اتوبوس ۴۰ نفرهاتوبوس ۳۰ نفرهایویکو ۱۸ نفرهایویکو ۱۴ نفرهون ۱۰ نفرهون ۷ نفرهسواری ۴ نفرهسواری ۳ نفرهسواری ۲ نفرهسواری ۱ نفره
تور خاطره ها   (مسافر داخلی)۱۳۵۰۰۱۶۰۰۰۲۰۰۰۰۲۳۵۰۰۳۱۰۰۰۴۴۲۰۰۳۰۰۰۰۴۱۰۰۰۵۳۰۰۰۱۰۱۰۰۰
تور خاطره ها   (توریست)۲۲۵۰۰۲۵۰۰۰۲۹۰۰۰۳۲۵۰۰۴۰۰۰۰۵۵۰۰۰۴۰۰۰۰۵۰۰۰۰۶۵۰۰۰۱۱۰۰۰۰
  • توجه : تمامی قیمت ها به تومان می باشد.
  • خدمات تور : وسیله نقلیه در اختیار، راهنمای میراث فرهنگی، پذیرایی، ورودی ابنیه، بیمه حوادث

تلفن رزرو :۰۳۱۳۲۳۵۲۶۷۳ همراه :۰۹۱۳۱۲۵۰۲۲۱

 

—————————————————

بازدید اول : محله جویباره
وجه تسمية جويباره اينكه، دركنار جوي آبي قرار داشته. محله جوباره در شمال شرقي اصفهان فعلي واقع شده است كه از جنوب به خيابان ولي‌عصرو از غرب به خيابان هاتف و از شمال به خيابان سروش محدود است و در حقيقت به شكل مثلثي از قديمي‌ترين هسته‌هاي مركزي شهر اصفهان جلب توجه مي‌كند.زندگي مجتمع يهوديان ايران در يك نقطه از شهر و به عبارت ديگر در يك محله‌ي معين ريشه‌هاي كهن دارد. زندگي دسته‌جمعي يهوديان در ممالك اسلامي از زمان عمربن‌الخطاب شدت پيدا كرد، زيرا به دستور وي محدوديهاي نسبت به يهوديان به عمل آمد و از آزادي آنها به شدت جلوگيري شد. يكي از محدوديتهاي مهم براي قوم يهود در آن دوره، زندگي مجتمع آنان در محله‌ي شخص و معيني بوده است.البته بايد متذكر شد كه در مورد يهوديان اصفهان چنين امري صادق نيست. زيرا يهوديان اصفهان خود ساكنين قديمي شهر اصفهان را تشكيل مي‌دادند و پيوسته در محله‌اي كه از زمان قديم ايجاد شده بود زندگي مي‌كردند، به طوري كه قدمت اين محله‌ي كهن را بايد با قدمت شهر اصفهان فعلي يكسان دانست. اين محور تاريخي با توجه به اسناد و مدارك و نقشه‌هاي تاريخي يك محور شهري بوده است، كه مساجد، بازارچه‌ها، كسبه‌ها، حمام، كاروانسراها و … از عملكردها و عناصر مهم در حاشيه اين محور تاريخي قرار داشته است. با توجه به اينكه جوباره يك محله يهودي‌نشين بوده اما امروزه نمي‌توان اينمحله را كاملا” يهودي‌نشين پنداشت. قديمي‌ترين قسمت آن، كه در گذشته “داراليهود” ناميده مي‌شد و در مركز اين محله قرار داشت، هنوز يهودي نشين است.

درباره‌ي وجه تسميه جوباره بايد گفت كه به معني جاري شدن نهر كوچك است، زيار جو به معني نهر كوچك و باره جاري روان شدنش مي‌باشد. البته لغت باره را به معني ديوار شهر هم مي‌دانيم كه از همان بارو آمده است.وجه تسميه اين محل به علت اين بوده كه محله‌ي مزبور متصل به جوي و گذرگاه آب بوده است كه از حصار شهر مي‌گذشت و جويباره بر اثر كثرت استعمال و مرور زمان به جوباره تبديل شده است.
ميرزا حسين‌خان تحويلداراصفهاني مي‌نويسد: “… و اصل جوباره اول شهر بوده و هست، نه محله‌ي بزرگ داشته است. بعد كه شهر اصفهان بزرگ شده تمام جوباره يك محله‌ي آن حساب مي‌شد. حال كه جوباره خراب شده همين دو محله‌ي مزبور يعني جوباره و دردشت از آن باقي است.
محله جوباره از قديم‌الايام دانشمندان و علماء و شعراي بسياري را در خود پرورش داده از جمله:
۱- محدث بزرگ ابوبكر محمدبن‌علي‌بن‌الحسين اسماء‌الجوباري “وفات ۴۶۵ ه- ق”
۲- ابوالحسين، احمدبن‌ابراهيم‌بن‌صالح‌بن منذري‌جوباري، راوي حديث و فقيه بزرگ قرن پنجم ه- ق
۳- شاعر مشهور، جمال‌الدين عبدالرزاق “وفات ۵۸۵ ه- ق”
۴- شاعر گرانقدر كمال‌الدين‌اسماعيل‌بن‌جمال‌الدين‌عبدالرزاق “وفات ۶۳۵ ه- ق”
مسجد جامع دشتي
در ساحل جنوبي زاينده‌رود از مشرق به مغرب در بلوك براآن جنوبي، دو بناي تاريخي از قرن هشتم هجري مسجد جامع دشتي و مسجد از يران بر جاي مانده است

مسجد جامع كاج
كاج در چند كيلومتري شرق اصفهان در شمال بستر زاينده‌رود واقع شده و جزء بلوك (براآن شمالي) مي‌باشند.
مسجد درب جوباره
در يكي از كوچه‌هاي محله جوباره مسجد محقر و ساده‌اي واقع شده كه آن را مسجد جوباره و يا مسجد “پيرپينه‌دوز” نيز مي‌نامند. وجه تسميه آن به جوباره به علت آنكه در محله جوباره واقع شده واضح است ولي وجه تسميه دوم آن سابقه و جنبي تاريخي ندارد. بناي  مسجد داراي هيچگونه اهميت معماري نيست ولي سر در آن قديم و داراي تزئينات جالبي بوده است كه كليه آنها به باغ چهلستون انتقال يافته و بر يكي از ديوارهاي ضلع جنوبي باغ نصب شده است از كتيبه سر در اين مسجد استنباط مي‌شود در دوره سلطنت شاه طهماسب اول “مهترمحمدعلي” ساخته شده كه با خط ثلث با كاشي سفير معرق بر زمينه لاجوردي كه نام خطاط آن”شيخ‌محمدبابر” و به سال ۹۵۵ هجري مي‌باشد.

مسجد سلطان ابوسعيد بهادرخان
متصل به مناره باغ‌قوشخانه تا اواحر قرن سيزدهم هجري يكي از مساجد تاريخي اصفهان از قرن هشتم وجود داشته است. مسجد مزبور به طوريكه از سفرنامه‌ها و تصاوير سياحان خارجي كه در قرن سيزدهم هجري اصفهان را ديده‌اند و از اين مسجد نيز توصيف نموده‌اند استنباط مي‌شود از يك سر در كارشيكاري و يك گنبد كاشيكاري با دو مناره كوچك در طرفين ايوان آن و يك صحن متناسب تشكيل مي‌شده و مناره فعلي باغ‌قوشخانه جنب سردر آن قرار داشته است. مؤلف كتاب (نصف جهان- في‌تعريف‌الاصفهان)  از اين مسجد به نام مسجد سلطان ابوسعيد بهادرخان نام مي‌برد و چنين مي‌نويسد:”… و بعضي امكنه آباد قديم نيز درج از حد مذكور حال بوده چنانچه طرف شمال مشرقي مسجد سلطان‌ابوسعيدبهادر خان كه تا اين اوقات باقي بوده و در اين عصر خراب نمودند و اكنون مناره‌اي از آن باقي است حكايت آن را مي‌نمايد.
مسجد شعيا
وجه تسميه مرقدي كه فعلا” به نام  (شعيا) آنرا زيارت مي‌كنند بر ما معلوم نيست. ساختمان مرقد فعلي هم خيلي قديمي نيست و بناي آجري منشوري شكلي است كه روي آن را با گچ اندود نموده‌اند. ارتفاع مرقد در حدود۷۰/۱ متر و عرض آن ۱ متر است. در دوره رواج مذهب اسلام در اصفهان ظاهرا” در همين محل كه به نام (خوشينان) معروف بوده مسجدي بنا شده كه هيچ اثري از آن باقي نمانده است.صاحب مجمل التواريخ و القصص در كتاب خود مي‌نويسد: “جامع خوشينان نخستين مسجد بود كه باصفهان كردند در اسلام و بناي آن ابوخناس مولي‌اميرالمؤمنين عمربي‌خطاب كرد در خلافت علي‌بن‌ابيطالب (ع)، بر جانب شمالي مرقد شعيا كتيبه‌اي به خط نستعليق برجسته از دوره شاه سلطان حسين صفوي موجود است كه اولين مسجد بزرگي را كه در اصفهان ساخته شده به نام  (مسجد شعيا) معرفي مي‌كند و نيز حكايت دارد از اينكه مسجد مزبور را ابوعباس مفتي در دوره خلافت علي‌بن‌ابيطالب (ع) بنا كرده و الب ارسلان آن را تعمير كرده است. متن كتيبه به خط علي‌نقي‌ امامي و مورخ به سال هزار و صد و دوازده هجري است.
مسجد مصري
در شمال ناحيه جوباره و نزديك قبرستان شور در كوچه مصري مسجد به نام “مسجد مصري” به طول پنجاه و عرض چهل متر واقع شده كه در دوره شاه‌ عباس دوم بنا شده است و چون باني آن به موجب كتيبه يك لوح سنگي مرمري كه در داخل مسجد نصب شده است شخصي به نام حاجي ميرزا خان مشهور به تاجر مصري بوده، مسجد به نام “مسجد مصري” معروف شده است. سر در مسجد، كاشيكاري شده ولي داخل آن با گچ پوشيده شده و فاقد تزئينات است.
در داخل محراب مهتابي مسجد لوح سنگي از مرمر به طول ۱۱۸/۱ متر و عرض ۶۴ سانتيمتر نصب شده كه نام باني آن حاجي‌ميرزاخان در سال بناي آن  (۱۰۶۱ هجري) و نام نويسنده كتيبه آن محمدرضا امامي را به خط نستعليق برجسته در بر دارد. كتيبه سر در مسجد به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي در دو سطر و به قلم جعفرابن‌عبدالله مورخ به سال هزار و صد و شانزده هجري مي‌باشد.
امامزاده اسماعيل
در حاشيه شرقي خياباني كه به نام هاتف معروف است و در قديميترين قسمت شهر اصفهان كشيده شده مجموعه ‌اي نفيس از معماري و تزئينات عهد سلجوقي و صفوي ديده مي‌شود كه به نام امامزاده اسماعيل شهرت دارد. اين مجموعه عالي شامل يك مسجد بسيار قديمي به نام مسجد شليا و مقبره امامزاده اسماعيل و رواق و سردر و صحن آن و يك گنبد بزرگ زيباي آجري از نوع گنبدهاي چهارسوهاي اصفهان برفراز سردر آنست كه هر يك از آنها در زمان معيني ساخته شده استبازگشت.
بقعه جعفريه
بقعه جعفريه از بناهاي برج مانند قرن هشتم هجري و از دوره حكمراني ايلخانان مسلمان مغول است كه در حاشيه غربي خيابان هاتف اصفهان و مقابل كوچه امامزاده اسماعيل واقع شده است.اين بنا سابقا” در وسط صحن وسيعي قرار داشته ولي اكنون قسمتهايي از اطراف آن به صورت خانه‌هاي مسكوني درآمده است.گنبد جعفريه نمونه كاملي از مقابر دوره حكمرانان مغول محسوب مي‌شود و نظاير آن در آذربايجان و بعضي ديگر از نقاط ايران ديده مي‌شود شكل بقعه در قسمت پايين هشت ضلعي و سطح آن كوتاه و مسطح مي‌باشد و چنين به نظر مي‌رسد كه گنبد هرمي شكل بوده كه بعدها خراب شده است.گنبد فعلي تزئينات مختصري از كاشي دارد.
مقبره خواجه سيد حسن
در مقابل مسجد مصري مقبره خواجه سيدحسن واقع شده كه در كتب تاريخ و تذكره نامي از او برده نشده ولي با توجه به كتيبه سنگ قبر او اينگونه حكايت مي‌كند كه وي از عرفاي نامي نميه دوم قرن هشتم هجري بوده است. كتيبه سنگ قبر، از سنگ سياه و به صورت سكوي بزرگي است نيز حركت محسوس و مشهود مي‌شود.

مقبره كمال الدين اسماعيل
كمال‌الدين‌اسماعيل‌بن‌جمال‌الدين‌عبدالرزاق ملقب به”خلاق‌المعاني” از شاعران و قصيده‌سرايان بزرگ سبك عراقي در قرن هفتم ه- ق وي روزگار را در مدح اكابر اصفهان و شاهان معاصر خود گذرانيد. كمال‌الدين دوره‌ي وحشتناك حمله مغول را به تمامي درك كرد و قتل و عام مغول را “۶۳۳ ه- ق” در اصفهان به چشم خود ديد.
وي به استادي و مهارت خلق كردن معاني دقيق معروف و در قصايدش توجه خاصي نسبت به زادگاهش اصفهان را دارد. كمال‌الدين اسماعيل در سال ۶۵۳ ه- ق در گوشه‌اي بيرون از شهر به زهد و رياضت زندگي مي‌كرد كه به دست مغولي كشته شد. مقبره اين شاعر گرانقدر در محله جوباره در نزديكي مناره ساربان مي‌باشد.

مناره باغ قوشخانه
در منتهي‌اليه شمالي محله جوباره و در يك محله خارج شهر سابق كه امروزه جزء شهر شده است مناره باغ‌قوشخانه كه آن را مناره “طوقچي” و به خاطر اينكه نزديك آرامگاه علي‌بن‌سهل است مناره (علي‌بن‌سهل)  نيز مي‌نامند كه با ارتفاع ۳۸ متر است و از آثار قرن هشتم مي‌باشد.
مناره چهل دختران
مناره چهل دختران در منتهي‌اليه شمالي محله جوباره واقع شده است. اين مناره در حدود ۲۱ متر ارتفاع دارد و به نظر مي‌رسد كه قسمتي از نوك مناره از بين رفته باشد. پنجره بزرگي در قسمت بالاي منار و در ثلث دوم بدنه آن رو به سمت جنوب قرار دارد. دهانه اين پنجره به شكل مربع مستطيل است و قسمت بالاي آن از چوب و در طرفينش ستونهاي گرد كوچكي است كه نيمي از آنها در داخل ديوار مناره قرار دارد. بر روي يكي از اضلاع قاعده مناره چهل دختران به خط كوفي آجري برجسته بر زمينه آجري ساده در شش سطر كتيبه‌اي موجود است كه باني ساختمان آن را “ابي‌الفتح‌بن‌محمدبن‌عبدالواحدنهوجي” و سال اتمام ساختمان ۵۰۱ هجري تعيين مي‌كند. مناره چهل دختران به شماره ۲۳۱ در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

دو مناره دارالضيافه
در طرفين كوچه‌اي كه از قديم‌الايام به كوچه “حاج كاظم” معروف بوده و در محله جوباره دو مناره مدور واقع شده‌اند كه تزئينات مقرنس‌كاري بسيار زيبايي را دارد. سبك تزئينات اين دو مناره آن را به دوره مغول مربوط مي‌كند تحقيقات و بررسيهاي محققين و پژوهشگران اين نكته را روشن مي‌كند كه قدمت اين دو مناره به ربع اول قرن هشتم هجري مي‌رسد.مورخين مي‌گويند: اين دو مناره بقاياي يك مجموعه‌ي بزرگ كه در قرن چهاردهم ميلادي و زمان حكومت سلطان محمد خدابنده آباد بوده كه به مسافرين خدمات مي‌داده‌اند. اين دو مناره به شماره۲۷۲ در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.

مناره ساربان
اين مناره كه يكي از زيباترين مناره‌هاي عهد سلاجقه در اصفهان است در انتهاي شمالي محله (جوباره) ناحيه يهودي‌نشين  اصفهان نزديك مناره چهل دختران در گوشه‌ي يك ميدان كوچك كه يقينا”در زمان ساختمان آن محل مسجد كوچكي در پاي مناره بوده، واقع شده است. ارتفاع اين مناره در حدود ۴۸ متر است و محيط قاعده آن ۱۴ متر مي‌باشد و از پايين به بالا داري هفت قسمت متمايز است: قسمت اول آن آجر چيني ساده و قسمت دوم و سوم آن داراي تزئينات عالي آجري و قسمت چهارم آن تاج اول مناره است كه مقرنس‌هاي آجري توأم با كاشي فيروزه‌اي دارد و بسيار جالب و پر حالت است. قسمت پنجم آن تزئينات آجري و قسمت ششم آن تاج دوم مناره و قسمت هفتم آن تارك مناره است.
در قاعده دو تاج اين مناره دو كتيبه بسيار زيبا از بهترين رنگ فيروزه‌اي كاشي ديده و خوانده مي‌شود سال ساختمان اين مناره در كتيبه‌هاي فعلي آن موجود نيست. پروفسور پوپ سال ساختمان اين مناره را در اواخر قرن پنجم هجري مي‌داند و آقاي پايرون بمنت سميث ساختمان آن را بين سالهاي ۵۵۰ تا ۶۸۸ هجري تخمين زده است.

خانه هاي يهودي
خانه يهوديان در جوباره خصوصيات خاص خود را داراست و آنها را از مساكن مسلمانان جدا مي‌كند خانه‌هاي كليميان داراي اتاقهاي زيادي است. برخي از محققين و پژوهشگران دلايلي بر اين موضوع ذكر كرده‌اند. يكي از دلايل محدوديتي بوده كه اين قوم در طول تاريخ داشته‌اند. آنها همچون مسلمانان حق خريد خانه‌هاي جديد را نداشتند و مسلمانان نيز حتي‌الامكان از فروش خانه به آنها خودداري مي‌كرده‌اند فقر آنها نيز دليلي ديگر براي اين مطلب بود چرا كه ناگزير بودند چند خانوار در يك خانه زندگي كنند علاوه بر آن چون گاه مورد تهديد و بي‌مهري واقع مي‌شدند اجتماع چند خانوار امنيت آنها را در برابر خطرات احتمالي زيادتر مي‌كرد.اغلب خانه‌هاي قديمي و كهنه كه تاريخ آنها حداقل به يك قرن قبل مي‌رسد به وسيله‌ي دالانهاي سقف كوتاهي به حياط راه پيدا مي‌كند و درب ورودي آنها نيز فوق‌العاده كوتاه ساخته شده كه منظور از اين كوتاهي، جنبه‌هاي دفاعي آن مورد نظر بوده است. كوتاهي درب ورودي موجب مي‌شد تا سواران دشمن نتوانند با اسب وارد منازل شوند و حتي براي ممانعت از ورود سربازان سواره دشمن به داخل كوچه‌ها درهايي به ورودي هر بن‌بست گذاشته‌اند كه نقش دروازه را داشته و در مواقع ناامني بسته مي‌شد. در طول كوچه به چندين طاق كوتاه خشتي بر‌مي‌خوريم كه مانع ورود سربازان دشمن به داخل واحدهاي مسكوني بوده است.ارتفاع طاق اينگونه معابر حداقل ۵/۱ متر و حداكثر ۵/۲ متر است كه گاهي اطلاقك ديده‌باني بر روي آن ساخته مي‌شد. يكي ديگر از عوامل طاقها جلوگيري از گرماي تابستان و سرماي زمستاني بوده است. اصولا” اتاقها را در اطراف حياط مي‌ساختند كه سقف آنها اغلب داراي طاق گنبدي شكل بوده و بيشتر از مصالح گل و خشت استفاده مي‌شده است. آب انبارهاي ساكن در زير يكي از اتاقهاي مسكوني بدون در نظر گرفتن جهات جغرافيايي ايجاد مي‌شده است ولي زيرزمينها معمولا” زير اتاقهاي رو به شمال بوده است. در قسمت جنوبي زيرزمينهاي ويژه‌اي به نام ………. وجود دارد كه در آنها مراسم مذهبي انجام مي‌شود به اين قسمت غسل‌خانه هم مي‌گويند.كليميان در طول تاريخ با محدوديتهاي زيادي روبرو بوده‌اند. بعد از دوره‌ي قاجار يهوديان آزاديهاي بيشتري به دست آوردند و برخي از آنها توانستند از جوباره خارج شده و در نقاط ديگر شهر اصفهان ساكن شوند. در حال حاضر يهوديان اصفهان هيچگونه محدوديتي براي ساختمان‌سازي و … ندارند و همچون ديگر اقشار جامعه مي‌توانند از حق و حقوق اجتماعي برخوردار باشند
كنيسه هاي يهوديچون وضع زندگي و اجتماعي و آزادي يهوديان در طول تاريخ متغير بوده، بخصوص در دوره‌ي صفوي اين قوم كنيسه‌هاي جالبي نداشتند. اما در حال حاضر يهوديان اصفهان ۲۱ كنيسه و زيارتگاه دارند كه در نقاط مختلف شهر پراكنده مي‌باشند. علت اينكه تعداد اين كنيسه‌ها بيشتر شده به خاطر آزاديهايي است كه اين قوم به دست آورده‌اند. به هر حال از ميان اين ۲۱ كنيسه ۱۶ كنيسه در جوباره و ۲ كنيسه در محله دردشت و ۱ كنيسه در دبيرستان اتحاد و ۱ كنيسه هم در چهارراه فلسطين قرار دارد كه معروفترين آنها كنيسه ملانيون، موشي حيا، خرقيا، گلبار و … مي‌باشند.كنيسه‌هاي اصفهان از نظر سبك معماري و ساختماني شباهت خاصي به همديگر ندارند، در داخل كنيسه قسمتي را مانند سكو، بلندتر ساخته‌اند كه براي وعظ و خطابه از آن استفاده مي‌شود. به طور كلي كنيسه‌هاي اصفهان به دليل تعداد پيروان اين دين رونق چنداني ندارد.

بازار غاز
بازار غاز از بازارهاي معروفي است كه در اكثر كتب مربوط به اصفهان نامي از آن به چشم مي‌خورد. مرحوم بهشتيان بازار غاز را به همراه برخي بازارهاي ديگر از بقاياي بازارهاي قديمي‌ مي داند.رفيعي مهرآبادي در مورد اين بازار مي‌نويسد: اين بازار از آخر ميدان عتيق شروع و به محله جوباره اتصال داشت و از طرف ديگر به بازار بزرگ متصل مي شد.
بازار غاز ار بازارهاي مهم و مطرحي بوه كه به ميدان كهنه منتهي و از طرف شمال به محله جوباره مرتبط مي‌شده است اين بازار در حال نيز دائر است بسياري از محققين و شهرسازان بر اين عقيده هستند كه اين بازار در روي بلندي قرار گرفته و نسبت به محيط اطراف ارتفاع دارد. امكان بسيار دارد كه در دوره‌هاي مختلف تخريب و بازسازي شده باشد كه آخرين دوره آن مربوط به صفوي است.
بازار و حمام و خانه شاه اسداله
با مراجعه به منابع هيچ نامي از اين مجموعه ديده نشد. اما با بررسيهاي متناوبي كه در محل صورت گرفته و با در نظر گرفتن بافت قديمي محله جوباره اين حمام متعلق به عصر صفوي بوده است.مرحوم “انصاري” مسجدي را در كتابش ذكر مي‌كند كه نامش “شاه اسداله و مساحت آن قريب ۹ قفيز است. بنابراين مي‌توان چنين استنباط كرد كه شاه اسداله يكي از معروفترين آن روزگار بوده كه مسجد و بازارچه حمامي ساخته است كه به مرور زمان از ميان رفته‌اند.

حمام زعفران
حمام زعفران در محله جوباره واقع شده است. در منابع و مأخذ از اين حمام فقط با ذكر نامي از آن اكتفا نموده‌اند. تنها مرحوم جناب طول آن را ۲۰ و عرض آن را ۱۵ متر نداشتند.مرحوم انصاري نيز در كتابش هنگام معرفي مسجد زعفراني آن را جنب حمام نوشته است. اما آنچه ممسلم است اصل اين حمام صفوي بوده كه تقريبا” از وضعيت اصلي خارج شده است .

دروازه طوقچي
اصفهان از قديم دروازه‌هايي در جهات مختلف شهر داشته كه در موقع هجوم دشمن با بستن آنها سدي در برابر حملات به وجود مي‌آوردند. در اكثر منابع و مأخذي كه در ادوار مختلف، اصفهان را معرفي كرده‌اند از دروازه‌هاي متعدد اين شهر مطالبي به چشم مي‌خورد، از جمله دروازه طوقچي، به نوشته محققين اين دروازه نقطه شروع يكي از محورهاي شهر بوده و در همه ادوار اهميت خاصي داشت است. در روزگار صفويه كه شهر اصفهان وسعت يافت دروازه‌هاي شمالي شهر تغيير كرد. در اين زمان بود كه بالاتر از دروازه طوقچي چهارباغي ساخته شد.
در يك طرف اين دروازه سردر باغ معروف به قوشخانه احداث گرديد، بسياري از سياحان از وجود يك مسجد عالي و نفيس در كنار اين باغ مطالبي نوشته‌اند در اين منطقه آرامگاه صاحب‌بن‌عباد واقع شده است كه مزار اين دانشمند و اديب و شاعر قرنها زيارتگاه مردم اصفهان مي‌باشد.در اطراف دروازه دو شير سنگي وجود داشته كه اكنون در پل خواجو نصب است. اين دو شير در زمان صورات “حاج‌محمدحسين‌خان صدراصفهاني” و ايام سلطنت فتحعلي‌شاه قاجار از دروازه طوقچي  به پل خواجو منتقل گرديده است .در مورد وجه تسميه اين محله به (طوقچي) نظرات گوناگوني ابراز شده است. برخي از محققين طوقچي) را همان محله‌اي  (مي‌دانند كه قبلا”  (دربه) يا  (دريه) معروف بوده است.
در دوره آل‌بويه (طوقچي) از محلات جديدالاحداثي به حساب مي‌آمد كه اكثر بزرگان شهر در آن روزگار در اين محله ساكن بودند و بعد از فوت نيز در خانه‌هاي خود به خاك سپرده مي‌شدند. در دوره سلجوقيان نيز محله طوقچي به علت نزديكي با ميدان بزرگ شهر و مساجد از اهميت بسياري برخوردار بود. در دوره صفويه نيز محله طوقچي مهم و مطرح بود. شاردن اين محله را در عصر صفويه با ۸۰ باب خانه و  ۴بازار نام برده و باغ‌قوشخانه يا باغ سلطنتي را نيز در  صد و پنجاه قدمي اين محله نوشته است. امروزه نيز محله طوقچي از محلات بزرگ و مهم شهر به شمار مي‌رود.

جویباره
اصلی ترین هسته اولیه شهر اصفهان است که منشأ آن به حکومت هخامنشی و مهاجرت یهودیان بابل به دستور کوروش بر می گردد. نقطه ای که یهودیان در آن رحل اقامت افکندند تا قرن پنجم هجری به دارالیهود معروف بوده است، امابعدها تغییر نام داد و به جهانباره و جویباره معروف گشت. البته برخی هم وجه تسمیه آن را به جاری شدن جویی در آنجا مربوط می دانند .
جویباره

در دوره های بعد از اسلام یکی از محله های شهر اصفهان شد و در دوران سلجوقی مرکزیتی برای شهر پیدا کرد که وجود آثار تاریخی کهن همچون منار ساربان و منار چهل دختران روشنگر این موضوع است . صفویان و قاجاریان اما با بی اعتنایی به این محله آن را به دست فرسودگی سپردند و حکومت پهلوی با کشیدن چند خیابان پیکر بافت قدیم را تکه تکه کرد و به این ترتیب محله جویباره اصفهان مورد بی مهری قرار گرفت و عملاً متروک ماند. این قضیه بویژه با مهاجرت ساکنان یهودی آن در سالیان قبل شدت و حدت بیشتری به خود گرفت . این محله امروز دیگر به طور کامل یهودی نشین نیست . خانواده های قدیمی تر از آن کوچ کرده اند و ساکنان فعلی آن بیشتر مهاجرانی هستند که به دنبال تأمین مسکن ارزان تر به محل کوچیده اند.

مختصات محله جویباره اصفهان

جویباره در منطقه ۳ شهر اصفهان با وسعتی حدود ۷۰ هکتار، از شمال و شمال شرق به خیابان سروش، از جنوب به ولیعصر از شرق به سه راه ولیعصر و از غرب به خیابان علامه مجلسی می رسد. این محله از ۱۲ محله کوچک تر تشکیل شده که با ساخت ۲ خیابان هاتف و ولیعصر قسمتی از محله های کوچک یا در مسیر خیابان یا در سمت دیگر خیابان واقع شده اند و به هر جهت از بدنه اصلی جویباره جدا شده اند . همچنین با ساخت خیابان شرقی غربی، محله فوق به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شده است . از آنجا که محله در دل شهر اصفهان قرار دارد و به عنوان هسته اولیه شهر شناخته می شود بحث بهسازی و احیای این محور با هدف بهبود مسائل کالبدی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی گریبانگیر بافت قدیم، تقویت توریسم، تاکید بر سیاست تمرکز زدایی و انتقال فعالیت هایی در سلسله مراتبی پائین تر به پیرامون، تقویت ساختار درون شهری و احیای محور تاریخی اصفهان و پویایی مجدد محله از ۶ سال قبل در دستور کار سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان قرار گرفت.

در حال حاضر اسکان همان اقلیت های مذهبی در محله و داشتن آداب و رسوم مخصوص خود درکنار عناصر باارزش و شاخص معماری و کالبدی به این محله یک شخصیت فرهنگی، تاریخی، توریستی بخشیده است. ۱۶کنیسه که قدمت برخی به ۹۰۰ سال می رسد، مقبره کمال الدین شاعر، دو منار دارالضیافه، منار ساربان و منار چهل دختران، منار باقوشخانه، بازار غاز، خانه های یهودیان، حمام زعفران و دروازه طوقچی از جمله آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری این محله است. مسجد شعیا، درب جویباره و ابوسعید بهادرخان هم از جمله دیگر آثار ارزشمند این محله است.

کنیسه عمو شعیا، قدیمی ترین کنیسه جویباره

* محله مناره ها
در منتهی الیه شمالی محله جویباره و در یک محله خارج شهر سابق که امروزه جزو شهر شده است، مناره ۳۸ متری باقوشخانه مربوط به قرن هشتم هجری قرار دارد. آن را مناره طوقچی و به خاطر این که نزدیک آرامگاه علی بن سهل است مناره«علی بن سهل» نیز می نامند.
مناره چهل دختران در منتهی الیه شمالی محله جویباره واقع شده است. این مناره در حدود ۲۱ متر ارتفاع دارد و به نظر می رسد که قسمتی از نوک مناره از بین رفته باشد. پنجره بزرگی در قسمت بالای منار و در ثلث دوم بدنه آن رو به سمت جنوب قرار دارد. دهانه این پنجره به شکل مربع مستطیل است و قسمت بالای آن از چوب و در دو طرفش ستون های گرد کوچکی است که نیمی از آنها در داخل دیوار مناره قرار دارد. روی یکی از اضلاع قاعده مناره چهل دختران به خط کوفی آجری برجسته بر زمینه آجری ساده در شش سطر کتیبه ای موجود است که بانی ساختمان آن را ابی الفتح بن محمدبن عبدالواحدنهوجی و سال اتمام ساختمان آن را ۵۰۱ هجری تعیین می کند. مناره چهل دختران به شماره ۲۳۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
در دو طرف کوچه ای که از قدیم الایام به کوچه حاج کاظم معروف بوده دو مناره مدور به نام دارالضیافه واقع شده که تزئینات مقرنس کاری بسیار زیبایی دارد. سبک تزئینات این دو مناره آن را به دوره مغول مربوط می کند. تحقیقات و بررسی های محققان و پژوهشگران این نکته را روشن می کند که قدمت این دو مناره به ربع اول قرن هشتم هجری می رسد. مورخان می گویند: این دو مناره بقایای یک مجموعه بزرگ که در قرن چهاردهم میلادی و زمان حکومت سلطان محمد خدابنده آباد بوده که به مسافران خدمات می داده اند. این دو مناره به شماره۲۷۲ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
منار ساربان که یکی از زیباترین مناره های عهد سلاجقه در اصفهان است در انتهای شمالی محله جویباره (ناحیه یهودی نشین اصفهان) نزدیک مناره چهل دختران در گوشه یک میدان کوچک که یقیناً در زمان ساختمان آن محل مسجد کوچکی در پای مناره بوده، واقع شده است. ارتفاع این مناره در حدود ۴۸ متر و محیط قاعده آن ۱۴ متر است و از پائین به بالاداری هفت قسمت متمایز است: قسمت اول آن آجر چینی ساده و قسمت دوم و سوم آن دارای تزئینات عالی آجری و قسمت چهارم آن تاج اول مناره است که مقرنس های آجری توأم با کاشی فیروزه ای دارد و بسیار جالب و پر حالت است. قسمت پنجم آن تزئینات آجری و قسمت ششم آن تاج دوم مناره و قسمت هفتم آن تارک مناره است.
در قاعده دو تاج این مناره دو کتیبه بسیار زیبا از بهترین رنگ فیروزه ای کاشی دیده و خوانده می شود. سال ساختمان این مناره در کتیبه های فعلی آن موجود نیست. پروفسور پوپ سال ساختمان این مناره را در اواخر قرن پنجم هجری می داند و پایرون بمنت سمیث ساختمان آن را بین سال های ۵۵۰ تا ۶۸۸ هجری تخمین زده است.

* میغوه در خانه های یهودیان
خانه یهودیان در جویباره خصوصیات خاص خود را داراست و آنها را از مساکن مسلمانان جدا می کند. خانه های کلیمیان دارای اتاق های زیادی است. اغلب خانه های قدیمی و کهنه که تاریخ آنها حداقل به یک قرن قبل می رسد به وسیله دالان های سقف کوتاهی به حیاط راه پیدا می کند و در ورودی آنها نیز فوق العاده کوتاه ساخته شده است. کوتاهی در ورودی موجب می شد تا سواران دشمن نتوانند با اسب وارد منازل شوند و حتی برای ممانعت از ورود سربازان سواره دشمن به داخل کوچه ها درهایی به ورودی هر بن بست گذاشته اند که نقش دروازه را داشته و در مواقع ناامنی بسته می شده است. در طول کوچه به چندین طاق کوتاه خشتی بر می خوریم که مانع ورود سربازان دشمن به داخل واحدهای مسکونی بوده است. ارتفاع طاق این گونه معابر حداقل ۱‎/۵ متر و حداکثر ۲‎/۵ متر است که گاهی اتاقک دیده بانی روی آن ساخته می شد. یکی دیگر از عوامل طاق ها جلوگیری از گرمای تابستان و سرمای زمستانی بوده است. اصولاً اتاق ها را در اطراف حیاط می ساختند که سقف آنها اغلب دارای طاق گنبدی شکل بوده و بیشتر از مصالح گل و خشت استفاده می شده است. آب انبارهای ساکن در زیر یکی از اتاق های مسکونی بدون در نظر گرفتن جهات جغرافیایی ایجاد می شده است ولی زیرزمین ها معمولاً زیر اتاق های رو به شمال بوده است. در زیرزمین های خانه های یهودیان محلی به نام میغوه وجود دارد . میغوه مانند چاه یا حوض چهارگوش یا مستطیلی است که کنار آن پلکان هایی وجود دارد و بیشتر برای انجام مراسم مذهبی از آن استفاده می شود. میغوه ها در گذشته درتمامی طول سال پر آب بوده اند اما با کاهش سطح آب های زیرزمینی در حال حاضر بیشتر میغوه ها خشک شده اند . به علت جریان داشتن آب سطح میغوه ها همیشه خنک بود به همین علت از آنها به عنوان سرداب و محل نگهداری خوراکی های فاسدشدنی هم استفاده می شده است.
محور جویباره از میدان عتیق اصفهان (میدان کهنه) و بازار غاز شروع و با عبور از محله جویباره به مجموعه کنیسه ها، مقبره کمال الدین، دو منار دارالضیافه و نهایتاً به خیابان کمال رسیده و از طریق پارک کمال الدین اسماعیل به منار ساربان و بازارچه میرزا باقر و از آنجا به منار چهل دختران منتهی می شود که محورهای دسترسی مرکز شهر سلجوقی به دروازه اصفهان قدیم بوده و از لحاظ قدمت از قدیمی ترین محورهای موجود است. از جمله فعالیت هایی که در این محور انجام شده یا در دست انجام است می توان به بازسازی بازارچه میرزا باقر، بازسازی بازارچه شاه اسدالله، مرمت منار ساربان، ساماندهی اطراف منار چهل دختران، بازسازی بازارچه حاج علیخان و سنگفرش محور جویباره، بدنه سازی و احیا و بازسازی بخش های قدیمی شامل بازارچه ها و سقاخانه ها اشاره کرد. از جمله طرح های پیشنهادی دیگر برای احیای این محور می توان به ایجاد مرکز اطلاع رسانی به توریست در یکی از خانه های قدیمی محله، ایجاد خانه فرهنگ و کارگاه های هنرهای سنتی اشاره کرد. اگرچه به نظر می رسد رونق واقعی قدیمی ترین محله اصفهان تا حد زیادی به طرح احیای میدان عتیق گره خورده است و تا زمانی که این طرح به سرانجام نرسد، محور فرهنگی تاریخی جویباره نیز در شأن واقعی خود جلوه گر نخواهد شد.

بازدید دوم : کنیسه ملا یعقوب
کنیسه ملایعقوب مربوط به دوره قاجار است و در اصفهان، محله جوباره، خیابان کمال، جنب مقبره کمال‌الدین اسماعیل واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۰۷۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

«کنیسه ملایعقوب»
در کنار مقبره کمال الدین اسماعیل شاعر اصفهانی و در خیابان کمال محله جویباره و با قدمتی یک صد ساله واقع شده است.
قبر منسوب به کمال الدین اسماعیل شاعر شهیر قصیده سرای اصفهانی متوفی به ۶۳۵هجری قمری در مجاورت این کنیسه قرار دارد در زیرزمین موجود در آن مقبره تعدادی از بزرگان جامعه یهودی اصفهان از جمله ملایعقوب بانی آن به خاک سپرده شده‌اند؛ پس از عبور از درب ورودی وارد یک دالان می‌شویم در انتهای آن با یک تغییر جهت ۹۰ درجه به یک هشتی کوچک می‌رسیم توسط یکی از اضلاع هشتی وارد عبادتگاه و از دیگری وارد یک حیاط کوچک. ورود به عبادتگاه از گوشه جنوبی ضلع شرقی صورت می‌گیرد؛ در بخش دیگر این هشتی راه پله‌ای مربوط به بخش بانوان قرار دارد که به صورت نیم طبقه در جبهه جنوبی به بنا ملحق شده است. پنجره موجود در بالای جایگاه تورات از عناصر شاخص و چشمگیر این بنا ست که برآورنده فرمان دینی مبنی بر داشتن پنجره رو به اورشلیم است.

ساختار فضایی این کنیسه‌ها مانند بیشتر کنیسه‌های جوباره از یک گنبد خانه مرکزی تشکیل شده است.
کاربندی سقف گنبد خانه ۱۶ شاقولی است که بر ۴ ستون سنگی استوار گشته، مقطع ستون‌ها مدور ولی سر ستون‌ها به تدریج از مقطع مدور به مربع تبدیل شده و شکل گلدانی پیدا کرده است.

بازدید سوم : مقبره کمال اسماعیل
کمال الدین اسماعیل؛ شاعرِ نامدار دیر آشنا
کمال الدین اسماعیل بن محمدبن عبدالرزاق اصفهانی آخرین قصیده سرای بزرگ ایران در اوان حملۀ مغول است که در گیر و دار هجوم ها و قتل عام های آن قوم خونخوار از میان رفت.
به گزارش باشگاه خبرنگاران شهر، جمال الدین محمدبن عبدالرزاق چهار فرزند و به قول دولتشاه دو پسر داشت که خلاق المعانی سرآمد همۀ آنان و خلفِ صدقِ پدر در شعر و شاعری گردید. علت اشتهار او را به خلاق المعانی، آن دانسته اند که «در شعر او معانی دقیقه مُضمَر است که بعد از چند نوبت که مطالعه کنند ظاهر می شود». وی نیز مانند پدر روزگار را در مدح اکابر اصفهان و شاهان معاصر خود گذرانیده بود و از جملۀ ممدوحان او یکی رکن الدین مسعود از کبار ائمۀ آل صاعد اصفهان است و دولتشاه گوید: «اکابر صاعدیه به تربیت کمال الدین اسماعیل مشغول شدند و او را در مدح خاندان ایشان قصاید غراست .» دیگر از ممدوحان مشهور وی جلال الدین مِنکُبِرنی پسر محمد خوارزمشاه است، دیگر از ممدوحان مشهور کمال الدین اسماعیل ، حسام الدین اردشیر پادشاه باوندی مازندران و اتابک سعدبن زنگی هستند.
کمال الدین اسماعیل دورۀ وحشتناک حملۀ مغول را به تمامی درک کرده و به چشم خویش قتل عام مغول را به سال ٦٣٣ در اصفهان دید و در آن باب چنین گفت :
کس نیست که تا بر وطن خود گرید
بر حال تباه مردم بد گرید
دی بر سر مرده ای دو صد شیون بود
امروز یکی نیست که بر صد گرید.
و خود دو سال بعد یعنی به سال ٦٣٥ به دست مغول بقتل رسید. کمال الدین اسماعیل به استادی و مهارت درآوردن معانی دقیق شهرت وافر دارد. و اعتقاد ناقدان سخن بدو تا حدی بود که او را بر پدرش ترجیح نهاده و خلاق المعانی لقب داده اند. وی علاوه بر باریک اندیشی و دقت در خلق معانی در التزامات دشوار و تقیّد به آوردن ردیف های مشکل نیز شهرت دارد، چنانکه بعضی از قصاید او را که به این التزامات و قیود سروده شده بعد از وی جواب نتوانستند گفت .

دیوان کمال در سال ۱۳۴۸ به تصحیح استاد حسین بحرالعلومی چاپ شده و در حال حاضر کم‌یاب است، امید آنکه تصحیح مجدّدی از دیوان صورت گیرد و به دست مشتاقان شعر او برسد.

آرامگاه کمال الدین اسماعیل در اصفهان خیابان کمال مقابل شهرداری منطقۀ ۳ در محلۀ جویباره واقع شده و سخت مهجور مانده و دائماً در آن بسته است. امید است آرامگاه این بزرگ شاعر را نیز چون آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، سعدی، حافظ و …. ارج گزارند و عمارتی شایسته این بزرگ استاد کنند.

 

چرا در اصفهان هم خیابان کمال داریم و هم کمال اسماعیل؟

در میان شاعران بزرگ کشور ما دو شاعر شانس آن را داشته‌اند که مزارشان در اصفهان قرار گیرد. صائب تبریزی و کمال الدین اسماعیل . مزار صائب تبریزی را در اواخر حکومت رضاشاه، ابراهیم صفایی یافت و مقبرة کمال اسماعیل هم در کناری در محلة جوباره یافت شد. در سال ۱۳۰۹ که ساختمان سازی های شهرداری اصفهان آغاز شد خیابان های دنبال رودخانه عریض شده و شن ریزی و شوسه شدند . الزامی که ساخت این دو خیابان را حتمی می کرد آن بود که کامیون هایی که می خواهند به طرف یزد و کرمان بروند ، دیگر نیازی نباشد از سی و سه پل یا پل خواجو گذشته و بدین پل ها آسیب بزنند. این خبر وقتی درج شده که تازه نیمة خیابان کمال اسماعیل تسطیح شوده بود:
«خیابان جدید دنبال رودخانه که اخیراً موسوم به «‌کمال اسماعیل» گردیده و تا نصف آن بیشتر تسطیح نشده بود، اخیراً نصف دیگرش نیز تسطیح وتا روز گذشته به نزدیکی پل‌های خواجو رسیده بود. این خیابان یکی از بهترین گردش‌گاه‌های مفرح اصفهان خواهد شد و در صورتی که شن‌ریزی آن هم به همین نزدیکی صورت بگیرد عبور و مرور وسایل نقلیه و کامیون‌هایی که به طرف یزد و کرمان می‌‌روند از این خیابان صورت گرفته و بنابر این پل‌های سی و سه چشمه و خواجو از صدمات آمد و رفت آن‌ها مصون خواهد ماند»
اما نام این خیابان بدان سبب کمال اسماعیل موسوم گشت که در وقتی که صحبت از ساخت این خیابان در گرفت ، بزرگان شهر تصمیم گرفتند مقبره ای در اطراف این خیابان بین پل خواجو و سی و سه پل برای این شاعر نامی ساخته و گور او را بدانجا منتقل نمایند. نیز مقرر بود که عمارت مقبره دارای محلی برای کتاب خانه و قرائت خانه م باشد. خبر مندرج در روزنامه  «همان طوری که از جدیت حکمران محترم اصفهان انتظار می‌‌رفت و بالاخره مسألة مقبرة کمال اسماعیل از مرحلة حرف قدم در دایرة عمل گذارده، و اخیراً بر حسب صوابدید ‌معظم‌الیه مقرر شده است که مقبرة آن سرمایة افتخار اصفهان و اصفهانی از جوباره که به مناسباتی ساختمان آن صورت پذیر و مقتضی نبود به خیابان جدید دنبال رودخانه واقع بین پل چهارباغ و پل خواجو، که یکی از بهترین خیابان‌های اصفهان خواهد شد، منتقل گردده و در قسمت زمینی که در اول خیابان مزبور بایرافتاده و متعلق به ادارة بلدیه است، بنای زیبای قشنگی ساختمان و خاک قبر کمال الدین به عمارت جدید انتقال یابد.
گرچه زمینی که انتخاب شده تا حدی قلت وسعتش متناسب با بنای مقبرة آن شاعر عظیم‌الشأن نیست ولی اهمیت موقع و محل آن جبران کسر را می‌‌کند. مقبرة جدیدالبنا دارای باغچه، گلکاری زیبا و عمارت مخصوصی جهت کتاب‌خانه و قرائت خانه خواهد شد و به همین جهت همه روزه مطاف صدها افراد اهالی این شهر شده و رونق و ابهت مخصوصی به خود خواهد گرفت.مخصوصاً برای مزید خدمت به ابقای نام آن شاعر بزرگوار در نظر گرفته شده است که همین خیابان مهم نیز به نام «‌کمال اسماعیل» منسوب و موسوم شود».
چند روز بعد هم بلدیه دست به کار شد و ساختمان مقبره را آغاز کرد  «در این دو سه روزه مصالح مقبرة کمال اسماعیل در محلی که در شماره‌های گذشته خبر آن را درج کردیم (در مجاورت پل‌های سی و سه چشمه) از طرف ادارة بلدیه حاضر و قریباً به ساختمان آن شروع خواهد شد»
عمارتی به بمانند طاق نما ساخته شد اما بنا به دلایلی که بر نگارنده معلوم نشد هرگز استخوان های این شاعر نامی از گوشة دور افتادة جوباره به محل مجلل بین پل خواجو و سی و سه پل منتقل نشد ، اما نام کمال الدین اسماعیل بر نام خیابان مذکورماند و البته نام خیابانی نیز که باز هم از کنار مقبرة آن شاعر اکنون می گذرد به همان مناسبت « کمال » نام گرفته است. در سال ۱۳۳۷ شخصی به نام حسین مرندی نامه‌ای به روزنامه ها نوشته و ضمن شرح موضوع از شهرداری می‌خواهد تکلیف را یکسره کرده یا استخوان های شاعر را به محل جدید منتقل کرده یا بنای مذکور را خراب نمایند: ساختمان مقبره تا به امروز نیز به خیابان کمال اسماعیل  منتقل نشده و در همان انزوای جویباره قرار دارد، اما نام خیابان مذکور هم چنان «‌کمال اسماعیل» باقی مانده است.
«‌در زمان شهرداری آقای سرهنگ شهردار(‌مشیرهمایون) یک سردرب به اصطلاح طاق نما دراول خیابان کمال اسماعیل ساختند تا استخوان‌های شادروان جنت مکان خلاق المعانی، کمال الدین اسماعیل، شاعر شهیر اصفهان را از بخش ۳ حمل و در این محل دفن نمایند و به همین مناسبت هم نام خیابان ازپل ۳۳ چشمه تا خواجو را به نام نامی کمال الدین اسماعیل موسوم نمودند. و سال‌هاست به همین نام شهرت دارد.ولی نه از آوردن استخوان‌های کمال اسماعیل تا این تاریخ که بیست و هفت سال است می گذرد، خبری هست و نه طاق مزبور خراب شده است. چون سال‌هاست این طاق نما در جلوی اتوشویی میدان مجسمه خود نمایی می کند و مکرر دیده شده است که خارجی‌ها از موجودیت استفهام آمیز این طاق نما سؤال می نمایند، از تیمسار سرتیپ مختاری، شهردار محترم اصفهان، که علاقة خاصی به کارهای عمرانی اصفهان دارند، تقاضا می شود به این موضوع توجه فرموده، یا واقعاً مقبرة کمال الدین اسماعیل را در همین محل با طرز آبرومندی بسازند، و استخوان و یا خاک قبر مرحوم خلاق المعانی را به این محل بیاورند، و با تشریفات خاصی دفن نمایند، و یا طاق نمای فعلی را خراب و اصولاً نسبت به عوض نمودن نمای زنندة این گوشة میدان، که فوق‌العاده نازیباست، اقدام فرمایند»

بازدید چهارم : منار ساربان
مناره ها یکی از سازه های اصلی معماری ایرانی هستند که در دوره های مختلف تاریخی از آنها به‌ عنوان برج آتش یا برج نشانه یا رهنما برای راهنمایی کاروان ‌ها در مسیر جاده ‌ها و نشان دادن مکان های اصلی بافت شهری و یا به عنوان محل خبر رسانی یا اذان ‌گویی استفاده می شده است. واژه ساربان نیز در زبان فارسی به معنای شتربان یا نگهبان شتر است و از آنجا  که مناره ساربان به عنوان یک سازه منفرد، بلند و شاخص از بیشتر نواحی و جوانب بیرون و درون شهر به خوبی قابل مشاهده بوده است به نظر می رسد که کاربری اصلی آن راهنمایی و  جهت ‌یابی کاروان ها برای دسترسی به مرکز شهر بوده است.
مناره ساربان در شمال محله جوباره و در قسمت یهودی نشین اصفهان واقع شده است و از زیبا ترین مناره های عهد سلجوقی است که در قرن ششم هجری قمری بنا شده است و تزیینات کاشی کاری و آجری دارد. این مناره در حدود ۵۴ متر ارتفاع داشته و از بالای آن، داخل و اطراف شهر به خوبی قابل مشاهده است. این مناره معرف سبک معماری دوران سلجوقی است.

طراحی متنوع، بدنه بیرونی این مناره آن را به هفت بخش متفاوت تقسیم بندی می کند. بخش اول آن آجرچینی ساده ‌است. بخش‌های دوم و سوم آن دارای تزیینات عالی آجرکاری است. بخش چهارم آن تاج اول (گلوگاه) مناره ‌است که مقرنس های آجری همراه با کاشی های فیروزه ای بسیار زیبا دارد. بخش پنجم آن نیز تزیینات آجری است. بخش ششم آن تاج دوم مناره ‌است و بخش هفتم آن هم تارک مناره یا تاج اصلی است. در قاعده دو تاج این مناره دو کتیبه بسیار زیبا از بهترین رنگ فیروزه‌ ‏ای کاشی دیده و خوانده می‌‏ شود.
کتیبه های موجود در مناره ساربان سه عدد هستند که با خط کوفی نوشته شده اند.این کتیبه ها در زمانی که مورد بررسی یکی از محققین قرار گرفته سالم نبوده و عوامل جوی مانند سرما و گرما و تابش آفتاب اثر بسیار برروی آن گذاشته بودند به هر حال مفاد کتیبه ها شامل عبارات مذهبی است.
مناره ساربان که از آن به عنوان برج پیزا ایران هم نام می برند دارای انحراف است این مناره در حدود هشت درجه به سمت جنوب شرقی از امتداد قائم منحرف شده است که ناشی از نشست نامتقارن در پایه های آن می باشد و می تواند به واسطه اختلالات موجود در شالوده آن یا به دلیل تغییرات متوالی در سطح تراز ایستایی در سفره آب زیر زمینی و یا استفاده از چاهک های آب منازل اطراف باشد. میزان انحراف مناره ساربان به طور مرتب مورد پایش قرار گیرد تا از خطر احتمالی ریزش آن در آینده جلوگیری شود.

 

بازدید پنجم : منار چهل دختر

یکی از آثار چالب دوره سلجوقی در اصفهان، مناره چهل دختر است که با تزیینات آجری و کتیبه های کوفی آراسته شده است. این مناره را “ابوالفتح نُحوجی” در سال ۵۰۱ هجری قمری بنا کرده است. نهوج از توابع اردستان و سال ۵۰۱ مقارن با سومین سال پادشاهی سلطان محمد بن ملکشاه سلجوقی است که در آن زمان، اصفهان پایتخت سلسله سلجوقی بوده است.
این مناره که به اعتقاد برخی مورخین، پنجمین مناره قدیمی ایران است، در منطقه کلیمیان اصفهان واقع شده است. همچنین این مناره در محله جوبار اصفهان قرار دارد.
این مناره رفیع که از آجر ساخته شده میله ای مدور به ارتفاع ۲۴ متر است که با پایه جمعاً ۲۹ متر ارتفاع دارد. اولین کتیبه که به خط کوفی است شامل آیات ۲، ۳ و ۴ از سوره طه است. کتیبه دیگر که به خط نسخ است،‌ شامل عبارات مذهبی است که قسمت هائی از آن محو شده است. سومین قسمت که به خط کوفی است تاریخ ۵۰۱ هجری را برخود دارد. اکثر پژوهشگران ارزش اصلی کتیبه‌های این‌مناره‌ را در خط نسخ آن‌ می دانند چرا که این ویژگی منار چهل دختران را منحصر بفرد کرده است.

دختران دم‌بخت برای گشایش بخت‌شان به جای سبزه گره زدن در سیزده بدر به منار چهل دختران اصفهان بروند.
منار چهل دختران اصفهان (گارلند) واقع در محله‌ی جویبار اصفهان (یهودنشین) در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۱۴ با شماره ثبت ۲۳۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌ است.

داستان‌های جالبی در مورد این منار بیان می‌شود گویا در گذشته اهالی اصفهان اعتقاد داشته‌اند که این منار بخت دختران دم بخت را باز می‌کند به گونه‌ای که دختران دم‌بخت مقداری گردو می‌خریدند و پله‌های این منار گردوها را شکسته و همراه کشمش به عابران و مردم تعارف می‌کردند تا بخت‌شان برای ازدواج باز شود ما هم به دختران دم‌بخت توصیه می‌کنیم به جای سبزه گره زدن در سیزده بدر سفری به اصفهان و منار چهل دختران داشته باشند.

ارتفاع این مناره ۴۰ متر است و سلجوقیان آن را بنا کرده‌اند.

بنابر این گزارش، بعضی از افراد، این مناره را به نام “گارلند” می‌نامند زیرا حدود اوایل قرن بیستم یکمبلغ مسیحی به نام گارلند در حوالی این مکان سکونت داشته است کار اصلی وی تبلیغ یهودیان اصفهان به آیین مسیحیت بوده و پس از فوت در قبرستان ارامنه آرام گرفته است.

بازدید ششم : زورخانه رحیم خان
در این قسمت از تور از یکی از قدیمی ترین زورخانه های اصفهان به عنوان نمونه این ورزش باستانی در اصفهان بازدید می کنیم این زور خانه در خیابان ابن سینا خیابان سمبلستان پشت بیمارستان امین قرار دارد .
زورخانه مکانى است براى نیرومندى و تقویت روحیه ورزشکارى، تواضع و فروتنى و دورى از تکبر. ورزش های زورخانه ای در فضایی سرپوشیده انجام می شدند و ساختمان آن شبیه سرداب ها و عبادتگاه هایى بود که زورخانه ها از دوران باستان از آنجا ظهور پیدا کرده اند با ظهور اسلام و تاکید بر تربیت نظامی پسران موضوع ورزش کردن آنها جدی تر شد و پس از حمله مغول زورخانه ایجاد شد و در قرن هفتم زورخانه ها به شکل امروزی در آمد. بنا به شهادت برخی از منابع، پوریای ولی نخستین زورخانه را پایه گذاشت. درب ورودی زورخانه کوچکتر از درهای معمولی طراحی شده است به نحوى که افراد هنگام ورود با حالت خضوع وارد مى شوند و سقف زورخانه بلند و گنبدى شکل، شبیه معابد و مساجد مى باشد. گود زورخانه که محل اجرای حرکات ورزشى زورخانه اى مى باشد به شکل هشت ضلعى به قطر ۱۰ متر ساخته مى شود که ۷۰ سانتى متر پایین تر از سطح کف سالن زورخانه قرار دارد. به منظور جلوگیرى از صدمات به ورزشکاران، سرتاسر لبه گود از جنس چوب و یا پلاستیک نرم پوشیده شده است. در فضای اطراف گود، سکوهایی برای تماشاچیان و جایگاهى مخصوص برای وسایل و ابزار ورزشی در نظر گرفته شده است. اسباب و آلات ورزش باستانی که اکنون از آنها در زورخانه ها استفاده مى شود عبارتست از سنگ، تخته شنا، میل، کباده.

دعا کردن
از کهن ترین آداب زورخانه دعا کردن است که در پایان ورزش انجام مى گیرد دعا ها با همان جنبه هاى اجتماعى و نقطه نظرها با همان اندک تفاوت در صورت، از روزگار باستان تا بدین دوران بر جاى مانده اند.
سردم؛ جایگاه مرشد

سردم محلی منزه و قابل احترام است که مرشد بتواند با تسلط به فضای گود مقدس رسم تشریفات و آداب تعارف های زورخانه ای را در حق مستمعین داخل و خارج ادا کند. چنین رسم است که سردم را با پرهای طاووس و قو زینت می دهند. چون در روزگاران قدیم این قبیل پرها را جنگجویان و سرداران جنگی به کلاه خودهای خود نصب می کردند. نمای سکوی سردم را از سنگ مرمر و یا چوب گردو می سازند و بر بالای آن غرفه ای برپا می دارند که یک طاق نصرت زینت بخش آن است. جای مرشد در کنار در ورودی و نشیمنگاه او بر سکوی نسبتا مرتفعی است که طاق های هلالی یا مربع شکل دارد که یک یا چند زنگ به آن آویخته اند.

زنگ
زنگ که براى هماهنگى هرچه بیشتر ورزشکاران و مرشد و تعویض چشمه هاى ورزشى بکار مى رود شبیه کاسه و از جنس مس است که از وسط آن میله اى آویزان مى شود که با برخورد آن به دیواره کاسه صدایى زیبا تولید مى شود. مرشد در زمان ورود یک شخص والامقام یا ورزشکار برجسته و پیشکسوت به محیط زورخانه زنگ را به صدا در می آورد و ضربه ای به ضرب خود وارد آورده و اشعارى مناسب و حماسی در مدح میهن دوستى و یا اولیاء اله می سراید.
ضرب

ضرب یا طبل مرشد شبیه تنبک ولی از جنس سفال است که دهانه بزرگ آن با پوست نازک دباغی شده، پوشانیده شده است و مرشد با نواختن آن با ریتمى مشخص حرکات ورزشى را آهنگین و هماهنگ نموده و نسبت به ایجاد شور و اشتیاق در بین ورزشکاران و تماشاگران مى کوشد.
میاندار

میاندار ورزشکار نخبه ای است که رهبری عملیات ورزش باستانی و هماهنگی با مرشد را برعهده دارد و ورزشکاران داخل گود مکلف به پیروی از ایشان هستند.

میل
میل ابزار ورزشی است از چوب استوانه ای شکل مایل به بدنه مخروط. شکل میل تداعی کننده گرز است و قدمت آن به دوره های کهن می رسد. چون ورزش زورخانه ای از ریاضت های اهل فتوت بود از وسیله ای شبیه میل برای ورزیده ساختن خود استفاده می کردند. این ابزار ورزش که در بدو پیدایش احتمالا شبیه گرز و از چوب و آهن ساخته شده بود برای پرورش بدن و مهارت در گرزکوبی به کار می رفته است. میل های چوبی که اکنون نیز رواج دارد از چوب های سختی مانند نارون و گردو و ارژن و زبان گنجشک ساخته می شود. در تومار افسانه پوریای ولی و گل کشتی میرنجات که هر دو به دوران صفویه باز می گردد؛ از میل زورخانه به شکل امروز نام برده شد. میل داراى وزن هاى مختلفى است و هر میل از ۱ تا ۱۵ وزن دارد. میل سنگین در مسابقات جفت ۳۰ کیلوگرم است.

میل بازی
از میل های دیگر کمی کوچک تر و کوتاه تر است و به علت سبکی برای شیرین کاری آن را به بالا پرت می کردند.
میل سبک و سنگین

در گذشته نوعی میل بازی بوده است ولی از چندین سال پیش به نوعی میل که سنگین تر از میل بازی است اطلاق می شود که حرکات شیرین کارى و میل گیرى ساده با آن انجام مى شود. میل سنگین نیز میل هایی بودند که ورزشکار روی شانه ها می گذاشت و با حرکات چرخشی آنها را می گرداند ولى در مسابقات بین المللى امروزى، حرکاتى مانند میل گیرى با میل سبک انجام مى شود.

کباده
یکی دیگر از ابزارهای ورزش باستانی کباده است. کباده شکلی از همان کمان جنگی است. این وسیله را در فرهنگ های فارسی به معنای کمان نرم و سست که مخصوص مشق کمان کشیدن است، ضبط کرده اند. غلامرضا انصافپور به نقل از کتاب مینوی خرد معتقد است از این کمان آمادگی یا کمان مشق برای جنگ با اهریمن استفاده مى شده است. در فرهنگ دهخدا از نوعی کمان مشقی برای قوی شدن کتف کمانداران نام می برند. تصور می رود کباده های اولیه به صورت و هیئت کباده های کنونی نبوده است. اکنون کباده ها را از آهن خالص می سازند و تنه آن حالت فنری ندارد. کباده های زورخانه قرن هاست که به دو شکل است یکی بدنه ای کمانی یا مقوس دارد که آهنین و سنگین است و در مقابل برای حفظ تعادل زهی زنجیری و بلند به دو سر آن آویخته بودند. در زورخانه ها معمولا دو جور کباده وجود داشت یکی سبک برای تازه کارها و دوم سنگین برای ورزشکاران سابقه دار. وزن کباده معمولى ۱۴ کیلوگرم، طول کمان آن ۱۵۰ و طول زنجیر آن ۲۰۰ سانتى متر است.
سنگ

وسایلى که در حال حاضر به اسم سنگ در زورخانه متداول است دو قطعه تخته سنگ حجیم به شکل نعل کفش های قدیمی است که در قسمت بالای آن مربع و در پایین منحنی است و در وسط هر یک از سنگ ها سوراخ و دستگیره ای در نظر گرفته شده و در دو طرف دستگیره برای جلوگیری از خراش برداشتن دست ورزشکار قطعات نمد می گذارند. سنگ های زورخانه وزن مشخصی نداشت وزن آن بستگی به اندازه و سلیقه کسی که آن را سفارش داده بود در نظر گرفته می شد. در مسابقات بین المللى وزن سنگ هر یک از سنگ ها ۲۰ کیلو گرم، طول آن ۱۰۰ و عرض آن ۷۰ و ضخامت سنگ ۵ سانتى متر است. سنگ زورخانه به گفته پژوهشگران همان سپر است و ورزشکاران برای قوی کردن بازو ها از آن استفاده می کردند. در عراق به سنگ «باب خیبر» می گویند تا یاد حضرت علی در شکستن در قلعه خیبر را گرامی بدارند.

تخته شنا
یکی دیگر از ورزش هایی که در زورخانه برگزار می شود ورزش شنا است. مرشد پس از خواندن سرنوازی ضربه ای به زنگ می زند و طبل را با یک ضرب متوالی به صدا در می آورد. ورزشکاران تخته های شنا را مقابل خود قرار داده و با هر دو دست روی تخته شنا قرار می گیرند و با سرهای برافراشته به تقلید از میاندار حرکاتی را انجام می دهند. تخته شنا (شنو) تخته ای است پایه دار که طولش به اندازه ۷۰ سانتی متر و پهنای آن ۸ سانتی متر است که دو پایه کوتاه به ارتفاع ۵ سانتى متر در زیر، آن را از زمین بالا نگه می دارد. تخته شنا از وسایل اصلی ورزش زورخانه نیست، کما این که بدون آن نیز می توان با گذاشتن کف دست ها به روی زمین شنوهای چهار گانه را انجام داد.
پوشاک مرشد

در گذشته لنگی روی شانه ها می انداختند اما امروزه غالباً با پیراهن ورزشی، جلیقه باستانى و شلوار بلند چرمی یا مخملی روی سردم می نشینند.
شلوار باستانى (نطعى)

در گذشته شلوار، لنگی بوده بر روی پیژامه می بستند و نطعی شلوارى است تا سر زانو و از جنس پارچه ضخیم که بر روى آن توسط نوارهاى رنگى یا سفید بته جقه نقش مى بندند و دورکمر و زانو ها از جنس چرم است.

 

بازدید هفتم : امام زاده درب امام

اصفهان-محله درب امام که به سبب همجواری با مرقد دو امامزاده به این نام شهرت یافته، افتخار همسایگی با آقازاده هایی را دارد که ماجرای حضورشان در اصفهان با توطئه شهادت آنها از سوی شاه عباسی رقم خورد.
امامزاده ابراهیم و زین العابدین یکی از سه امامزاده دارای شجره‌نامه و معتبرشهر اصفهان است که مردم بسیاری از دور و نزدیک هر ساله برای بازدید از این مکان متبرکه تاریخی به اصفهان سفر می کنند.
امامزاده ابراهیم و زین العابدین که امروز به امامزاده درب امام شهرت یافته است سالانه بسیاری از توریست های عربی را که جدشان به این دو امامزاده بر می گردد را به این مکان متبرکه می کشاند.
نسب این دوبزرگوار براساس شجره نامه سادات امامی «ابراهیم بن محمد بطحانی بن قاسم بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب» است.
قدمت این مکان که به زمان سلجوقیان بر می گردد توسط دختر جهان شاه قراقیون لو بنانهاده شد.
به گفته آقای بدیعی، خادم امامزاده درب امام، دختر جهان شاه قراقیون لو ۷۰۰ سال پیش با آمدن بر سر خاک این دو امامزاده، حاجت خود را گرفت و بنای فعلی امامزاده را بنا نهاد.
وی به خبرنگار مهر گفت: پس از آن اکثر شاهزادگان زمان صفوی و ایلخانی به این مکان آمدند و گاها در این مکان مدفون هستند که از آن جمله می توان به قبر محمود افغان اشاره کرد که در یکی از رواق های این مکان متبرکه و تاریخی دفن است.

این خادم امامزاده ابراهیم و زین العابدین (ع) در خصوص تاریخچه امامزاده می‌گوید: این دو امامزاده در یک مقطعی از تاریخ به همراه کاروان بعد از شهادت امام رضا به منظور عرض تسلیت به نبیره ها و نوه های امام رضا (ع) عازم ایران شدند اما سفر آنها در حالی بود که سپاهی از ملعون عباسی و هارون رشید آنها را تا ایران تعقیب کردند.

دو امامزاده در حالی به نوه های سید بن جبیر پناه آورند که سید بن جبیر به هنگام آوردن نان و ماست برای پذیرایی از آنها مشاهده کردند که امامزاده ابراهیم و زین العابدین توسط دشمنان به شهادت رسیدند و همین شد که از آن زمان تاکنون مردم برای رفع حاجات خود نان و ماست نذر دو امامزاده می کنند
وی بیان داشت: در این تعقیب و گریز دو امامزاده ابراهیم و زین العابدین به محله درب امام اصفهان مراجعه کردند و به نبیره ها و نوه‌های سید بن جبیر که از یاران امام حسن مجتبی (ع) بود، پناه آورد.
وی که بیش از چند سال است خادم امامزاده درب امام است، در خصوص سید بن جبیر می‌گوید: سید بن جبیر از مفسران قران است که برای ترویج دین اسلام به اصفهان سفر کرده بود و امروز در مسجدی داخل امامزاده مدفون است.
فلسفه نان و ماست هایی که مردم برای حاجات خود به نذر می آورند
این خادم امامزاده ابراهیم و زین العابدین (ع) اظهار داشت: دو امامزاده در حالی به نوه های سید بن جبیر پناه آورند که سید بن جبیر به هنگام آوردن نان و ماست برای پذیرایی از آنها مشاهده کردند که امامزاده ابراهیم و زین العابدین توسط دشمنان به شهادت رسیدند و همین شد که از آن زمان تاکنون مردم برای رفع حاجات خود نان و ماست نذر دو امامزاده می کنند.
وی اعلام کرد: هرحاجت گیرنده سه تا نان و ماست نذر می کند که یکی را قبل از گرفتن حاجت ادا و دو بار نذری نان و ماست را پس از ادا شدن حاجت، بین مردم توزیع می کنند.
وی گفت: در شجره نامه امامزاده ابراهیم و زین العابدین آمده که ۱۲ امامزاده دیگر نیز در این محل خاک هستند اما محل دفن آنها مشخص نیست.

حاج حسین بدیعی یکی از ساکنان محله درب امام که  ۶۷ سال سن دارد در خصوص معجزات دو امامزاده می گوید: تاکنون بسیاری از اشخاص توانستند حاجات خود را با توسل بر امامزاده، بگیرند و این از معجزات این دو بزرگوار است.
وی با اشاره به اینکه محله درب امام به دلیل اینکه تمام ساکنان این محله سادات هستند به این نام معروف شده است، اظهار داشت: بیشتر سادات از گروه طباطبائیان، سید رضوی‌ها و امامی ها هستند.
بدیعی با اذعان اینکه خود نیز شفا یافته امامزاده ابراهیم و زین العابدین است، می گوید: امامزاده درب امام در کنار امامزاده احمد و اسماعیل از معتبرترین امامزاده های شهر اصفهان است.
وی با بیان اینکه کسی نباید نان و ماست نذر کرده امامزاده ابراهیم و زین العابدین (ع) را دست کم بگیرد، گفت: در محله درب امام مکانی به نام خوابجون است که امروز به محله بابلدشت معروف است و خوابگاه این دو امامزاده در این مکان قرار داشته است.
سردرب این امامزاده از آثار نفیس به شمار می رود که با خط ثلث بروی آن تزئین شده است. یکی دیگر از اجزای با ارزشمند این بنا پنجره گچبری امامزاده است که در دوران پهلوی به منظور نگهداری از آن به عمارت چهلستون انتقال داده شد

بدیعی اعلام کرد: به رسم دوران صفوی شیر سنگی در حیاط امزاده به منظور حفاظت از امامزاده تعبیه شده است.
پنجره ای نفیس از امامزاده که در چهلستون نگهداری می شود
از جمله آثار گرانبهای میراثی در این بنا که سبب شده این بنا در فهرست آثار به ثبت رسیده ملی نیز قرار گیرد گچبری های کم نظیر این مجموعه تاریخی – مذهبی است. همچنین سردرب این امامزاده از آثار نفیس به شمار می رود که با خط ثلث بروی آن تزئین شده است. یکی دیگر از اجزای با ارزشمند این بنا پنجره گچبری امامزاده است که در دوران پهلوی به منظور نگهداری از آن به عمارت چهلستون انتقال داده شد.
این امامزاده در دوران های مختلف مورد توجه بسیاری از پادشاهان ایران قرار گرفته است و هریک به تناسب معماری زمان خود بخشی را به ایتن بنا افزوده یا ترمیم کرده اند که از جمله این پادشاهان که ارادت بسیار به این امامزاده داشته است، شاه عباس کبیر بود که به سبب توجه به این بنا بخشی از موقوفات خود را برای مصرف دراین امامزاده صرف کرد.

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان در ارتباط با اهمیت این امامزاده می‌گوید: امامزاده درب امام از امامزاده های معتبر شهر اصفهان است که هر ساله گردشگران زیادی برای تماشای فضای حاکم بر امامزاده به این مکان که به محله امامیه معروف است، مراجعه می کنند.
حجت‌الاسلام و المسلمین رضا صادقی با اعلام اینکه اکثر گردشگران از توریست‌های عربی و به ویژه عراقی هستند که به منظور عبادت از جد خود به این مکان مراجعه می کنند، اعلام کرد: مراسم های بزرگی هر ساله در این امامزاده برپا می شود.
وی اظهار کرد: امامزاده درب امام ضمن اینکه یک مکان متبرکه برای مسلمان است و از یک فضای معنوی برخوردار است به جهت تاریخی بودن نیز ارزش گردشگری دارد.

تور خاطره ها به منظور آشنایی بیشتر مسافران خارجی و داخلی با تمدن اصیل و فرهنگ اصفهانی طراحی و اجرا می شود .

تور خاطره ها به عنوان یکی از مسیر های اصفهان گردی در شرکت خدمات مسافرتی طلوع سفریاد اجرا می شود .

تلفن رزرو :۰۳۱۳۲۳۵۲۶۷۳ همراه :۰۹۱۳۱۲۵۰۲۲۱