دیده شده بود را برای خود بردارند وسایل جهیزیه طبق توافقی كه قبلا بین خانواده‌های عروس و داماد صورت گرفته بود تهیه می‌شد. به عنوان مثال گاهی عبارت بود از: دیگ، قابلمه، ملاقه، آبكش، مجمع‌های مسی، آفتابه لگن و اسباب دیگری همچون رختخواب، متكا، پشتی، پرده، سماور، بلور و علاوه بر همه اینها، آینه و قرآن جزو اصلی مهم‌ترین وسایل جهیزیه به شمار می‌رفته است.

مراسم عقد كنان
مراسم عقدكنان را معمولا در خانه عروس انجام می‌دادند و برای انجام این امر اتاقی را در نظر می‌گرفتند كه مراسم عقدكنان در آن اجرا می‌شد. قبل از شروع مراسم چند نفر از زنان خوش سلیقه و خوشبخت فامیل، برای تزئین سفره عقد در اتاق مزبور حاضر می‌شدند و با ظرافت خاصی اسباب سفره را در سرجای خود می‌چیدند.
اسباب سفره عقد عموما عبارت بود از: نقل و شیرینی، چند كله قند، چند لاله یا جار، گلابدان، خنچه، اسپند، كاسه‌ای آب كه رویش یك برگ سبز باشد و…. به هنگام عقد عروس را مقابل آینه و رو به قبله می‌نشاندند و به هنگامی كه عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم می‌دانستند كه عروس خانم حتما در آینه نگاه كند تا بدین ترتیب بختش همچون آیینه صاف و روشن باشد و همچنین در موقع خواندن خطبه دو زن سپیدبخت دو سر پارچه‌ای سفید را گرفته و در بالای سر عروس نگاه می‌داشتند و زن سپیدبخت دیگری به نیت شیرین شدن زندگی عروس بر سر او قند می‌سایید و در این هنگام فرد دیگری با یك سوزن و نخ هفت رنگ جلو آمده و تعدادی كوك بر پارچه مزبور می‌زد. به هنگام این كار زیر لب می‌خواندند:
دوختم، دوختم،
زبان مادر شوهر،
خواهر شوهر،
جاری و پدرشوهر را دوختم.

بردن عروس
پس از جاری شدن خطبه عقد و مراسم عقد كنان چند ساعتی را به زدن ساز و رقص و شادمانی سپری می‌كردند. آنگاه چند نفر از خانه داماد با اسب سفیدی برای بردن عروس می‌آمدند. عروس را سوار بر اسب كرده و در جلوی آنها عمله جات طرب و پشت سر آنها نیز جاروكشان و سپس اسب عروس حركت می‌كرده است. وقتی قافله عروس به خانه داماد می‌رسید باید داماد به پیشواز عروس می‌رفت و نارنجی به طرف وی پرتاب می‌كرد. اگر عروس می‌توانست نارنج را در هوا بگیرد نشانه آن بود كه عروس بر سر داماد مسلط خواهد شد. هنگامی كه می‌خواستند عروس را به خانه داماد ببرند پسربچه نابالغی را آورده و یك بقچه حاوی نان و پنیر را به وی می‌دادند و بچه موظف بود كه این بقچه را به كمر عروس ببندد و با این نان و پنیر عروس را روانه خانه داماد می‌كردند. وقتی كه عروس می‌خواست پایش را در آستانه در خانه داماد بگذارد. فندق یا گردویی را زیر پایش قرار می‌دادند تا به این ترتیب هرگونه طلسمی كه برای عروس شده از بین برود در هنگام ورود، عروس زیر لب می‌گفت یا عزیزالله، به این نیت كه عزیز شوهرش بشود و در این موقع داماد باید با بالای سر در خانه برود تا عروس از زیر پاهای او عبور كند تا بدین طریق در زندگی بر سر عروس مسلط باشد در موقع ورود داماد به اتاق عروس نیز، كفش‌های عروس را در بالای در قرار می‌دادند تا بدین ترتیب عروس بر سر داماد مسلط باشد. بعد از اینكه عروس به خانه داماد وارد شد زن‌های فامیل می‌آمدند و شروع به شادمانی می‌كردند. آنان بر سر عروس و داماد مانند سرعقد نقل و پول می‌ریختند و می‌گفتند كه هر گاه از این نقل دختر دم بختی بخورد به زودی بختش باز می‌شود.

پاتختی
یكی از مجالسی كه پس از عروسی به اجرا در می‌آمد مراسم پاتختی بود كه بلافاصله بعد از شب عروسی و در اولین صبح برگزار می‌شد. در این مراسم عموما نزدیكان عروس و داماد شركت داشتند و عده‌ای نیز دعوت می‌شدند تا برای شادمانی مهمانان هنرنمایی و نوازندگی كنند. همچنین در صبح بعد از عروسی، داماد موظف بود كه با مادر زن خود ملاقاتی داشته باشد و از او به خاطر دختر پاكی كه به او داده تشكر كند.

وعظ و سخنرانی مذهبی
تا پایان سلطنت محمدعلی‌شاه، مجالس تعزیه معمولا در ایام ماه محرم و صفر در تهران اجرا می‌شد، ولی در دوران احمدشاه در ساختمان تكیه آقا در حصار بوعلی شیران (جنوب نیاوران) به دستور كامران میرزا نایب السلطنه، تعزیه خاص ماه رمضان بعدازظهرها تا قبل از افطار در مقابل احمدشاه و خانواده سلطنتی اجرا می‌شد. كسبه تهران قدیم در ماه رمضان غیراز بقال، قصاب و خباز عموما تعطیل می‌شدند، زیرا اكثر مردم به دلیل شب زنده داری تا ظهر روز بعد خواب بودند. در كنار عبادات روزهای ماه رمضان، تفریحاتی نیز برای روزه داران معمول بود كه از آن جمله معركه گیری درویش‌ها و مارگیرها در فضای باز مساجد معروف تهران مثل مسجد سپهسالار و مسجد جامع بازار و سرقبر آقا دیدنی بود. در داخل شبستان مساجد محلات پس از اقامه نماز جماعت ظهر و عصر برنامه وعظ و تبلیغ آغاز می‌شد. تا قبل از مشروطه و وعاظ در مبنای فقط مسائل دینی مطرح می‌كردند. بعدها سیدجمال‌الدین اصفهانی (پدر محمدعلی جمال زاده) در ماه رمضان مسائل سیاسی را نیز در منبر مطرح می‌كرد. آن مرحوم در مساجد سیدنصرالدین و مسجد شیخ عبدالحسین (مسجد آذربایجانی ها) سخنرانی‌های مذهبی و سیاسی می‌كرد و تندنویسان آن زمان بیانات سید را نوشته و در روزنامه معروف جمالیه منتشر می‌كردند.

در دوران پهلوی دوم نیز واعظ معروف، استاد علامه فلسفی در سال‌های قبل از كودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲، ظهرها بعداز نماز جماعت در مسجد سلطانی سخنرانی می‌كرد كه به‌طور زنده از رادیو تهران پخش می‌شد. بعد از كودتا برنامه سخنرانی آن مرحوم به مسجد آقاسیدعزیزالله بازار منتقل شد كه تا پایان دهه چهل ادامه داشت. در آن دوران دو مجلس سخنرانی بسیار پرجمعیت ظهرها در تهران برگزار می‌شد كه در درجه اول منبر حاج آقا فلسفی بعد از نماز آیت الله العظمی خوانساری در مسجد آقاسیدعزیزالله و مجلس دیگر، سخنرانی حضرت آیت الله مكارم شیرازی بود كه ظهرها در مسجد ارگ برگزار می‌شد. در زمان ناصرالدین شاه پس از بنای مسجد سپهسالار از آقا شیخ ملامحمدعلی معروف به حاج آخوند رستم آبادی تقاضا شد كه در ایام ماه مبارك رمضان در این مسجد اقامه جماعت نماید و ایشان این دعوت را اجابت كرد. ضمنا بعد از نماز، آن مرحوم در مسجد مردمی نیز می‌رفت كه نماز جماعت و منبر حاج آخوند در رمضان در عهد ناصری جزو باشكوه‌ترین نماز جماعت مجلس وعظ در سطح تهران آن روزگار به شمار می‌رفت. شایان ذكر است ایشان یكی از فاضل‌ترین شاگردان شیخ مرتضی انصاری در نجف اشرف بود كه در سال ۱۳۳۲ قمری در سن ۸۲ سالگی در زادگاهش رستم آباد شمیران بدرود حیات گفت. مزارش در كنار بوستان اختیاریه واقع در محله اختیاریه زیارتگه اهالی و به قولی وجود تربتش خیروبركت منطقه است.

 

 

 

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور