تخم های اژدها در سواحل کوکوهه، نیوزلند

ارسال شده توسط: اصفهان تور/ 59 0

بیشتر آدما دوست دارن باور  کنن موجودات افسانه ای وجود دارن.با طلوع سفریاد همراه باشید.. افسانه ها تو همه ی سرزمین ها با فرهنگ ملت ها گره خوردن و جزئی از باورهای مردم شدن. زمان های قدیم وقتی مردم برای اتفاقات اطرافشون دلیلی پیدا نمی کردن واسش یه افسانه می ساختن.

درباره ی تخته سنگ های موراکی ( تخم های اژدها) در ساحل کوکوهه هم افسانه ای وجود داره که میگه این سنگ ها تخم های اژدها یی هستن که با طلسمی تبدیل به سنگ شدن و برای همیشه در ساحل کوکوهه موندگار شدن با اصفهان تور همراه باشید. وقتی از بالا به منظره ای که این سنگ ها در ساحل به وجود آوردن نگاه میکنین انگار گردنبند مرواریدی غول پیکری رو میبینین که در دریا پاره شده.

استخر در قطار تایوان

ارسال شده توسط: اصفهان تور/ 56 0

استخر در قطار تایوان

اگه سوار قطار تایوان شدید و دیدی مسافران درون قطار عینک شنا زدند تعجب نکنید. احتمالا آنها نیز تصور می کنند وارد یک استخر شنا شده اند.با اصفهان تور همراه باشید..

به مناسبت میزبانی مسابقات یونیورسیاد ۲۰۱۷ – المپیک بین المللی ورزشی دانشگاهها – پایتخت تایوان ، شش قطار خود را بر اساس شش ورزش مختلف طراحی کرده است ، از جمله دو میدانی ، شنا ، بیس بال ، بسکتبال. این واگن ها دارای طراحی سه بعدی زمین هر یک از این ورزش ها هستند. بنابراین ممکن است وارد یک زمین بیسبال شوید یا خود را درون یک استخر شنا بیابید.

 

اگرچه بسیاری از مردم هنوز با این طراحی های جدید آشنا نیستند و تا به حال وارد چنین فضایی نشده اند ، بنابراین زمانی که با آن مواجه شوند برایشان بسیار جذاب و جالب خواهد بود. هدف از انجام چنین کاری، وارد کردن ورزش به زندگی روزمره مردم عادی بوده است. اگرچه کسی قرار نیست در این واگن ها به شنا بپردازد یا توپ بستکتبال خود را جایی پرتاب کند اما شاید بودن در چنین فضایی کسانی را به انجام این ورزش ها ترغیب کند.

در میان این شش ورزش ، واگنی که دارای استخر شنا بوده است توجه بیشتری را به خود جلب کرده است و تصاویر متعددی از آن در صفحات اینستاگرام منتشر شده است. این واگن طوری طراحی شده است که به نظر می رسد واقعا در آن آب وجود دارد.

علاوه بر طراحی قطارهایی با تم های ورزشی ، تایپه تلاش های دیگری نیز برای جذب مسافران بین المللی که برای  این مسابقات به این شهر می آیند دارد ، از جمله بازگشایی بازارهای قدیمی و اضافه کردن رستوران های حلال که مخصوص بازدیدکنندگان مسلمان شهر در نظر گرفته شده اند. ۲۹ مین مسابقات تابستانی یونیورسیاد از تاریخ ۱۹ آگوست الی ۳۰ آگوست برگزار خواهد شد. این اولین رویداد مهم ورزشی است که در تایوان برگزار می شود. بنابراین تایوانی ها تمام تلاش خود را می کنند تا بیشترین استفاده را از این رویداد ببرند. این قطار با طراحی های ورزشی تا تاریخ ۳۰ آگوست فعال خواهد بود.

شیک ترین مهمانداران هواپیمایی

ارسال شده توسط: اصفهان تور/ 51 0

این روزها سفر هوایی روشی ایده آل برای سفر اکثر مسافران و توریستان است. در این میان چیزی که بیش از هر چیزی در این سفرهای هوایی به چشم می خورد یونیفرم و لباس کارکنان داخل کابین است که در بسیاری از مواقع بیشتر از اینکه در طراحی زیبایی آنها فکر شده باشد به کاربردی بودن آنها فکر شده است.با طلوع سفریاد بیشتر همراه باشید…

اما این بار یک ایرلاین چینی به نام “هاینان ” به این یونیفرم های کاربردی مقداری مد و فشن نیز تزریق کرده است تا زیبایی خاصی به این لباس ها ببخشد. لباس جدید این ایرلاین در هفته مد پاریس رونمایی شد. آنهایی که با این ایرلاین آشنا بودند می دانند یونیفرم های کارکنان آن در گذشته به رنگ نارنجی بود ، اما مدل های جدید کاملا متفاوت هستند.

بلکه یونیفرم خانم ها الهام گرفته از لباس های سنتی چینی و همچنین طرح های کلاسیک آسیایی طراحی شده است در حالیکه یونیفرم های آقایان ساختاری غربی تر دارد.

طراحی این لباس ها که خیلی سریع لاین تولید آن آغاز خواهد شد و کارکنان این ایرلاین جایگزین لباس های قدیمی خود خواهند کرد دوسال طول کشیده است. این ایرلاین مدعی است که نه تنها این یونیفرم های جدید زیباتر از قبل هستند بلکه چهره و تصویر بین المللی این ایرلاین را نیز تغییر خواهد داد.

بخصوص در مسیرهای بین المللی این امکان را به مسافران می دهند تا با یک ایرلاین چینی مدرن در عین حال ایرلاینی که به سنت های چینی احترام می گذارد روبه رو شوند.

ایرلاین هاینان یک ایرلاین چینی ارزان قیمت است که هم اکنون بعنوان چهارمین خطوط هوایی جمهوری چین شناخته می شود. شرکت هواپیمایی هاینان در سال ۱۹۸۹ تاسیس شد و در حال حاضر روزانه به ۹۰ مقصد در قاره آمریکا ، اروپا ، آسیا و آفریقا پروازهای مستقیم دارد.

 

منشور کوروش بزرگ؛ سند تاریخی حقوق بشر

منشور کوروش، فرمان کوروش بزرگ هخامنشی است که به زبان بابلی نو، روی استوانه‌ی گلی (مهم‌ترین سند حقوق بشر در دنیا است) پس از فتح بابل توسط خود او برآن نوشته شد و متعلق به ایران و در موزه بریتانیا قراردارد.

 

كوروش هخامنشی (۵۵۰ ـ ۵۳۰ پیش ازمیلاد) پس از ورود به شهر پرشكوه باستانی بابل، برای آزادی ملت‌های گوناگون از اسارت بابلیان، فرمانی صادر كرد كه بر پایه آن ۴۰ هزار نفر از بند اسارت آزاد شدند و به سرزمین‌های خود بازگشتند. این منشور ۴۵ سطری، كه به اعلامیه كوروش و منشور آزادی شهرت دارد، شرحی از ورود بدون خونریزی كوروش به شهر بابل و معرفی مقام و منصب كوروش است. كوروش در دو جا از منشور خود تكرار می‌كند كه او و ارتش ایران، به صورتی آشتی‌جویانه وارد بابل شده‌اند.

 

به دنبال آن بر چند نكته پافشاری می‌كند كه از دید تاریخی اهمیت بسیار دارد. او می‌گوید:

من برای همه انسان‌ها آزادی پرستش خدایان‌شان را برقرار كردم و فرمان دادم كه هیچ كس حق ندارد به این دلیل مورد بدرفتاری قرار بگیرد. من فرمان دادم كه هیچ خانه‌ای ویران نشود. من صلح و آسایش را برای تمام انسان‌ها تضمین كردم. از روی این فرمان، نسخه‌های گوناگونی برای ارسال به نواحی امپراتوری هخامنشی نوشته و ارسال شده است.

از زمان نگارش این فرمان تا به امروز ۲۵۵۰ سال می‌گذرد.

نسخه بدلی از منشور كوروش هم‌اكنون در سازمان ملل متحد نگهداری می‌شود و آن را نشانه‌ای از همزیستی و تفاهم میان ملت‌ها می‌دانند.

این منشور در حفاری‌های سال ۱۸۷۹ در بابل و در زیر پی دیواری، پیدا شد. این لوح كه از گل رس ساخته شده است، ۵/۲۲ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی متر عرض دارد و دور تا دور آن ۴۵ سطر است. لوح یاد شده به خط و زبان اكدی (بابلی نو) نوشته شده و متعلق به سال ۵۳۸ پیش از میلاد است و هم‌اکنون درموزه بریتانیا قراردارد.

این سند بزرگ تاریخ بشر در سال های آخر قرن نوزدهم کشف شده و متضمن هنگام تسخیر شهر بابل است، کهن‌ترین سند کتبی از دادگستری و مراعات حقوق بشر در تاریخ ایران و مایه‌ی سرافرازی ایرانیان است و تاکنون مورد تحقیق دانشمندان کشورهای بیگانه قرار گرفته و به چندین زبان ترجمه شده و بحث‌های علمی درباره‌ی آن انجام گرفته است. اما نوشته آن به فارسی همیشه از روی ترجمه‌های دیگران صورت گرفته و فرهنگستان ادب و هنر ایران که به لزوم و اهمیت ترجمه این سند به فارسی از روی اصل منشور واقف بود، تصمیم بر این مورد گرفت که این کار را بر عهده دانشمند عزیز، عبدالمجید ارفعی متخصص زبان‌های باستان قرار دهد و خوشبختانه نتیجه تحقیق ایشان منتشر شده است.

هرمزد رسام باستان‌شناس آشوری‌تبار بریتانیایی، در سال ۱۸۷۹ میلادی (۱۲۵۸ خورشیدی) در كاوش‌های شهر بابل و در نیایشگاه «اسگلیه» (معبد «مردوك» خدای بابل) لوح گلی را یافت كه به زودی مشخص شد منشور كوروش هخامنشی پس از تصرف بابل و شكست دادن «نبونید» پادشاه بابلیان است.

 

برخی از سطرهای این استوانه بر اثر آسیب‌دیدگی قابل خواندن نیست، اما می‌توان تا حدی سطرها را بازسازی كرد. به همین سبب است كه در خوانش بخشی از سطرهای استوانه، اتفاق نظری وجود ندارد.

در سال ۱۳۷۵ مجددا بخشی از لوحه‌ای كه تا آن زمان گمان می‌شد متعلق به نبونید است، توسط «پل ریچارد برگر» مورد مطالعه دوباره قرار گرفت و مشخص شد كه بخش جداشده از استوانه كوروش است.

به این ترتیب سطرهای ۳۶ تا ۴۳ منشور كه افتادگی داشت، بازسازی شد. این بخش كه در دانشگاه ییل آمریكا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا انتقال داده شد تا سطرهای منشور كوروش كامل شود.

 

نای بند، بهشت ایران در زمستان

وجود تپه‌های مرجانی جهت غواصی، تخمگذاری و جوجه آبزی لاک‌پشتان دریایی که در کمتر نقطه‌ای از سواحل صورت می‌گیرد، باعث جلوه بخشیدن به این منطقه در میان سواحل خلیج فارس شده است.

پارک ملی نای‌بند به‌عنوان اولین پارک ملی دریایی کشور و منطقه حفاظت‌شده سازمان حفاظت محیط زیست ایران در استان بوشهر، در سواحل خلیج فارس است.

منطقه حفاظت‌شده نای‌بند در استان بوشهر که نقطه اتصال کوه‌های عسلویه به دریای خلیج فارس است، با داشتن پوشش گیاهی مناسب و حیات وحش متنوع جلوه‌ای زیبا از طبیعت کوه و دریا را در سواحل آبی و خشکی خلیج فارس به وجود آورده است. پیشروی خشکی در دریا که به دماغه نای‌بند معروف است موجب تشکیل خلیجی کوچک به نام نای‌بند شده است که در ۳۲۰ کیلومتری جنوب‌شرق بوشهر واقع است و در عصر آل‌بویه از مهم‌ترین مراکز صید و تجارت مروارید در ایران بوده است.

خلیج نای‌بند، کرانه‌ها و سواحل خشکی آن اکنون از مناطق مهم حفاظت شده کشور است که ۴ هزار و ۱۳۰ هکتار وسعت دارد. اگرچه اکنون خبری از مروارید و صید و تجارت آن در خلیج نای‌بند نیست، اما مرواریدها جای خود را به گوهرهای گران‌بهای حیات وحش و محیط زیست داده است و این منطقه حفاظت شده زیباترین منطقه ساحلی در طول سواحل خلیج فارس است. منطقه حفاظت‌شده و خلیج نای‌بند با جنگل‌های همیشه سبز حرا و کوه‌های پیوسته به دریا با پوشش گیاهی مناسب یکی از ارزشمندترین زیستگاه‌های دریایی و حیات وحش را در خلیج فارس به وجود آورده است.

بدون ترديد نای‌بند يكی از زيبا‌ترين مناطق ساحلی در طول سواحل خليج فارس به شمار می‌رود . آثار بجا مانده از بندر تاريخی نای‌بند و در دماغه نای‌بند، حاكی از پيشينه تاريخی طولانی منطقه است . بررسی آثار، نشان می‌دهد اين بندر در عصر آل‌بويه يكی از بنادر مهم و از مراكز عمده صيد و تجارت مرواريد خليج فارس بوده است.

جنگل حرا یکی از شگفتی‌ها و زیبایی‌های طبیعت خلیج فارس در پارک ملی دریایی نای‌بند است آب آرام و بی صدا در لابه‌لای سرشاخه‌های همیشه بهار و سرسبز این درختان آرامیده است و تنها موجی که بر دل صاف و شفاف آب نقش می‌بندد و موجی است که از حرکت قایق روی آن نقش می‌گیرد. رقص درختان زیر آب در هنگام مد، و آمدوشد پرندگان دریایی هنگام جزر، یکی از بکرترین صحنه‌های خلقت است که برای همیشه در ذهن باقی می‌ماند. سواحل جنوبی ایران با مناطق خشک و دریایی و آب شور شناخته شده است، اما نکته شگفت‌انگیز این منطقه گیاهی است که بی‌نیاز به آب شیرین روییده می‌شود. به روایتی این گیاه اسطوره‌ای از اشک چشم حضرت آدم (ع) روییده است. حرا دارای برگ‌های سبز، چند ساله، پایا و نوعی ریشه‌های هوایی فراوان است که به طور عمودی از لجن بسته خارج می‌شود و عمل تنفس و هواگیری انجام می‌دهد. فصل گل‌دهی آنها در ماه‌های اسفند و اردیبهشت انجام می‌شود. از مشخصات این گیاه آن است که دانه‌های آن قبل از پراکنده شدن، قسمتی از رشد خود را در داخل میوه انجام می‌دهد و زمانی که تخم گیاه در آب قرار گیرد پوست آن باد می‌کند و شکافته می‌شوند. در کنار این گیاهان جانداران دوزیستی زندگی می‌کنند که با ایجاد سوراخ‌هایی تهویه را در سطح فوقانی گل‌ولای میسر می‌سازند. شدت برخورد امواج در محدوده جنگل‌های حرا ملایم هستند و عمل جزر و مد به آسانی صورت می‌گیرد و به صورتی که در زمان جزر، ریشه‌های این درخت به حالت میخی شکل در آمده و به هنگام مد دریا در نواحی عمیق‌تر آن تاج درخت در زیر آب غوطه‌ور می‌ماند.

خليج نای‌بند در ساحل شمالی منطقه نای‌بند با وسعت ۴۱۳۰ هكتار يكی از ارزشمندترين زيستگاه‌های دريايی خليج فارس است حوزه‌های متعدد، جنگل‌های حرا، سواحل ماسه‌ای درخشان در بخش‌های شمالی و شرقی و سواحل صخرهای دارای حاشيه باريك ماسه‌ای جنوبی خليج و بخش غربی منطقه حفاظت شده نای‌بند، درختان كهنسال انجير معابد در دماغه نايبند، دشت هموار بخش شمالی، دشت‌های مشجر و دره‌های عميق و صخرهای در بخش جنوبی بديع‌ترين چشم‌اندازهای طبيعی سواحل خليج فارس را يكجا گرد آورده است. وجود چنين مناظری، تپه‌های مرجانی برای تفريح غواصان و حتی فرايند تخمگذاری و فرزندآوری لاك‌پشتان دريايی كمياب كه كمتر نقطه‌ای از سواحل صورت می‌گيرد می‌تواند سبب جلب گردشگران شود.

 

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور

تصاویری از مرگبارترین ارتفاعات توریستی

هیجانگردی و مسافرت همراه با حس ماجراجویی و استرسی لذت یخش همواره طرفداران خاص خود را در سراسر جهان داشته است. اگر شما هم مانند این افراد عاشق هیجان هستید، کوله بار سفر خود را جمع کنید.

بر فراز کوه های آلپ | فرانسه این سکو در ارتفاع ۱۰۳۶.۳۲ متری از سطح دریا و بر روی یخچال های طبیعی قرار دارد.

https://www.imageupload.co.uk/images/2017/10/10/scariest-viewing-platforms-ever14.jpg

کوه آلپسپیتز (Alpspitze) در ایالت بایرن آلمان قرار دارد و سکوی ساخته شده در آن ۹۷۵.۳۶ متر از سطح زمین ارتفاع دارد.

https://www.imageupload.co.uk/images/2017/10/10/scariest-viewing-platforms-ever1.jpg

رستوران در برج توکیو اسکای‌تری (Tokyo Skytree) قرار دارد و شما می توانید همراه با میل کردن غذا از ارتفاع لذت ببرید.

https://www.imageupload.co.uk/images/2017/10/10/scariest-viewing-platforms-ever11.jpg

یاده روی در ارتفاع | چین این مسیر پیاده روی در کوه تیانمن (Tianmen Mountain) و در ارتفاع ۱۴۳۲.۵۶ قرار گرفته است.

https://www.imageupload.co.uk/images/2017/10/10/scariest-viewing-platforms-ever2220.jpg

تماشای منظره یخچال های طبیعی داکستین | جمهوری چک با قرار گرفتن بر روی این سکو، می توانید هشت یخچال طبیعی قرار گرفته در داکستین (Dachstein Glacier) و جنگل های اطراف آن را ببینید.

https://www.imageupload.co.uk/images/2017/10/10/scariest-viewing-platforms-ever5.jpg

برج خلیفه بلندترین برج جهان است و ۱۶۳ طبقه دارد. نمایی که در این تصویر می بینید در ارتفاع ۵۴۸.۶۴ متری این برج است.

https://www.imageupload.co.uk/images/2017/10/10/scariest-viewing-platforms-ever3.jpg

رویایی ترین جاده های ایران

ارسال شده توسط: اصفهان تور/ 107 0

همیشه می گویند یکی از بخش های جذاب سفر جاده و مسیر رسیدن به مقصد است. در این مطلب در اصفهان تور زیباترین و آرامش بخش ترین جاده های ایران را برای شما جمع آوری کرده ایم. با ما همراه باشید:

 

اگر جزو کسانی هستید که اعتقاد دارید سفر فقط به مقصدخلاصه نمی شود و بخش عمده ای ازلذت سفربه زیبایی های مسیراست و البته به دنبال مقصد مناسب می گردید،جاده های زیر رابه شما پیشنهاد می کنیم:

ترتیب قرارگیری اهمیت ندارد…

جاده ها در گروه های کوهستانی،جنگلی وکویری و یاترکیبی می باشند…

 

همچنین مسافت تقریبی جاده نیزمشخص شده است…

 

۱-جاده ۵۹یاچالوس(کرج-چالوس)–۱۶۰کیلومتر

۲-جاده گرگان-شاهرود(توسکستان)-گذرازجنگل کبودوال ومنطقه جهان نما-۱۳۰Km

۳-جاده اسالم-خلخال و پونل-خلخال(جاده۲۲)–۷۰الی۸۰کیلومتر

۴-جاده آستارا-اردبیل(گردنه حیران)–۸۰کیلومتر

۵-جاده شهرکرد-ایذه–۲۹۰کیلومتر

۶-جاده ساری- کیاسر–۷۰کیلومتر  Irangard

۷-جاده هجیج ـ اورامانات–۷۵کیلومتر

۸-جاده عباس آباد -کلاردشت–۴۰کیلومتر

۹-جاده مهاباد – سردشت–۱۲۰کیلومتر

۱۰-جاده دو هزار و سه هزار _تنکابن(شهسوار)

۱۱-جاده منجیل-رودبار-رشت–۸۰کیلومتر

۱۲-جاده سپیدان ـ نورآباد(فارس)

۱۳-جاده كرند غرب ـ بابایادگار(کرمانشاه)–۲۰۰کیلومتر

۱۴-جاده سراوان ـ فومن–۳۵کیلومتر

۱۵-جاده طبس ـ خور و بیابانك–۱۹۵ کیلومتر

۱۶-جاده جم ـ فیروزآباد(فارس) —۱۷۰ کیلومتر

۱۷-جاده جندق ـ معلمان–۱۱۰ کيلومتر

۱۸-جاده۷۷یاهراز(رودهن-آمل)–۱۳۰کیلومتر

۱۹-جاده شهداد- نهبندان–۲۹۰کیلومتر

۲۰-جاده ساحلی چابهار- بریس–۵۵کیلومتر

۲۱-جاده زنجان – منجیل–۲۰۰کیلومتر

۲۲-جاده مرزی ارس- جلفا

۲۳-جاده گنبدکاووس-بجنورد(پارک ملی گلستان)-۲۲۰km/جاده جنگلی۲۰km

۲۴-جاده۷۹یافیروزکوه-(رودهن -قائمشهر)–۱۱۰کیلومتر

۲۵-جاده۸۳-شاهرود به آزادشهر–۱۳۰کیلومتر

۲۶-جاده سیاهکل-دیلمان–۴۵کیلومتر irangard

۲۷-جاده پاوه – کرمانشاه–۰۰کیلومتر

۲۸-جاده قزوین(الموت)- رامسر(۳هزار)–۰۰کیلومتر

۲۹-جاده بلده- رویان(نور ،مازندران)–۸۰کیلومتر

۳۰-جاده علی آبادکتول-شاهرود(جنگل ابر)-حاشیه کبودوال وخارتوران-۸۰کیلومتر

۳۱-جاده جواهرده(رامسر-جواهرده)–۲۵کیلومتر

۳۲-جاده شیراز-کازرون (فارس)–۰۰کیلومتر

۳۳-جاده شیراز -استهبان (فارس)–۰۰کیلومتر

۳۴-جاده رامیان(گلستان)-شاهرود(سمنان)-۱۰۰کیلومتر

۳۵-جاده ساری – فریم- پل سفید — ۱۰۰ کیلومتر

۳۶-جاده ساری – لاجیم -زیراب — ۹۰کیلومتر

۳۷-جاده رامسر-دالخانی-جنت رودبار—۷۰کیلومتر

۳۸-مريوان-سنندج

۳۹-كامياران-روستاي پالنگان

۴۰-جاده چالوس(پل زنگوله)- بلده-جاده هراز(آبشارشیرگاه)–۰۰کیلومتر

۴۱-جاده رودسر-جواهر دشت (گیلان)–۰۰کیلومتر

۴۲-جاده پره سر-آبشار ویسادار(گیلان)–۱۵کیلومتر

 

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور

دشت نمارستاق و آبشار دریوک کجاست؟

ارسال شده توسط: اصفهان تور/ 70 0

ایران و خصوصا شمال کشور پر است از بهشت های بکری که شاید حتی اسمش را هم نشنیده باشید. در این مطلب در اصفهان تور به معرفی یکی از این بهشت های گمشده در آمل مازندران پرداخته ایم. با ما همراه باشید.

 

دشت نمارستاق از جمله ییلاق‌های بسیار پر طرفدار در فصل تابستان است. این منطقه به نوعی بهشت گمشده مازندران محسوب می‌شود.

نمارستاق نام منطقه‌ای کوهستانی در بخش لاریجان شهرستان آمل در استان مازندران ایران است. نمارستاق دارای آب و هوای بسیار خنک در فصل تابستان است و دارای موقعیت بسیار مناسب نسبت به بقیه روستاهای همجوار در کوهپایه دماوند است.

دشت و آبشار شیب‌دار کوهره دریوک در منطقه نمارستاق در ۴۰ کیلومتری آمل از ییلاق‌های زیبای منطقه البرز می‌باشد که دارای مناظر بسیار دیدنی می‌باشد به عبارتی با پشت سر گذاشتن دو سوم جادۀ هزار در قلب منطقۀ البرز مرکزی، به محلی موسوم به دو راهی پنجاب می رسید. بعد ار حدود یک ساعت پیاده‌روی از روستای نمارستاق به دشت دریوک که دشتی کوچک ولی بسیار دیدنی است، و کمی پس از آن به آبشار دریوک می‌رسیم. یک دشت وسیع و با آبشاری بلند و کشیده با سنگلاخ‌هایی سخت که بلندترین آبشار زمینی ایران است طبیعتی زیبا برای گردشگران و کوه‌نوردان است. چشمه‌های آب معدنی و چهل چشمه و چشمه لهرا و دشت سفید از دیگر جاذبه‌های این منطقه می‌باشد. از دیگر منابع طبیعی این منطقه دشت بالایی و پایه کوهای آن است.

آبشار زیبای این منطقه در جنوب روستای نمار و در میان دره شرقی دریوک قرار دارد و حدود ۱۰۰ متر ارتفاع دارد. مسیر فرعی نمار، مابین روستاهای هردورود و کهرود از قسمت غربی جاده هراز از محل سه راهی پنج آب جدا شده و از میان دره‌ای دیدنی و سرسبز به طول حدود ۲۵ کیلومتر می‌گذرد.

 

زمان سفر برای بازدید از  دشت نمارستاق چه فصلی از سال است؟

زمان مناسب برای برای دیدن این ییلاق از ابتدای خرداد ماه تا ابتدای مهرماه است. هایپرشیا در این ماه‌ها تورهای مختلفی برای بازدید از این ییلاق دارد.

از چه مسیری به دیدن این ییلاق برویم؟

مسیر دسترسی به این ییلاق از جاده هراز، ۴۰ کیلومتری جنوب آمل به سمت شرق و سپس طی کردن آسفالته با طول ۱۸ کیلومتر تا روستای نمار است.

دشت و آبشار شیب دار کوهره دریوک در منطقه نمارستاق در ۴۰ کیلومتری آمل از ییلاق های زیبای منطقه البرز می باشد که دارای مناظر بسیار دیدنی می باشد به عبارتی با پشت سر گذاشتن دو سوم جادۀ هزار در قلب منطقۀ البرز مرکزی، به محلی موسوم به دو راهی پنجاب می رسید. این دو راهی و جاده ای خاکی که مسیر مواصلاتی نمارستاق نام گرفته، از آبادی های چندی چون پنجاب، سوا، شیخ محله، کلری، دیوران عبور کرده و سرانجام به آبادی بزرگ نمارستاق در کنار رودخانۀ خروشان آن که سرچشمه از کوه های ناظر و شکر لقاس دارد می رسید. بعد ار حدود یک ساعت پیاده روی از روستای نمارستاق به دشت دریوک که دشتی کوچک ولی بسیار دیدنی است، و کمی پس از آن به آبشار دریوک می رسیم. یک دشت وسیع و با آبشاری بلند و کشیده با سنگلاخ هایی سخت که بلندترین آبشار زمینی ایران است طبیعتی زیبا برای گردشگران و کوه نوردان است. چشمه‌های آب معدنی و چهل چشمه و چشمه لهرا و دشت سفید از دیگر جاذبه های این منطقه می‌باشد. از دیگر منابع طبیعی این منطقه دشت بالایی و پایه کوهای آن است.

بعد از دشت در مسیر قله چشمه جوشانی قرار دارد به اسم اشتلک یا اشلک که می گویند خواص درمانی دارد. دشت لهرا یا لرا ٬برای کسانی که از راه های دور قصد صعود به قله را دارند جهت اقامت شبانه جای مناسبی است.

دریاچه دو خواهران : پس از دشت دریوک اگر به سمت جنوب مایل شوید، وارد دره کوچکی در پای قلل لهرا می شوید. مسیر با پیچ و خم های متعدد ارتفاع می گیرد و سرانجام پس از سه ساعت کوهپیمایی آرام و گام به گام بر گردنه لهرا به ارتفاع ۳۷۰۰ متر قرار می گیرید. در پیش رویتان و در سمت جنوب منظرۀ با شگوهی از خط الرأس دیواره های صخره ای دو خواهرون و چپکرو دیده می شود که برف نسبتا زیادی شیارها و دهلیزهای آن را پوشانده است. هوا صاف و آفتابی است و ما اکنون درست در روبروی قلۀ برج مانند مخروط سر قرار دارید. از گردنه سرازیر شده به سوی کف دره بیایید و پس از نیم ساعتی به سرچشمۀ بسیار زیبای رودخانه سه سنگ می رسید و در کنار رودخانه چادر خود را برپا کنید. دره سه سنگ که در شمال خط الرأس قرار دارد، منطقه ای برفچالی در این موقع از سال به حساب می آید. هوای فرحبخشی جریان دارد و دیدار و شناسایی مجموعه قلل دوخواهرون و سه سنگ خالی از لطف نیست. با آماده کردن وسایل، یک شب بسیار سرد را در کنار رودخانه سه سنگ به سر ببرید. و صبح نه چندان زود آماده حرکت برای یافتن دریاچه دوخواهرون شوید. از اینجا حدود یک ساعتی به سوی غرب حرکت کرده، زمانی که درست در مقابل دو قله نزدیک به هم دوخواهرون قرار می گیرید، به سمت جنوب و رو به سوی قله از تپه ماهورهایی که برف قسمت سایه دار آن را پوشش داده عبور کرده بتدریج ارتفاع می گیرید و در بالای یکی از این تپه ها در زیر دیوارۀ شمالی دوخواهرون به دریاچۀ آن با آبی به رنگ به رنگ فیروزه می رسید. دریاچۀ آن با آبی به رنگ فیروزه می رسید. دریاچه در ارتفاع ۳۸۸۰ متری و در نقطه ای ساکت و آرام به دور از تابش خورشید قرار دارد. آب آن ماحصل ذوب برف های سنگین و بهمن هایی است که از خط الرأس به پایین سرازیر می شود. زمانی را به دیدار، استراحت و عکاسی بپردازید.

آب دریاچه بسیار سرد است و از عمق چندانی نیز برخوردار نیست. برکۀ کوچکتر دیگری نیز در سمت چپ آن خودنمایی می کند که به اندازۀ این دریاچه نیست. دو ساعت توقف کنید و سپس از مسیر تپه ماهورها خود را به محل اردو در کنار رودخانه سه سنگ برسانید.

ـ راه دیگر دستیابی به دریاچه دو خواهران آمل :

– جاده هراز، پلور، جاده آسفالته تا سد لار و سپس جاده خاکی پناهگاه سیمرغ در غرب دماوند تا بالای مرتع ورارو و سپس راه چاک اسکندر به گردنۀ سرداغ، رودخانه دلیچای و مرتع سه سنگ

بهترین زمان اواخر خرداد ماه است. این منطقه جاذبه های طبیعی زیادی دارد پیشنهاد می شود از راهنماهای محلی برای بازدید بهتر منطقه استفاده کنید و دوربین عکاسی را فراموش نکنید.

 

آدرس: آمل، منطقه نمارستاق

 

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور

عشایر بختیاری

ارسال شده توسط: اصفهان تور/ 45 0

یکی از ایل های معروف در ایران که در تاریخ ایران نیز سهم عمده ای داشته و نقش مهمی را ایفا کرده اند عشایر بختیاری می باشند. در این مطلب به طور کامل هر اطلاعاتی را که لازم است درباره این ایل بدانید را در اختیار شما گذاشته ایم. با ما در اصفهان تور همراه باشید.

در متون فارسی واژگان عشیره، قبیله، ایل، طایفه، اویماق، اولو و به ویژه جمع آنها عشایر، قبایل، ایلات، طوایف، اویماقات، اولوسات غالباً هم معنی‌اند و در واژه‌نامه‌ها خاندان یا دودمان یا گاهی جامعه یا مجموعه قشون توضیح داده می‌شود. جغرافی‎نویسان قدیمی برای اشاره به به اصطلاح کردان فارس از واژه رموم که جمع رم است یا زموم که جمع زم است استفاده کرده‎اند.

تاریخ ایلات ایران، تاریخ ایران است. نگاهی به تاریخ ایران این نکته را روشن می‌کند که بدون مطالعه تاریخ اقوام، ایلات و عشایر به درستی نمی‌توان تاریخ ایران را شناخت.

در هر دورانی از تاریخ ایران که یکی از ایلات نیرومندتر از دیگران بوده، قدرت سیاسی را تسخیر کرده‌است. ایلات به علت آمادگی دایمی برای کوچ دارای انضباط شبه نظامی هستند و در عرض ساعاتی آماده حرکت با گله‌هایشان هستند، همین انضباط و آمادگی جنگی آنان، ایلات را تبدیل به یک اردوی نظامی می‌کرده‌است.

در جامعه ایلاتی بر مبنای مناسبات عشیریی مردم اطاعت پذیری محض از رؤسایشان داشتند و از سویی داشتن نیروی مسلح ازضروریات زندگی ایلی بوده‌است و در اختیار داشتن این دو مؤلفه دو اهرم قدرت برای سران ایلات و عشایر فراهم نموده.

مطالعات تاریخ ایلات ایران نشان می‌دهد که ایلات در سیاست داخلی کشور دارای نفوذ بوده و نقش مهمی را در بوجود آوردن سلسله‌ها بازی می‌کرده‌اند و این امر در بعضی مواقع باعث می‌شده‌است که بامر پادشاهان وقت و سیاست کشور، دسته‌هائی از ایلات از محل اصلی خود کوچانیده شده و در محل جدیدی به زندگی بپردازند.

بخش بندی عشایر و ایلات ایران

 

عشایر ایران به اقوام اصلی کرد، لر، فارس، لک، ترک و ترکمن، عرب، بلوچ و براهویی تقسیم می‌شوند.  معمولاً ایلات و عشایر ایران را از جهت زبان به ۷ دسته تقسیم می‌کنند: ترکمنی، ترک زبان، فارسی زبان، کردی، لری، عرب زبان و بلوچ.
رده‎بندی حال حاضر عشایر با رده‎بندی تاریخی ایشان متفاوت است، چه بسیاری از ایلاتی که امروزه ترک یا کرد دانسته می‎شوند در متون تاریخی لر یا لک توصیف شده‎اند یا باالعکس. برای نمونه ترکاشوندان همدان که امروزه در اثر همسایگی با عشایر کرد، کردزبان شده‎اند در اصل لر بوده‎اند، یا ایل گوران با اینکه برپایه قوم‎شناسی و زبانشناسی ریشه کردی برایشان دانسته نمی‎شود امروزه کرد به حساب می‎آیند.

بختیاری ها

مردم بختیاری یا لرهای بختیاری یا ایل بختیاری  در جنوب غربی ایران، در استان‌های چهار محال و بختیاری، خوزستان، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان سکونت دارند. بختیاری‌ها به گویش بختیاری که یکی از گویش‌های زبان لری است تکلم می‌کنند. ایل بختیاری از دو شاخه چهارلنگ و هفت‌لنگ تشکیل شده است، که چهارلنگ خود به ۵ باب و هفت‌لنگ به ۴ باب تقسیم می‌گردد و هر باب نیز از چندین طایفه تشکیل می‌شود. این تقسیمات که نمودار سازمانی ایل بختیاری خوانده می‌شود، به قرن شانزدهم میلادی بازمی‌گردد و بر مبنای نظام خاص طبقاتی و مالیاتی طوایف بختیاری سازمان یافته است.

سرزمین کنونی بختیاری هزاران سال است که سکونت‌گاه گروه‌های مختلف انسانی می‌باشد. شواهد گوناگون نشان می‌دهد که سرزمین باستانی قوم لر ده‌ها هزار سال پیش، مسکونی بوده‌است. منابع و امکانات طبیعی از قبیلِ آب، جنگل، مراتع، بارندگی مناسب، آبگیرهای فراوان و درّه‌های مستعد برای کشاورزی، این سرزمین را به یکی از بهترین زیستگاه‌ها و محل تجمع و سکونت گروه‌های انسانی در گذشته تبدیل نموده بود. افزون بر این امکانات، در بلندی‌های زاگرس و دامنه‌های آن، محیط مناسبی برای رویش نباتات علوفه‌ای و گونه‌های مختلف حیوانات فراهم کرده بود.

شواهد باستان‌شناسی

کاوش‌های باستان شناسی نشان می‌دهد که قدمتِ سکونتِ انسان در این منطقه به چهل هزار سال می‌رسد. بازمانده‌های فرهنگیِ دورانِ پارینه سنگی، میان سنگی، نوسنگی و شهرنشینی در این ناحیه به چشم می‌خورد. سرزمین بختیاری، از جمله محدود سرزمین‌هایی است که انسان برای اولین بار به اهلی کردنِ حیوانات و نباتات پرداخته یا به دیگر سخن، زندگی ده نشینی و کشاورزی را که لازمهٔ پیدایش تمدن می‌باشد، آغاز نموده‌است.

نامشناسیِ بختیاری

خسرو خان سردار ظفر معتقد است، که بختیاری‌ها در زمان صفویه (۱۳۷۲–۱۵۰۱ میلادی) به این نام شهرت جسته‌اند.
برای نخستین بار، حمدلله مستوفی در شمارش تبارهای لر بزرگ از بختیاری‌ها نام برده‌است. تباری که پس از نیرومند شدن آوازه بیشتری یافت و سرانجام به بیشتر سرزمین‌هایی که امروزه محل سکونت لر بزرگ است، چیره شد. حمدلله مستوفی بختیاری‌ها را از تبارهای بزرگ ایران می‌داند، که به لر بزرگ نیز شناخته شده‌اند.
تقسیم‌بندی مردم لر به لربزرگ و کوچک، به زمان حکومت هزاراسپیان در منطقه لرستان بازمی‌گردد. نام لر کوچک نیز به مردمان استان لرستان و ایلام امروزی داده شده بود.
احتمال می‌رود واژه بختیاری دگرگون شده واژه باختری باشد و بختیاری، به معنی باختری‌ها باشد. برخی نیز بر این باورند که ریشه تباری لرها، از سکاها می‌باشد.

رومن گیرشمن باستان‌شناس سرشناس فرانسوی می‌نویسد:
من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا نگذاشته‌ام، مگر اینکه عیلامی را یافته‌ام.

این نشان از این دارد، که پیش از چیرگی مردمان هند و اروپایی تبار سرزمینی که، هم‌اکنون مردم بختیاری در آن سکونت دارند، جزئی از کشور عیلام بوده‌است.

حسین پژمان بختیاری، شاعر معاصر می‌نویسد:
کلمه بختیاری، به تنهایی، خوشبخت معنی می‌دهد و شاید هم بعضی از رؤسای طوایف به این نام شهرت داشته‌اند، که احتمالاً بعدها تمام افراد ایل به این نام شناخته شده‌اند.

در آغاز پادشاهی فتحعلی‌شاه قاجار، بختیاری بخشی از خاک استان فارس بود و رود کارون جداکنندهٔ فارس و عراق عجم به‌شمار می‌آمد. از سال ۱۲۵۲ قمری بختیاری، گاهی بخشی از اصفهان و گاهی بخشی از خوزستان بود. نخستین کسی که برآن شد تا تاریخ بختیاری‌ها را به نگارش درآورد، سردار اسعد بختیاری بود که در نگاشته‌های او به نام تاریخ بختیاری به دانسته‌های ارزشمندی دربارهٔ بختیاری‌ها بر می‌خوریم.

مردم شناسی

بختیاری‌ها یکی از اقوام ایرانی ساکن غرب و جنوب غرب ایران به‌شمار می‌آیند. بختیاری‌ها به گویش بختیاری که یکی از گویش‌های زبان لری است تکلم می‌کنند. دانشنامه ایرانیکا و دانشنامه جهان اسلام سکونتگاه این ایل را از فریدن در غرب استان اصفهان تا شمال خوزستان معرفی می‌کنند.

سکونتگاه

بختیاری‌ها، در استان‌های چهارمحال و بختیاری و شمال، شمال‌غربی و شمال‌شرقی خوزستان، غرب و جنوب‌غربی اصفهان، شرق لرستان و شمال کهگیلویه و بویراحمد ساکن هستند. سکونتگاه بختیاری‌ها پیش از صفویان لرستان خوانده می‌شد، اما پس از آن سکونتگاه این ایل به نام منطقه بختیاری نامگذاری شد.

چهارمحال و بختیاری، شامل: چهار محلِ لار، کیار، میزدج، گندمان بعلاوهٔ سرزمین‌های بختیاری می‌باشد و از این رو به آن چهار محال و بختیاری گفته‌اند.

سرزمین‌های بختیاری از طرفی شهر سمیرم در استان اصفهان تا شهر دورود در استان لرستان و از طرفی دیگر از شهرستان رامهرمز در استان خوزستان تا شهر داران در استان اصفهان را در بر می‌گیرد.
این سرزمین‌ها به دو بخش ییلاقی و قشلاقی تقسیم می‌شود.

محل سکونت ییلاق و قشلاق ایل چهارلنگ به دو بخش تقسیم می‌گردد:

بخش ییلاقی: یکی در محدوده شهرستان فریدن تا شهرستان دورود و دیگری از شهرستان سمیرم تا لردگان می‌باشد.
بخش قشلاقی: یکی در محدوده شهرستان دزفول و دیگری در محدوده شهرستان ایذه و شهرستان رامهرمز می‌باشد.

محلِ سکونتِ ایل هفت لنگ نیز به دو بخش تقسیم می‌گردد:

بخش ییلاقی: در محدوده شورآب، تنگه گزی و دامنه‌های زردکوه تا اردل به مرکزیت شهرستانهای کوهرنگ و چلگرد می‌باشد.
بخش قشلاقی: در محدوده شهرستان اندیکا و شهرستان مسجد سلیمان می‌باشد.

سازمان اجتماعی

یکی از ویژگی‌های سازمان اجتماعی ایل بختیاری، وجود واحدهای متعددِ اجتماعی و در هم تنیده در داخل ایل است که درجه بسیار بالایی از گروه بندی عمودی، در سطوح مختلف درآن جلوه‌گر است. ساختارِ اجتماعی از یک سیاه چادر آغاز گشته و تا ایل ادامه می‌یابد.

سیاه چادر
هر چادر مأوای یک خانوادهٔ بختیاری است که به آن مال نیز می‌گویند.

اولاد
هر اولاد مشتمل بر سه تا دوازده سیاه چادر یا بیشتر است که خانوادهٔ گسترده‌ای است و اردو نیز خوانده می‌شود.

تَش
مجموع چند اولاد، تش نامیده می‌شود. سرپرستیِ هر تش را فرد کاردان و فعالی از همان تَش به‌عهده دارد که به ریش‌سفید مشهور است.

تیره
درطوایفِ مختلف بختیاری هر تیره به چند تش تقسیم می‌گردد. در کوچ‌ها، اردوهایی که با هم خویشاوندند به صورتِ واحدهای کوچنده (تیره) -که جمعیت هر کدام به چند صد نفر بالغ می‌شود- گرد هم می‌آیند، بنابراین مجموع چند تش، که همگی با هم خویشاوند هستند را یک تیره می‌نامند.

طایفه
از ترکیبِ تیره‌ها، طایفه به وجود می‌آید که جمعیتِ بزرگترینِ آنها (مانند: بابادی، شهنی، اورک، گندلی، منجزی) به ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر می‌رسد.

باب
باب یا بلوک، نتیجهٔ ترکیبِ چند طایفه است. (مانند: بختیاروند، کیان ارثی، دورکی، محمود صالح) ولی هیچ نسبت خویشاوندیی بین طوایف یک باب وجود ندارد و به مجموع چند طایفه که از نظر جغرافیایی نزدیک به هم زندگی کرده‌اند، باب گفته می‌شود.

شاخه
چند باب با هم یک شاخه می‌سازند. ایلِ بختیاری در کل دو شاخهٔ اصلی دارد که چهارلنگ بختیاری و هفت‌لنگ بختیاری هستند.

چهارلنگ و هفت لنگ
هفت لنگ و چهارلنگ دو شاخه مهم مردم بختیاری‌اند. هر چند که این دو شاخهٔ ایل بختیاری از نظر فرهنگی، تفاوت چندانی با هم ندارند، اما پراکندگی محل سکونت، باعث ایجاد تفاوتِ نه چندان زیادی، در گویش و لهجه آن‌ها شده است، که در مجموع هر دو شاخه، به گویش بختیاری سخن می‌گویند. چهارلنگ بختیاری از پنج باب تشکیل شده است و شاخه هفت لنگ شامل چهار باب می‌باشد.

ایل
هر یک از این باب‌ها یا بلوک‌ها به یکی از دو شاخه ایل بختیاری، یعنی هفت‌لنگ و چهارلنگ تعلق دارند.

این قبیل واحدهای اجتماعی، محیط‌هایی هستند که همبستگی واقعی -نه تنها در حالات نزاع با گروه‌های دیگر- بلکه در امور روزمره کار تولیدی نیز، در داخل آنها برقرار است. گله داری، کاشت و برداشت محصول را اعضای هم‌نیای هر اردو و یا طی کوچ، اعضای هم‌نیای تیره مشترکاً انجام می‌دهند. در این سطح، خانواده‌های به‌هم پیوسته دقیقاً در حکم گروه‌های صنفی‌اند.

سازمان سیاسی

ساختار قدرت سیاسی از ویژگی‌های دیگر سازمان ایلی بختیاری‌هاست. این ساختار، نمودار چنان درجه‌ای از تمرکز سلسله مراتب است، که معمولاً در نظام‌های مبتنی بر خویشاوندی، بعید انگاشته می‌شود. تا دهه ۱۳۳۰-۱۳۴۰ ش قدرت در دست ایلخانی (بالاترین مقام ایل) و ایل بیگی (دستیار او) متمرکز بود و سپس، در سطوح مختلف هرم ایلی، در میان کلانتران طایفه‌ها و کدخدایان تیره‌ها و ریش سفیدانِ اولاد یا تش‌ها تقسیم می‌شد. این مقامات حافظ نظم و مجری عدالت بودند و میان افراد ایل و خارج از ایل در مقام واسطه عمل می‌کردند؛ ولی از نظر تأثیری که بر زندگی روزمره بختیاری‌ها داشتند، مهمترین وظیفه آنها هماهنگ کردن کوچ و حل و فصل دعاوی مربوط به استفاده بیش از حد از چراگاه‌ها و آبشخورها بود. این مسئولیت، که در اصل خدمتی به افراد ایل به شمار می‌رفت، به منشأ امتیاز اقتصادی و اجتماعی (مانند دسترسی به بهترین چراگاه‌ها، امکان جذب اتباع و جز آنها) تبدیل شد. در نتیجه طبقه‌ای از خوانین ظهور کرد که با صحرانشینان ساده («لرها» که با نام ایل‌های لرستان نباید خلط شود) فرق فاحش داشت. رهبری بالای ایل نیز از وظیفة اصلی خود که ایجاد هماهنگی بود پا فراتر گذاشت و با بستن مالیات و سربازگیری و گردآوری دارودسته سیاسی (بسته) هوادار منافع و مصالح خان‌ها، رفته رفته نقشی خودکامه یافت.

عواملی خارج از ایل نیز به تحول رهبری سیاسی بختیاری‌ها در این جهت کمک کرد. یکی از مهمترین آن عوامل اعطای اراضی خالصه به هر یک از خان‌ها به پاداش خدمات نظامی یا جز آن بود و این رسم از قرن‌ها پیش رواج داشت. این اراضی، برخلاف زمین‌های واقع در محدوده ایلی، ملک شخصی خان بود.

دخالت مستقیم حکومت‌های ایران در عزل و نصب رؤسای ایل، عامل دوم قدرت یافتن بی حد و حصر دستگاه خانی بختیاری‌ها بود. این امر در قرن دوازدهم شروع شد و در عصر قاجاریه به صورت شیوه‌ای مرسوم درآمد. شاهان قاجار در پی آن بودند که از طریق نظام حکومت غیرمستقیمِ عمدتاً مبتنی بر قدرت خان‌ها، ایل‌ها و نواحی مجاور آنها را مهار کنند.
عامل سوم که به تحکیم قدرت خان‌های بختیاری افزود، حضور شرکت‌های انگلیسی در استان خوزستان از اواخر قرن سیزدهم بود.
خان‌های بختیاری، در سایه این مشروعیت مضاعف از جانب مقامات خارجی و نیز مزایا و دستاوردهای آن، توانستند هم سلطهٔ خود را بر ایل تحکیم بخشند و هم جای پایی در دستگاه حکومت مرکزی پیدا کنند. اینان، در صورت بروز مشکل با شاه، نیروهای سهمگینی در اختیار داشتند که می‌توانستند به میدان روانه کنند، کما اینکه در زمان انقلاب مشروطه چنین کردند، حال آنکه چنین نیرویی به سرمایه هنگفت حاصل از فروش نفت تجهیز شده بود. اقدامات نظامی بر نفوذ و اعتبار خان‌ها در میان افراد ایل افزود. بختیاری‌ها، در نخستین سال‌های قرن چهاردهم، بواقع، دولتی موازی در دولت شمرده می‌شدند.

گویش

گویش بختیاری یا گویش لری بختیاری، گویش مردم بختیاری است. گویش بختیاری از جمله گویش‌های جنوب غربی ایران و یکی از شاخه‌های گویش لری به شمار می‌رود. این گویش تفاوت‌های اندکی با سایر شاخه‌های گویش لری از جمله لری خرم‌آبادی و لری بویراحمدی دارد.

گویش بختیاری به طور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شود:

گویشِ بخشِ خاوری که تحت تأثیر لریِ کهگیلویه‌ای است.
گویشِ منطقهٔ جنوبی که تحت تأثیر گویشِ طایفهٔ بهمئی بوده‌است.
گویش منطقه چهارلنگ
گویشِ بخشِ میانی.

کوچ ایل بختیاری

یکی از دیدنی‌های جالب توجه استان چهارمحال و بختیاری کوچ ایل بختیاری است.اگر چه در دهه‌های آغازین قرن حاضر گروه‌های کثیر ایل بختیاری نیز همانند سایر ایلات و عشایر ایران تخته قاپو (یکجانشین) شدند، اما هنوز هم بخشی از ایل، کوچ رو و متحرک است.کوچ روهای بختیاری، زمستان را دشت‌های شرق خوزستان و تابستان را در بخشهای غربی منطقه چهارمحال و بختیاری به سر می‌برند .
آنها هر ساله از اواخر اردیبهشت‌ماه از پنج مسیر مختلف همراه با مبارزه‌ای خستگی ناپذیر با سختی‌های طبیعت، ضمن عبور از رودخانه‌ها، دره‌ها و پشت سر گذاشتن بلندی‌های زرد کوه در مناطق معینی از دامنه‌های زاگرس پراکنده می‌شوند و قریب سه ماه در این منطقه می‌مانند و با چرای دام‌ها در مراتع سرسبز به رمه‌داری مشغول می‌شوند.نحوه معیشت و زیست، الگوی سکونت و باورها، سنت‌ها و آداب و رسوم از جمله جاذبه‌های دیدنی این شیوه زندگی است.

کوچ‌روهای بختیاری زمستان را در دشت‌های شرق خوزستان و تابستان را در بخش‌های غربی چهارمحال و بختیاری به سر می‌برند. به مسیرهای کوچ در اصطلاح ایل راه می‌گویند.

موسیقی

موسیقی مردم بختیاری را می‌توان شاخه‌ای از موسیقی لری دانست. این موسیقی به وسیله سازهایی مانند سرنا، کُرنا و کوس و سازهای بادی کوچکتر از سرنا و کرنا نواخته می‌شود. تشمالها سرپرستیِ موسیقی در ایل را بر عهده دارند و اکنون نیز در مجالس عروسی و مراسم سوگواری بختیاری‌ها وظیفه اجرای موسیقی‌های محلی مردم بختیاری را بر عهده دارند.

آداب و رسوم

عزاداری: در بختیاری‌ها هرگاه کسی از دنیا می‌رود مثل اینکه همهٔ طایفه عضوی از خانواده را از دست داده و ماتم زده می‌شوند. مراسم عزاداری در بین بختیاری‌ها به شکل خاصی برگزار می‌شود که نحوهٔ انجام آن در نقاط مختلف تفاوتهایی نیز با هم دارند.
گاگریو
در هنگام عزا، گونه‌ای سرودهٔ عزا بوسیلهٔ زنان خوانده می‌شود که به آن گاگریو می‌گویند. در آغازِ خواندنِ گاگریو، رسم بر اینست که یکی از زنانِ سرشناس و بی بی‌های ایل شروع به خواندنِ بیتی از گاگریوه می‌کند و همهٔ زنان نیز با وی همنوا می‌شوند و آن بیت به بیتِ ترجیعی تبدیل می‌شود و زنان پس از خواندنِ هر چند بیتی آن بیت را دوباره تکرار می‌کنند. معمولاً پس از خواندنِ چهل بیت یا کمتر، زنِ دیگری خواندنِ اشعار و تکرارِ آنها را بعهده می‌گیرد و زنانِ دیگر نیز با وی همنوا شده و این کار در مجالسِ ترحیم ممکنست ساعتها به درازا بینجامد.

کوشک
کوشک‌ها، حفره‌ها و یا اتاق‌هایی کنده شده در صخره‌ها و یا اتاق‌هایی ساخته شده بر روی سطح زمین هستند، که بعنوانِ گونه‌ای مقبرهٔ خانوادگی در ایل بختیاری موردِ استفاده قرار می‌گرفتند. در این روش، وقتی یک نفر از اعضای پر نفوذِ خانواده فوت می‌کرد، درِ کوشک را باز کرده و بقایای فردِ درگذشتهٔ پیشین را با احترام به کناری نهاده و جسد تازه را در آن قرار می‌داده و در آنرا دوباره می‌بستند. امروزه این روش منسوخ شده و دیگر از آن برای خاکسپاری درگذشتگان استفاده نمی‌شود. از این نمونه کوشک در دو سوی زردکوه -یعنی بازفت و بیرگان- وجود دارد.

هنر تیراندازی
مردان دلاور و سخت کوش ایل بختیاری از دیر باز در نزد ساکنان فلات ایران به سوارکاری و تیراندازی شهره بودند. چنان‌که رسته برجسته تیر اندازان ارتش ایران در دوره‌های صفوی، افشاریه، زندیه و قاجار از نخبگان تیراندازان ایل بختیاری تشکیل می‌شد.
امروزه نیز هر خانوار از عشایر بختیاری حداقل یک قبضه اسلحه (مجاز) در اختیار دارد، تا علاوه بر شکار و حفظ کیان ایل، بتواند در مواقع لزوم به استفاده از مهارت خود به دفاع از مرزهای میهن مبادرت نماید. بزرگان ایل اول فنی را که به فرزندان خود می‌آموزند، تیراندازی و سوارکاری است. تیراندازان بختیاری گاه چنان در این فن مهارت پیدا می‌کنند، که می‌توانند سواره و به تاخت، شیء متحرک را هدف قرار دهند. از جمله دلاورمردی‌های تیراندازان و سوارکاران بختیاری می‌توان نقش ایشان در فتح هرات (زمان نادرشاه)، جنبش مشروطه ایران، فتح تهران و همچنین در طول جنگ ایران و عراق اشاره کرد.

پوشش زنان

لچک
لَچَک، کلاهی است که زیر مینا استفاده و با انواع سکه‌های قدیمی، مروارید، سنگ و پولک تزیین می‌شود و انواع گوناگون دارد. سیخکی، ریالی، صدف، که رایج‌ترین آن ریالی می‌باشد که از سکه‌های قدیمی استفاده می‌شود.

مِی‌نا
روسری از جنس حریر و ابعاد بسیار زیاد به شکل مستطیل است که به‌صورت بسیار ویژه‌ای به سر می‌کنند. مِینا را با سنجاق محکم توسط بندی از یک‌سوی لچک به‌سوی دیگر آن از پشت سرشان می‌آویزند که به آن سیزن گفته می‌شود و بعد موهای جلوی سر را تاب می‌دهند و از زیر لچک بیرون می‌آورند و در پشت مینا پنهان می‌کنند وآن موها را ترنه می‌نامند و با مهره‌هایی با رنگ‌های گوناگون آن را تزئین می‌کنند که جلوه‌ای خاص به زیبایی مینا می‌دهد.

تن‌پوشِ
پیراهنی به نام جومه یا جوه است. این پیراهن معمولاً دو چاک در اطرافِ کمر دارد و تا پایینِ کمر می‌رسد و زیر آن دامن بسیار پرچینی به نام شولارقری می‌پوشند که برای تهیه آن گاه از ۸ تا ۱۰ متر پارچه استفاده می‌شود.

جلیقه
روی پیراهن پوشیده می‌شود که از جنسِ مخمل است. همچنین زنان بازوبندی (بازی‌بند) نیز بدست می‌کنند که با مهره‌های رنگی و سنگ تزیین می‌شود. البته استفاده از آن خیلی رایج نیست و بیشتر در مراسم عروسی پوشیده می‌شود.

پوشش پایین تنه
از شلواری معمولی و گیوه استفاده می‌شود. رنگ لباس زنان بختیاری، الهام گرفته از طبیعت است. زنان و دختران جوان در رخت‌های خود از رنگ‌های روشن استفاده می‌کنند و رنگ لباس خانم‌های مسن به دلیل احترام به سن و سال آن‌ها تیره‌است.

پوشش مردان

جامهٔ مردان بختیاری از اصیل‌ترین نوع پوشش‌هایی است، که پیشینه آن به دورانِ ایران باستان باز می‌گردد. این جامهٔ دیرینه، از چهار بخش تشکیل شده است.

سرپوش
کلاهی نمدی است به رنگ‌های مشکی، قهوه‌ای روشن و تیره و سفید که به آن کلاه خسروی هم گفته می‌شود. در ابتدا خوانین کلاه سفید رنگ خسروی بسر می‌گذاشتند اما بعد از اینکه رضا شاه آنان را تخت قاپو (یکجا نشین) کرد، آنان را از پوشیدنِ لباس بختیاری نیز منع کرد، به همین دلیل به مرور زمان کلاه سفید جای خود را به کلاه سیاهِ مردم عادی داد. امروزه دیگر کودکان کلاه سفید خسروی بسر می‌گذارند. کلاه خسروی همان‌طور که از نامش پیداست، طرحش از کلاه خسروان، پادشاهان ساسانی است، که این خود نشان دهندهٔ قدمت تاریخی فرهنگ منطقه می‌باشد.

چوقا
در ابتدا مردان بختیاری بالاپوشی به نام قبا داشتند، که از کنار چاک داشت و همین‌طور از آستین‌های فراخی برخوردار بود اما بعد منع لباس توسط رضاشاه، بالا پوشی بنام چوقا که رعایا آنرا می‌پوشیدند متداول شد که دستباف زنان عشایر بود. چوقا از پشم بز به دو رنگ سیاه و سفید تهیه می‌شود و خاصیت ضدباران دارد. گرما را در زمستان نگه می‌دارد و در تابستان رطوبت و خنکی را حفظ می‌کند. نقش‌های چوقا، ستون‌هایی کوتاه و بلند هستند و نقوشی که در پس و پیش آن ترسیم شده، الهام گرفته شده از زیگوارات چغازنبیل است[نیازمند منبع] که در واقع نام چوقا از واژه چغازنبیل گرفته شده‌است. این ردای بلند، اولین بار مورد استفاده مادها قرار گرفت (که تصاویر آن بر گور دخمه‌های مادی موجود است) همچنین در بعضی از حجاری‌های عهد ساسانی، بر تن بزرگان دیده می‌شود.

شلوار دبیت
برای پوششِ پایین تنه از شلواری به رنگ مشکی استفاده می‌گردد که شلواری گشاد است و از پارچه‌ای موسوم به دبیت سیاه رنگ دوخته می‌شود و از یکصد سال گذشته به این سوی، به دلیل استفاده از محصولات پارچه‌ای کارخانه دبیت منچستر انگلستان به آن شلوار دبیت نیز گفته می‌شود. از مجسمه برنزی که در ایذه کشف گردیده و مجسمه مرد شمی نام دارد و در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود، چنین به‌نظر می‌رسد، که این شلوار از البسهٔ دوران اشکانی می‌باشد.

پا افزار
بر نقوش بازمانده از پادشاهان هخامنشی گونه‌ای پا افزار (کفش) بر پای پادشاهان پارسی نمایان است، که شباهت زیادی با آنچه بختیاری‌ها گیوه می‌نامند، دارد. بطور کلی پوشش مردان بختیاری بیش از دو هزار و هفتصد سال قدمت دارد، که این بیان‌گر آنست که بختیاریان همان‌طور که زبان، نژاد و فرهنگ خود را از اختلاط و دست اندازی مصون داشته، پوشش و لباس خوعشد را نیز محفوظ و اصیل نگاه داشته‌اند.

سرشناس‌ها

پیش از قاجار
علیمرادخان ممیوند چهارلنگ: رهبرانقلاب بختیاری در برابر نادرشاه.
ابوالفتح‌خان بختیاری: یکی از اعضای شورای سه نفره حکومتی با کریم‌خان زند.
علیمردان خان چهارلنگ: نایب السلطنه ایران پس از مرگ نادرشاه.

عصر قاجار و پهلوی
حسینقلی خان حاجی ایلخانی: مقتدرترین ایلخان بختیاری.
سردار اسعد بختیاری: از سران انقلاب مشروطه و فاتح تهران.
صمصام السلطنه: نجفقلی خان بختیاری نخست وزیر دولت مشروطه ایران.
ابراهیم خان ضرغام السلطنه: از سران انقلاب مشروطه و فاتح اصفهان.
محمد مصدق: نمایندهٔ چند دوره مجلس شورای ملی و نخست‌وزیر ایران و رهبر ملی شدن صنعت نفت ایران.
شاپور بختیار: آخرین نخست وزیر ایران در دورهٔ پهلوی.
تیمور بختیار: اولین رئیس ساواک در حکومت پهلوی.
علیمردان خان بختیاری: استبداد ستیز بختیاری در زمان رضاشاه پهلوی.
جعفر خان سردار بهادر: از فرماندهان انقلاب مشروطه، وزیر جنگ قاجاریه، وزیر پست و تلگراف در زمان رضاشاه پهلوی.
امیر مفخم بختیاری: فرمانده قشون نظامی ایران در زمان قاجاریه و از سران انقلاب مشروطه.
ثریا اسفندیاری بختیاری: ملکه سابق ایران در زمان پهلوی دوم.

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور

آشنایی با زندگی عشایر

ارسال شده توسط: اصفهان تور/ 69 0

جامعه عشایر در ایران جامعه مهمی به شمار می روند و بر مناسبات اجتماعی و سیاسی و البته اقتصادی کشور تاثیر مهمی دارند. در این مطلب در اصفهان تور شما را با زیر و بم زندگی عشایر در ایران آشنا می کنیم.

ترکیب اجتماعی جمعیت ایران، متشکل از سه جامعه متمایز شهری، روستایی و عشایری است. حیات اجتماعی در این سرزمین از دیرباز متأثر از روابط متقابل و زندگی توأمان جوامع مذکور بوده و در این میان، جامعه عشایری همواره، نقشی بارز و تعیین کننده در سرنوشت سیاسی و زندگی اقتصادی کشور داشته است.
پهنه وسیعی از ایران، قلمرو زیست و فعالیت این جامعه بوده که اکنون نیز کمابیش چنین است. گرچه امروزه عشایر نسبت محدودی از جمعیت کشورند، ولی به اقتضای شییوه زیست، قلمرو وسیعی از کشور، فضاهای زیستی عشایری است.

قلمرو زیستی عشایر نشان می دهد که بخش وسیعی از مناطق غربی، جنوب شرقی و شمال کشور، سرزمینهای عشایری است. وسعت این سرزمینها ۹۳۶ هزار کیلومتر مربع است که حدود ۵۹% از مساحت را تشکیل می دهد. بخشی از سرزمینهای عشایری، فضای زیستی مشترک با جامعه روستایی و شهری و قسمتی نیز مستقلاً “زیست بوم” عشایری است.
تمرکز عشایر عمدتاً در نیمه غربی و جنوبی کشور، به ویژه حول محور زاگرس بوده و در زاگرس میانی، استقرار عشایر بیشتر است. توزیع جغرافیایی قلمرو های عشایری در استان ها متفاوت است. در برخی از استان ها مانند کهگیلویه و بویر احمد امامی استان زیست بوم عشایر و در برخی از استان ها نیز مانند اصفهان، گستره محدودی از استان، قلمروهای عشایری است.

عشایر کوچنده در ۹۶ ایل و ۵۴۷ طایفه مستقل تشکیل یافته اند، که قریب ۸۰% از جمعیت عشایری به ۹۶ ایل و بقیه به طوایف مستقل تعلق دارند. متوسط جمعیت ایلهای ایران ۵۸۳/۹ نفر است . ۱۷ ایل بزرگ ( بیش از ۲ هزار خانوار) حدود ۵۶% و سه ایل بختیاری، قشقایی و ایلسون ( شاهسون) قریب ۳۰% از جمعیت عشایری را در بر می گیرد.
اکثر ایل های بزرگ در پیرامون سلسله جبال زاگرس به ویژه قلمرو میانی آن به سر می برند. بیش از ۳۵% از عشایر در سه استان به هم پیوسته فارس، چهارمحال بختیاری و کهگیلویه و بویر احمد استقرار یافته اند و استان فارس بیشترین شمار عشایری ایران را در خود جای داده است.

جمعیت عشایری ایران در ابتدای قرن پیش، قریب نیمی از نفوس کشور را در بر می گرفت. در آغاز قرن حاضر حدود ۲۰% تا ۲۵% جمعیت کشور را شامل می شد. با گسترش آبادی نشینی در خلال قرن اخیر سهم جمعیت عشایری به حدود ۱۰% در آغاز دهه چهل و به کمتر از ۵% در دهه کنونی رسیده است.
جمعیت عشایری کشور از ساختار بسیار جوانی برخوردار است که معلول فزایندگی ابعاد باروری و تشدید نرخ رشد طبیعی است. الگوی باروری در تعدادی از ایلات و طوایف بسیار نزدیک به حد بیولوژیک و گاه بیشتر از ۹ مولود است.
میزان بار تکفل نظری و اقتصادی، بیانگر تنگی معیشت و تحمل شرایط دشوار اقتصادی در زندگی عشایری است. الگوی ازدواج نیز یه خاطر الزامات معیشتی، پیش رس بوده و نسبت ازدواج در گروه سنی ۱۰ تا ۱۹ ساله، به ویژه بین زنان در قیاس با جامعه روستایی و شهری کشور قابل ملاحظه است.

الگوی کوچ نشینی

عشایر کشور در شرایط کنونی از نظر الگوی زیست به سه گروه عمده و متمایز نقسیم می شوند: عشایر صحرانشین، نیمه صحرانشین و یکجانشین

عشایر صحرانشین :

این گروه از عشایر، کوچ رو محض بوده و فاقد ساختمان و خانه چینه ( خشت و گلی) در ییلاق و قشلاق می باشند وتمامی سال را در زیر چادر یا سرپناهی متحرک به سر می برند.
زندگی اقتصادی این گروه عمدتاً متکی بر دامداری و مرتع، منبع اصلی تأمین خوراک دام است. اکثریت این گروه از عشایر را بهره برداران فاقد زمین تشکیل داده اند.

 

عشایر نیمه صحرانشین :

گروهی از عشایر کوچ رو که در قشلاق یا در ییلاق و یا هر دو دارای خانه بوده، نیمه صحرانشین تلقی می شوند. این گروه مدتی از سال به ویژه زمستان و ماهای سرد را در خانه خشت و گلی یا در بناهای شاخته شده از مصالح سخت به سر می برند.
اکثریت خانه ها و بناهای ساخته شده عشایری در قشلاق است و مدت اقامت در قشلاق نیز بیش از ییلاق است. به همین جهت در زمستان تشخیص عشایر نیمه صحرانشین از روستاییان دشوار است.
زمینه اصلی فعالیت این گروه از عشایر نیز دامداریست. ولی با زراعت و باغداری در ییلاق و قشلاق یا هر دو قلمرو توأم است. تأمین غذای دام صرفاً متکی به مراتع نیست و تعلیف دستی به ویژه در قشلاق یه مرور اهمیت بیشتری یافته است.

عشایر یکجانشین :

این گروه از عشایر در قشلاق یا ییلاق به طور دایم اقامت گزیده اندو بخشی از آنان به رمه گردانی دام در مراتع پیرامون کانونهای استقرار بسنده می کنند و برخی نیز فقط دامهایشان را برای استفاده از علوفه مرتعی به عشایر خویشاوند گروه اول و دوم می سپارند. در مواردی نیز علیرغم تمرکز فعالیتهای زراعی در قلمرو استقرار دایمی، از نسق زراعی خود در قلمرو دیگر، به شیوه های متفاوت مانند اجاره اراضی استفاده می کنند.
الگوی زیست این گروه از عشایر که به دلایل متعدد زندگی چادرنشینی را رها کرده و یکجانشین شده اند، روستایی است. گرچه هنوز پای بندی، وابستگی و علایقی به زندگی عشایری دارند که متناسب با قدمت استقرار، این پیوندها گسسته می شود. البته در این گروه طیفهای متفاوتی وجود دارد که بخشی از آنان دارای شرایط بالقوه ای برای کوچ می باشند. در گذشته نیز بارها عشایر یکجانشین پس از مدتها استقرار و آبادی نشینی، مجدداً چادرنشینیانی کوچ رو شده اند، به ویژه عشایری که به اجبار با تخته قاپو و یا به دلیل استیصال و فقر اسکان یافته اند. چنانکه پس از انقلاب اسلامی و در گرما گرم جنگ نیز جماعتهایی از عشایر اسکان یافته به کوچ روی آورده اند.

منابع معیشت عشایر

محور و زمینه اصلی فعالیتهای اقتصادی در جامعه عشایری دامداری است که نقش تعیین کننده و بارزی در این شیوه از زندگی دارد. سایر فعالیتهای تولیدی عشایر مانند زراعت، صنایع دستی و … از اهمیت کمتری برخوردار بوده و تحت الشعاع دامداری است.

۱- دامداری :

دامداری عشایری بر مبنای تعلیف دام از مرتع سازمان یافته است. این وابستگی بر تمامی شئون زندگی و الگوی زیست عشایری تأثیر نهاده، به طوری که به پرورش دام های نشخوارکننده با استفاده از مراتع طبیعی اشتغال دارند وکوچ نشینی عمدتاً از تبعات چنین فعالیتی است. بر همین اساس عشایر ناگزیر به جابه جایی های دسته جمعی و دشوار در عرصه مراتع بوده و مسیرهای طولانی را از جلگه های پست قشلاقی تا دامنه ها و مرتفعات صعب العبور ییلاقی طی می کنند تا از مراتع قابل تعلیف، غذای دام های خود را تأمین کنند. پذیرش این شیوه معاش دشوار با زندگی سرگردان و مشقت بار، بدان خاطر است که عشایر می توانند به پشتوانه حقوق عرفی از مراتع سنتی خود، بدون پرداخت هزینه ای بابت علوفه مرتعی استفاده کنند.
دام، سرمایه اصلی عشایر کوچنده است و سرمایه دامی عشایر کشور در شرایط کنونی قریب ۵/۱۷ میلیون واحد دامی است که عمدتاً ( ۴/۸۶% ) دام کوچک اتست.

مهمترین فراورده های دامداری عشایری گوشت قرمز و شیر است که به ترتیب حدود ۲/۱۳% گوشت قرمز و ۱/۸% شیر تولیدی کشور است. ارزش تولیدات دامی عشایر کوچنده حدود ۲۲۰ میلیارد ریال است که ۶۹% آن از تولید گوشت، ۲۳% از تولید شیر و بقیه از پوست و الیاف دامی است. عمده ترین اقلام هزینه دامداری عشایری علیرغم استفاده از مراتع، مربوط به تأمین خوراک دام است که قریب ۹۸% از میزان هزینه ها را در بر می گیرد. روی هم رفته حدود ۴۵% از نیاز غذایی زراعی عشایری نیز جوابگوی قریب ۵% از نیاز غذایی دام است. نتیجتاً بالغ بر نیمی از غذای مورد نیاز دام های عشایری می بایست به شیوه های مختلف مانند اجاره سرچر و پس چر مزارع روستاییان، خرید جو و علوفه و … با پرداخت هزین هایی که به مرور فزونی می یابد پرداخت گردد.

به همین جهت تأمین غذای دام امروزه مهمترین و اساسی ترین مسأله عشایر است. زیرا با توجه به تخریب گسترده و کاهش دام افزون سطح و بهره دهی مراتع و همچنین افزایش قدر مطلق دامی، نیاز به تولید محصولات علوفه ای اهمیت ببیشتری می یابد. در حالی که حدود ۳/۴۶% از بهره برداران عشایری فاقد زمین مزروعی بوده و بقیه نیز به ازای هر ۶۰ واحد دامی، به طور متوسط دارای یک هکتار زمین مزروعی بوده اند. متوسط زمین مزروعی برای خانوار عشایری حدود ۵/۲ هکتار و متوسط زمین زیر کشت معادل ۷/۱ هکتار است که فقط ۵/۰ هکتار آن زراعت آبی است.
سرانه دام خانوار عشایری قریب ۱۰۰ واحد دامی است که در برخی از ایلات مانند خمسه، ایلسون و قشقایی بیش از ۱۰۰ و تا حدود ۱۸۰ واحد دامی است. ولی در ایلات و طوایف متعددی نیز سرانه دام کمتر از ۵۰ رأس دام بوده و نسبت بهره بردارانی که کمتر از صد واحد دامی دارند، بیش از ۶۳% است .

گله های عشایری در گذشته عمدتاً داشتی یوده که با مقتضیات زندگی عشایری سازگار است. اما با سیطره بازار و تضعیف اقتصاد خود مصرفی، افزایش قیمت گوشت و دشواریهای کوچ، گرایش به نگهداری دام های گوشتی فزونی یافته که منشاء تحولی در اقتصاد دامداری عشایری است. این تحول موجب تغییراتی در تمامی جنبه های زندگی عشایری شده است. کوچ دسته جمعی تا حدودی ضروریتهای وجودی خود را از دست داده و شرایط تاریخی مناسبی برای دگرگونی کوچ نشینی محض مهیا شده و سازمان ایلی به دلیل فقدان کارکردهای سنتی خود، بیش از پیش در معرض فروپاشی است. مراتع سهم چندانی در تأمین غذای دام عشایری ندارد و به اتکای علوفه مرتعی، سازماندهی فالیتها و تولید گوشت میسر نیست. کوچ بالغ بر نیمی از خانوار عشایر کمتر از ۵ روز و غالباً به صورت رمه گردانی است. به همین جهت کمبود غذای دام در قشلاق حاد و اساسی است و عشایر برخلاف گذشته ناگزیرند با صرف هزینه، تعلیف دام را امکان پذیر سازند، که بی شک مستلزم تحول اقتصاد دامی است. امروزه قریب ۳۰% از ارزش تولیدات دامی عشایر، هزینه های واسطه ای است که عمدتاً هرینه های خوراک دام است و بالغ بر ۸۰% از هزینه های خوراک دام عشایر در قشلاق است. بر این اساس گره کور در مسایل پیچیده جامعه عشایری، غذای دام و گشایش این گره در گرو تلفیق فعالیتهای زراعی و دامی با تخصیص و تجهیز منابع آب و خاک به ویژه در قلمرو های قشلاقی است.

۲- زراعت :

زراعت و باغداری همواره فعالیت جنبی و مکمل در زندگی عشایری کشور بوده که به منظور تأمین نیازهای غذایی از دیرباز رواج داشته است. امروزه هدف از تولید زراعی، صرفاً به تولید مواد غذایی مورد نیاز خانوار محدود نمی شود، بلکه تولید محصولات علوفه ای را نیز در بر می گیرد. فعالیت زراعی مفصل و گذرگاه اصلی زندگی عشایری از کوچ نشنینی محض به اشکالی دیگر از این شیوه زیست است که نهایتاً به یکجانشینی محض منتهی می گردد.
ویژگیهای بارز زراعت عشایری، ابتدایی بودن ابزار و تکنولوژی کشاورزی، عدم تنوع در کشت، بی توجهی نسبی به مرحله داشت در زراعت، فقدان نظام آبیاری، ضعف کارایی و روحیه دهقانیت در زارعین عشایری است.
کوچکی و پراکندگی مزارع در ییلاق و قشلاق از خصوصیات عام زراعت عشایری است. متوسط سطح اراضی کشاورزی برای هر خانوار عشایری قریب ۵/۲ هکتار و برای بهره برداران صاحب زمین عشایری حدود ۸/۴ هکتار است (این نسبت در ایل سونها حدود ۴/۸ هکتار و در ایل ذلکی ۳/۱ هکتار است).

۳- صنایع دستی :

عشایر کشور با صنعت نوین و ماشینی، عمدتاً از طریق مصرف برخی از محصولات صنعت در دهه های اخیر آشنایی دارند وگرنه صنایع سنتی عشایر با تکنیک ابتدایی، محدود به تولید فرآورده های دستی است. صنایعی مانند تولید سیاه چادر، گلیم، جاجیم، خورجین و قالیبافی در ابتدا برای تأمین نیازهای اولیه زندگی ایلی پدید آمده و تکامل یافته اند. بعدها با گسترش مناسبات پولی _ کالایی و متداول شدن دادوستد با مراکز مبادله ( روستایی و شهری) بخشی از این محصولات به بازار راه یافته و منبع مکملی برای درآمد و اشتغال در جامعه عشایری گردیده است. گرچه رسوخ این مناسبات به تدریج موجب رواج مصنوعات شهری در میان عشایر شده و صنایع دستی عشایر ناتوان از رقابت با کالاهای صنعتی در معرض زوال و نابودی قرار گرفته است.

 

مبادلات و الگوی مصرف

در الگوی سنتی، مبادله کالا با کالا اهمیت ویژه ای داشته، به طوری که حتی امروزه علیرغم دگرگونی های گسترده در امر دادو ستد، هنوز در برخی از موارد محتوای مبادلات کالایی است.
علیرغم تحول الگوی مصرف، هنوز تفاوت های بسیاری در مصارف و هزینه های خانوار جامعه عشایری با خانوارهای شهری و روستایی وجود دارد. بر اساس بررسی های انجام یافته در قلمرو دو منطقه نمونه ( زاگرس میانی و جنوب شرقی کشور) هزینه های سالانه یک خانوار عشایری قریب ۷۰% آن مربوط به هزینه های خوراکی و دخانی و بقیه هزینه های غیر خوراکی است. سهم بسیار زیاد هزینه های خوراکی، نشانگر فقر و زندگی محقرانه خانوارهای عشایری است. نان و لبنیات به ترتیب با ۹/۱۷% و ۵/۱۶% مهمترین اقلام اجزای هزینه های خوراکی و دخانی خانوارهای مورد بررسی بوده است.

هزینه های زندگی خانوارهای عشایری در مقایسه با خانوارهای شهری و روستایی در سطح پایین تری است.
فزونی شاغلین جوان و بالا بودن نرخ اشتغال در زنان ( حدود ۳/۴۰% ) یکی از وجوه تمایز بین جامعه عشایری با جوامع شهری و روستایی است. زمینه اصلی اشتغال عشایر در وهله نخست فعالیتهای کشاورزی ( ۶۷/۹۰% ) و سپس صنایع دستی است. اشتغال در بخش خدمات و سایر زمینه های فعالیت بسیار محدود است. گرچه در سالهای اخیر نسبت اشتغال در این زمینه ها بالنسبه فزونی یافته است.

سواد در جامعه عشایری گرچه پدیده ای رو به گسترش است. ولی هنوز حدود ۴۳% از خانوارهای عشایری بدون فرد با سواد و حدود ۷۳% از جمعیت ۶ ساله و بیشتر عشایری بی سوادند. نرخ با سوادی در زنان عشایر بسیار پایین و معادل ۱۴% و در مردان عشایر قریب ۳۹% است. اکثریت باسوادان عشایر ( حدود ۷۵% ) را مردان تشکیل می دهند. هرچند در سالهای اخیر گرایش زنان به آموزش بیشتر شده و به همین دلیل نسبت زنان محصل به کل زنان باسواد بیشتر از نسبت مشابه در مردان عشایری است.

 

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور