۱۲

مرداد
۱۳۹۶

حج تمتع

ارسال شده توسط: اصفهان تور/ 216 0

 

حج تمتع مركب از دو قسمت است:

۱ ـ عمره تمتع.
۲ ـ حج تمتع.
مسأله ۲۲۸ ـ اين دو قسمت را بايد يك نفر و به نيت يك فرد و در يك سال در ماههاى حج (شوال، ذى القعده، ذى الحجه) به دنبال هم بجا آورد، و الاّ صحيح نيست.
مسأله ۲۲۹ ـ عمره تمتع مركب از پنج جزء است:
۱ ـ احرام.
۲ ـ طواف.
۳ ـ نماز طواف.
۴ ـ سعى بين صفا و مروه.
۵ ـ تقصير.

 

 

 

و حج تمتّع مركب از سيزده جزء است:
۱ ـ احرام.
۲ ـ وقوف در عرفات.
۳ ـ وقوف در مشعرالحرام.
۴ ـ رمى جمره عقبه.
۵ ـ قربانى.
۶ ـ حلق يا تقصير.
۷ ـ طواف.
۸ ـ نماز طواف.
۹ ـ سعى.
۱۰ ـ طواف نساء.
۱۱ ـ نماز طواف نساء.
۱۲ ـ ماندن در منى.
۱۳ ـ رمى جمرات سه گانه.

بخش اول:

عمره تمتع

احـــرام
مسأله ۲۳۰ ـ هنگام احرام مراعات چهار چيز واجب است:
۱ ـ ميقات.
۲ ـ نيت.
۳ ـ لباس احرام.
۴ ـ تلبيه.

ميقات

مسأله ۲۳۱ ـ احرام عمره تمتع بايد در محل خاصى كه «ميقات» ناميده مى شود انجام شود.
مسأله ۲۳۲ ـ در راههايى كه به مكه منتهى مى شود پنج ميقات به نامهاى زير وجود دارد:
۱ ـ مسجد شجره(ذوالحليفه). ۲ ـ وادى عتيق. ۳ ـ قرن المنازل. ۴ ـ يلملم. ۵ ـ جحفه.
مسأله ۲۳۳ ـ اين پنج ميقات محل احرام عمره تمتع است، و در حال اختيار احرام از غير اين مواقيت صحيح نيست. اما محل احرام عمره مفرده علاوه بر اين موارد ادنى الحل نيز مى باشد. و ميقات احرام حج قران و إفراد علاوه بر اين موارد منزل فرد هم مى باشد (اگر منزل وى بين ميقات و مكه، يا خود مكه باشد) و ميقات حج تمتع فقط مكه مى باشد.
مسأله ۲۳۴ ـ كسى كه در مكه باشد و بخواهد عمره تمتع انجام دهد در حال اختيار بايد به يكى از مواقيت مذكوره برود، و نمى تواند از تنعيم محرم شود.
مسأله ۲۳۵ ـ اگر اين فرد از رفتن به ميقات معذور باشد لازم است به خارج از حرم برود و از ادنى الحل (تنعيم) محرم شود. و در اين فرض احرام و عمره تمتع او صحيح است.

مسأله ۲۳۶ ـ كسى كه وارد مكه شده، ولى منزل او مكه يا در محدوده شانزده فرسخى مكه نيست، اگر بخواهد حج إفراد انجام دهد، بايد به يكى از مواقيت معروفه برود، و از آنجا محرم شود، و اگر از رفتن به ميقات معذور است احتياط اين است كه از جعرانه، و اگر نتواند از ادنى الحل محرم شود.
مسأله ۲۳۷ ـ وادى عقيق ميقات كسانى است كه از راه عراق و نجد به مكه مى روند.
مسأله ۲۳۸ ـ قرن المنازل ميقات كسانى است كه از راه طائف به مكه مى روند.
مسأله ۲۳۹ ـ يلملم ميقات كسانى است كه از راه يمن به مكه مى روند.
مسأله ۲۴۰ ـ جحفه ميقات كسانى است كه از راه شام به مكه مى روند.
مسأله ۲۴۱ ـ كسانى كه از يك راه قصد رفتن به مكه را دارند اگر به هر دليلى قبل از رسيدن به ميقات از راه ديگرى ادامه مسير دادند. در ميقات كسانى كه از آن راه به مكه مى روند محرم شوند.
مسأله ۲۴۲ ـ در ذوالحليفه «مسجد شجره» ميقات خصوص مسجد است. ولى در بقيه ميقاتها محل مورد نظر طبق تشخيص عرف ميقات است. و لازم نيست در مسجد باشد.
مسأله ۲۴۳ ـ مسجد شجره ميقات كسانى است كه از مدينه منوره به مكه مى روند.
مسأله ۲۴۴ ـ احتياط واجب آن است كه داخل مسجد شجره محرم شوند. نه خارج آن هرچند كنار مسجد باشد.
مسأله ۲۴۵ ـ احرام از قسمت توسعه يافته مسجد شجره هم صحيح است و لازم نيست حتماً از مسجد اصلى محرم شوند هر چند مستحب است.
مسأله ۲۴۶ ـ احرام در خارج مسجد شجره منعقد نمى شود. لذا چنانچه درب مسجد شجره بسته باشد صبر كند تا باز شود و اگر صبر كردن مقدور نيست يا مستلزم عسر و حرج است مى تواند از ميقات بگذرد و در جحفه يا محاذى آن محرم شود و براى عمره مفرده احرام از ادنى الحل نيز كفايت مى كند. همچنين مى تواند از مسجد شجره مقدارى به طرف مدينه برگردد بطورى كه قبل از ميقات صدق كند و با نذر از آنجا محرم شود.

مسأله ۲۴۷ ـ شخص جنب و حائض مى تواند در حال عبور از مسجد بدون توقف در آن محرم شود.
مسأله ۲۴۸ ـ اگر جنب و حائض و نفساء عصياناً وارد مسجد شجره شده و در حال توقف محرم شود هر چند عصيان كرده است ولى احرام او صحيح است.
مسأله ۲۴۹ ـ جنب يا حائض بعد از پاك شدن اگر نتواند غسل كند و احرام در حال عبور از مسجد هم برايش ممكن نباشد بايد تيمم كند و داخل مسجد محرم شود.
مسأله ۲۵۰ ـ حائض و نفساء كه هنوز پاك نشده اند اگر نتوانند در حال عبور از داخل مسجد محرم شوند بايد كنار مسجد محرم شوند.
مسأله ۲۵۱ ـ تقديم و تأخير احرام از ميقات جايز نيست و حتماً بايد از ميقات محرم شوند.

مسأله ۲۵۲ ـ تأخير احرام براى كسى از مسجد شجره عبور مى كند جايز نيست. مگر در موارد اضطرار كه مى تواند احرام را تا «جحفه» تأخير بيندازد.
مسأله ۲۵۳ ـ گذشتن از مسجد شجره بدون احرام براى كسى كه قصد دارد از مدينه به جده و از آنجا به مكه برود مانعى ندارد. بلى براى سفر از جده به مكه براى عمره تمتع به جحفه رفته و از آنجا محرم شود، و براى عمره مفرده مى تواند از جحفه يا ادنى الحلّ محرم شود.
مسأله ۲۵۴ ـ احرام قبل از ميقات با نذر صحيح است. بنابراين هر كس مى تواند نذر كند در مدينه يا شهرستان خود محرم شود، و در حال احرام از ميقات يا محاذات ميقات عبور كند.
مسأله ۲۵۵ ـ اگر محرم شدن قبل از ميقات مستلزم انجام عملى حرام باشد، مثلا نتواند محرمات احرام را رعايت كند، نذر نسبت به آن صحيح نيست، و در اين فرض احرام قبل از ميقات نيز محل اشكال است.

مسأله ۲۵۶ ـ نذر زن بدون اذن شوهر صحيح نيست، و اگر با همين نذر قبل از ميقات محرم شود احرام او باطل است. بلى اگر زن با اجازه شوهر به حج مشرف شده و شوهر همراه او نيست اگر از اجازه به اصل سفر فهميده شود كه ملحقات و لوازم آن هم مورد اجازه است، چنانچه بر زن لازم باشد نذر كند، نذر او در اين فرض صحيح است.
مسأله ۲۵۷ ـ مادامى كه شخص علم يا اطمينان پيدا نكرده كه فلان محل ميقات است يا دو شاهد عادل شهادت نداده باشند نمى تواند محرم شود.
مسأله ۲۵۸ ـ كسى كه محل ميقات را نمى شناسد نمى تواند به گفته راهنما كه مى گويد فلان محل ميقات است، محرم شود، مگر اينكه از گفته او اطمينان حاصل كند.
مسأله ۲۵۹ ـ چنانچه از راهى به مكه برود كه از هيچ يك از ميقاتها عبور نمى كند بايد از محاذات ميقات احرام ببندد. و همان طور كه عبور از ميقات بدون احرام جايز نيست، عبور از محاذات ميقات هم بدون احرام جايز نيست.

مسأله ۲۶۰ ـ اگر از مسيرى برود كه محاذات دو ميقات قرار گيرد احتياط واجب است از محاذات اولين ميقات محرم شود.
مسأله ۲۶۱ ـ مراد از محاذات جايى است كه كسى كه به طرف مكه مى رود. ميقات در دست راست يا چپ او واقع شود، به طورى كه اگر از آنجا بگذرد ميقات متمايل به پشت او شود.
مسأله ۲۶۲ ـ در تشخيص محاذات ميقات هم مثل محل ميقات بايد از روى علم و اطمينان يا شهادت دو نفر عادل عمل كند، و نمى تواند طبق قول يك نفر يا از روى ظن عمل كند.
مسأله ۲۶۳ ـ كسانى كه با هواپيما به جده مى روند يا در جده كار مى كنند نمى توانند براى عمره تمتع از جده يا حديبيه محرم شوند، بلكه بايد به يكى از مواقيت (مثل جحفه يا مسجد شجره) رفته از آنجا محرم شوند. ولى در عمره مفرده لازم نيست به ميقاتهاى پنجگانه بروند، و مى توانند از ادنى الحل محرم شوند.

مسأله ۲۶۴ ـ اگر احرام را از روى علم و عمد و بدون عذر از ميقات تأخير انداخت اگر نتواند براى احرام به ميقات بازگردد حج او باطل است.
مسأله ۲۶۵ ـ كسى كه از روى جهل يا فراموشى يا عذر ديگر بدون احرام از ميقات عبور كند، در صورت امكان هر جا كه يادش آمد بايد به ميقات برگشته و از آنجا محرم شود.
مسأله ۲۶۶ ـ در فرض سابق اگر امكان رجوع به ميقات نباشد. اگر داخل حرم نشده از هر جا يادش آمد محرم شود، هر چند مستحب است تا مى تواند به طرف ميقات برگشته و دورتر از حرم محرم شود.
مسأله ۲۶۷ ـ در فرض سابق اگر بعد از دخول به حرم يادش آمد و امكان و فرصت برگشت به خارج از حرم را دارد بايد خارج شده از ادنى الحل محرم شود. و احتياط مستحب آن است كه تا مى تواند به طرف ميقات برگردد، و اگر امكان ندارد از داخل حرم محرم شود.
مسأله ۲۶۸ ـ كسى كه در ميقات لباس احرام و تلبيه را فراموش كرد و تا آخر اعمال عمره و حج متوجه نشد و در عين حال عمداً مرتكب محرمات احرام شد عمره و حج او صحيح است، و كفارات احرام نيز بر او واجب نيست.

مسأله ۲۶۹ ـ كسى كه در ميقات محرم مى شود. لازم نيست مستقيماً وارد حرم شود، بلكه مى تواند به جاهاى ديگر برود، مثلا به مدينه برگردد و چند روز در آنجا بماند.

 

 

 

 

نيت
مسأله ۲۷۰ ـ نيت يعنى قصد انجام اعمال عمره يا حج. و لازم نيست قصد كند محرمات احرام را انجام ندهد، بلكه اگر قصد انجام محرمات احرام را هم داشته باشد چنانچه محرماتى باشد كه به صحت حج ضرر نزند، اشكالى ندارد.
مسأله ۲۷۱ ـ لازم نيست نيت را به زبان بگويد يا حتى به قلب خطور دهد، بلكه انگيزه و داعى در انجام عمل مثل ساير عبادات كافى است.
مسأله ۲۷۲ ـ احرام عمره يا حج همچون ساير اعمال آن از عبادات است، و بايد با نيت خالص براى اطاعت خداى سبحان (قربة الى الله) انجام شود، و اگر با ريا انجام شود موجب بطلان احرام مى شود.

مسأله ۲۷۳ ـ در نيت احرام بايد خصوصيات عمل معلوم باشد، يعنى مشخص باشد كه مى خواهد عمره مفرده انجام دهد، يا عمره تمتع، يا حج تمتع، يا حج إفراد يا قران، يا حج واجب يا مستحب، و اگر واجب است حجة الاسلام است يا حج نذرى.
مسأله ۲۷۴ ـ اگر در اثر ندانستن مسأله يا غفلت به جاى عمره تمتع نيت حج تمتع كرد يا برعكس. اگر نظرش اين باشد كه وظيفه خود را انجام دهد و عملى را كه خدا از او مى خواهد بجا آورد، و گمان مى كرد كه نام جزء اول حج است. ظاهراً عمل او صحيح و عمره تمتع محسوب مى شود.
مسأله ۲۷۵ ـ اگر به هر علتى گمان كند كه حج تمتع مقدم است ـ با عنايت به اينكه حج تمتع چيست، يعنى قصد كند بعد از احرام به عرفات و مشعر برود و بقيه اعمال حج را انجام دهد ـ و نيت حج تمتع كند، احرام او باطل است.

مسأله ۲۷۶ ـ در فرض سابق اگر با همان حال از ميقات عبور كرده است، حكم كسى را دارد كه بدون احرام از ميقات گذشته است.
مسأله ۲۷۷ ـ كسى كه وظيفه فعلى او عمره تمتع است، ولى مى داند كه نمى تواند اعمال عمره تمتع را قبل از حج تمتع انجام دهد، و حج او بدل به إفراد مى شود نبايد نيت حج إفراد كند، بلكه بايد نيت عمره تمتع كند و در ضيق وقت عدول به حج إفراد كند.
مسأله ۲۷۸ ـ كسى كه مى خواهد حجة الاسلام بجا آورد، ولى در ميقات مى داند اگر بخواهد عمره تمتع بجا آورد به علت تنگى وقت، وقوف ركنى عرفات از او فوت مى شود، در اين صورت به نيت حج إفراد محرم شود.
مسأله ۲۷۹ ـ در فرض سابق اگر تأخير در ميقات از روى عذر بوده، پس از حج إفراد بايد عمره مفرده بجا آورد، و كفايت از حجة الاسلام مى كند. و اگر حج او مستحبى است، انجام عمره مفرده لازم نيست.
مسأله ۲۸۰ ـ كسى كه حج واجب خود را انجام داده و دو مرتبه مشرف شده اگر از روى جهل يا فراموشى نيت حجة الاسلام كند، اشكال دارد، مگر اين كه قصد او انجام وظيفه بوده، ولى در اسم اشتباه كرده است.

مسأله ۲۸۱ ـ نايب اگر به جهت فراموشى يا علت ديگرى براى عمره تمتع يا عمره مفرده به نيت خود محرم شد، نمى تواند دوباره به نيت منوب عنه محرم شود. بلكه بايد آن عمل را تمام كرده، و بعد براى انجام عمره تمتع به نيت منوب عنه از يكى از مواقيت معروفه محرم شود.
مسأله ۲۸۲ ـ اگر بعد از محرم شدن شك كند كه نيت حج تمتع كرده يا عمره تمتع، بنابگذارد كه نيت عمره تمتع كرده، و عمره او صحيح است.
مسأله ۲۸۳ ـ قصد ابطال عمره يا حج يا بعضى از اعمال آن موجب بطلان آن عمل نمى شود.
مسأله ۲۸۴ ـ اگر بعد از احرام در ميقات مجدداً براى عمل ديگرى نيت احرام كند چون احرام اول منعقد شده است احرام دوم باطل است.
مسأله ۲۸۵ ـ اگر با احرام صحيح عمره مفرده انجام دهد، و بعداً براى عمره تمتع محرم شود، و پس از آن متوجه شود كه اعمال عمره مفرده سابق باطل يا ناقص بوده، بطورى كه از احرام خارج نشده، احرام دوم باطل است، و بايد عمره مفرده را تكميل كند.

مسأله ۲۸۶ ـ اگر در ميقات به قصد حج إفراد محرم شود و بعد متوجه شود كه وظيفه اش حج تمتع بوده است، احرامش باطل است، لذا نمى تواند نيت خود رابه عمره تمتع يا حتى عمره مفرده تغيير دهد. بلكه بايد براى انجام وظيفه اش مجدداً محرم شود.
مسأله ۲۸۷ ـ اگر شخص در ميقات محرم شد و بعد از ورود به مكه پشيمان شد نمى تواند احرام خود را به هم بزند، و قصد محل شدن، او را از احرام خارج نمى كند، و اگر كارى كه موجب كفاره است بجاآورد بايد كفاره بدهد، و تا وقتى اعمال عمره يا حج را انجام ندهد. محل نمى شود.
مسأله ۲۸۸ ـ كسى كه قبل از ميقات يا در ميقات بيهوش شده است وظيفه اى ندارد. بلى اگر ممكن است صبر كنند تا بهبودى حاصل شود، والاّ مى توانند او را بدون احرام وارد مكه كنند. اما اگر قبل از تنگى وقت اعمال بهبود يافت بايد به يكى از مواقيت معروفه برگردد و محرم شود، و اگر امكان برگشت نبود تكليفى ندارد. و معلوم مى شود در اين سال حج بر او واجب نشده است. و الحاق بيهوش به جاهل و ناسى مشكل است. بلى چنانچه قبلاً حج بر او مستقر بوده، يا بعداً استطاعت پيدا كرد، بايد حج بجا آورد.

 

 

لباس احرام
مسأله ۲۸۹ ـ يكى از واجبات احرام پوشيدن دو جامه احرام است، كه يكى لنگ و ديگرى ردا ناميده مى شود. و احتياط واجب آن است كه لباس احرام را قبل از گفتن لبيك بپوشد.
مسأله ۲۹۰ ـ چون انجام غسل احرام قبل از ميقات جايز است، لذا شخص مى تواند مثلاً در مدينه به قصد اطاعت امر الهى لباس دوخته را بكند و پس از انجام غسل لباس احرام را با قصد اطاعت امر الهى بپوشد، در اين صورت كندن و پوشيدن مجدد يا حركت دادن لباس احرام در ميقات لازم نيست.

مسأله ۲۹۱ ـ دو جامه اى را كه بايد محرم بپوشد مخصوص مرد است، ولى زن قبل از تلبيه قصد كند همان لباسى را كه پوشيده لباس احرامش باشد. و لازم نيست ندوخته باشد، ولى احتياط مستحب آن است كه فقط در حال نيت و تلبيه دو لباس احرام را بپوشد.
مسأله ۲۹۲ ـ لازم نيست محرم جامه احرام را هميشه در بر داشته باشد، بلكه جايز است آنها را عوض كند، يا به هر علتى لخت شود.
مسأله ۲۹۳ ـ افضل آن است كه محرم براى طواف همان جامه هاى احرام را كه با آن احرام بسته بپوشد.
مسأله ۲۹۴ ـ محرم مى تواند بيش از دو جامه احرام بپوشد، ولى تمام آنها بايد شرايط لباس احرام را داشته باشد.
مسأله ۲۹۵ ـ بايد لباس احرام را به گونه اى بپوشد كه يكى عرفاً لنگ تلقى شود، و مستحب است ناف تا زانو را بپوشاند و ديگرى رداء شمرده شود، و لازم است شانه و قسمتى از بدن را بپوشاند.

مسأله ۲۹۶ ـ يك جامه بلند كه مقدارى از آن را به صورت لنگ ببندد و مقدارى را به صورت رداء به احتياط واجب كفايت نمى كند.
مسأله ۲۹۷ ـ پوشيدن جامه احرام يك واجب تعبدى است، لذا بايد قصد اطاعت امر الهى را بكند، ولى كندن لباس معمولى واجب نيست با قصد قربت باشد هر چند مستحب است.
مسأله ۲۹۸ ـ اگر عصياناً دو جامه احرام را نپوشد يا در لباس معمولى محرم شود هر چند گناه كرده است ولى احرام او صحيح است.
مسأله ۲۹۹ ـ همانگونه در محرمات احرام خواهد آمد مردان محرم بايد از پوشيدن لباس دوخته اجتناب كنند. لذا جامه احرام براى مردان نبايد دوخته باشد.
مسأله ۳۰۰ ـ جامه اى كه لنگ قرار مى دهد نبايد نازك و بدن نما باشد، و احتياط واجب است كه رداء نيز نازك نباشد.
مسأله ۳۰۱ ـ جامه احرام بايد از جنسى باشد كه نماز در آن صحيح باشد، بنابراين جامه حرير و غيرمأكول يا نجس غير معفو كفايت نمى كند.
مسأله ۳۰۲ ـ بنابر احتياط واجب لباسى را كه زن در حال احرام مى پوشد از حرير خالص نباشد.
مسأله ۳۰۳ ـ جامه احرام بايد پاك باشد، و اگر در حال احرام جامه احرام يا لباسى كه زن پوشيده نجس شود به احتياط واجب بايد آن را تطهير يا تبديل كند. ولى اگر تطهير نكند احرام او باطل نشده و كفاره هم ندارد.
مسأله ۳۰۴ ـ احتياط آن است كه جامه احرام از پوست نباشد، هر چند لازم نيست منسوج و بافتنى باشد. لذا نمد هم كفايت مى كند.
مسأله ۳۰۵ ـ لازم نيست شخص در حال احرام از حدث اكبر و اصغر پاك باشد، لذا شخص محدث لازم نيست فوراً غسل كند يا وضو بگيرد. بلى اگر بدنش نجس باشد احتياط مستحب است كه آن را پاك كند.

تلبيه
مسأله ۳۰۶ ـ آخرين واجب در احرام، تلبيه است. يعنى گفتن لبيك ها به شكل زير :

«لَبَّيْكَ اللّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لاشَريكَ لَكَ لَبَّيْكَ» كه با يكبار گفتن آن محرم شده و احرامش صحيح است. هر چند تكرار آن مستحب است. و احتياط مستحب آن است كه بعد از مقدار واجب آن بگويد:

«اِنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ، لاشَريكَ لَكَ لَبَّيْكَ».
و احتياط مستحب آن است كه به جاى صورت اول بگويد:
«لَبَّيْكَ اَللّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ، إنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ، لاشَريكَ لَكَ لَبَّيْكَ».
و مستحب است بعد از آن بگويد:
«لَبَّيْكَ ذَا الْمَعارِج لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ داعِياً إلى دارِ السَّلامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّارَ الذُّنُوْبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَاالْجَلالِ وَ الاَكْرامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَالْمَعادُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغنِي و يُفْتَقَرُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوْباً وَ مَرْغُوباً إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْماِء وَالْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَميلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدَيكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ياكَرِيمُ لَبَّيْكَ».

و خوب است اين جملات را نيز بگويد:

«لَبَّيْكَ أتَقَرَّبُ إلَيْكَ بِمُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ بِحَجَّة و عُمْرَة لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ وَهِذِه عُمْرَةُ مُتْعَة إلىَ الْحَجِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَلْبِيَةً تَمامُها وَبَلاغُها عَلَيْكَ».

مسأله ۳۰۷ ـ ترجمه مقدار واجب تلبيه چنين است:
«همواره دعوت تو را اجابت مى كنم خدايا، همواره اجابت مى كنم تو را، همواره اجابت مى كنم تو را، براى تو شريكى نيست، همواره اجابت مى كنم تورا».
و ترجمه جمله بعد كه مستحب است چنين است:
«همانا ستايش و نعمت و پادشاهى از آن تو است. شريكى براى تو نيست، اجابت مى كنم تورا».
مسأله ۳۰۸ ـ بايد تلبيه را به مقدار واجب ياد بگيرد و به نحو صحيح بگويد، و اگر نتواند ياد بگيرد يك نفر به او تلقين كند تا به نحو صحيح بگويد.
مسأله ۳۰۹ ـ اگر نتواند ياد بگيرد و با تلقين هم نتواند به صورت صحيح بگويد به هر نحو كه مى تواند بگويد، و ظاهراً همين مقدار كافى است، هر چند احتياط مستحب آن است كه ترجمه آن را بگويد و نايب هم بگيرد.
مسأله ۳۱۰ ـ كسى كه لال است و قادر نيست تلبيه را بگويد بايد با انگشت اشاره كند و زبانش را هم حركت دهد، و بهتر است نايب هم بگيرد.
مسأله ۳۱۱ ـ اگر كسى لبيك را به مقدار واجب نگفت محرم نشده، و اگر موجبات كفاره در حال احرام را به جا آورد كفاره ندارد. و همين طور است اگر عمداً غلط بگويد يا با ريا آن را باطل كند.
مسأله ۳۱۲ ـ تأخير تلبيه از ميقات جايز نيست، و اگر تأخير انداخت حكم كسى را دارد كه بدون احرام از ميقات گذشته است.
مسأله ۳۱۳ ـ اگر از روى ندانستن يا فراموشى لبيك را نگفت و بعد از عبور از ميقات متوجه شد، در صورت امكان واجب است به ميقات بازگردد و لبيك بگويد، و اگر امكان بازگشت نبود چنانچه وارد حرم نشده از جايى كه متذكر شده لبيك بگويد، و اگر داخل حرم شده در صورت امكان به خارج حرم برود و آنجا لبيك بگويد، و اگر امكان خارج شدن وجود نداشت همان جا بگويد.
مسأله ۳۱۴ ـ اگر تلبيه را در عمره تمتع فراموش كرد يا از روى جهل نگفت و تا پايان اعمال عمره تمتع يادش نيامد اگر بتواند بايد به ميقات ـ ولو ادنى الحل ـ رفته و جبران كند، و اگر وقت جبران ندارد عمره اش باطل است و بايد حج افراد انجام دهد. و در اين صورت كفايت از حجة الاسلام مى كند.
مسأله ۳۱۵ ـ اگر كسى تلبيه را غلط بگويد. چنانچه بداند در صورت غلط گفتن محرم نمى شود اعمال او باطل است. و اگر نداند چنانچه بعد از وقوفين يا وقتى كه قابل جبران نباشد متوجه شد، اعمال او محكوم به صحت است. اما احتياط استحبابى اين است كه به اين حج اكتفا نكند.

مسأله ۳۱۶ ـ كسى كه براى عمره تمتع محرم شده مستحب است لبيك را تكرار كند. و چنانچه خانه هاى مكه پيدا شد واجب است تلبيه را قطع كند. و كسى كه احرام حج بسته بايد ظهر روز عرفه تلبيه را قطع كند.

مستحبات و مكروهات احرام

مسأله ۳۱۷ ـ مستحبات احرام چند چيز است:
۱ ـ قبلا بدن خود را پاكيزه كرده و ناخن و شارب خود را بگيرد، و موى زير بغل و عانه را بانوره ازاله نمايد.
۲ ـ كسى كه قصد حج دارد از اول ماه ذى القعده و شخصى كه قصد عمره مفرده دارد پيش از يكماه موى سر و ريش را رها كند.
۳ ـ پيش از احرام در ميقات غسل احرام كند، و اين غسل از حائض و نفساء نيز صحيح است، و تقديم اين غسل بخصوص اگر خوف آن باشد كه در ميقات نتوان غسل كرد جايز است. و در صورت تقديم اگر در ميقات امكان انجام غسل بود مستحب است غسل را اعاده كند. و بعد از اين غسل اگر لباسى را پوشيد يا چيزى را خورد كه بر محرم حرام است، باز هم اعاده مستحب است، و اگر روز غسل كرد از غسل تا آخر شب آينده كفايت مى كند. و همچنين اگر شب غسل كرد تا آخر روز آينده كافى است. ولى اگر بعد از غسل و پيش از احرام به حدث أصغر محدث شد غسل را اعاده كند.

۴ ـ دو جامه احرام از پنبه باشد.
۵ ـ پارچه احرام سفيد باشد.
۶ ـ احرام را به ترتيب ذيل ببندد:
در صورت تمكن بعد از فريضه ظهر، و در صورت عدم تمكن بعد از فريضه ديگر، و در صورت عدم تمكن از آن، بعد از شش يا دو ركعت نماز نافله، در ركعت اول پس از حمد سوره توحيد، و در ركعت دوم سوره جحد را بخواند، و شش ركعت أفضل است، و بعد از نماز، حمد و ثناى الهى را بجا آورد، و بر پيغمبر و آل او صلوات بفرستد، آنگاه بگويد:

«اَللَّهُمَّ إنِّي أسْاَلُكَ أنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنِ اسْتَجابَ لَكَ، وَ آمَنَ بِوَعْدِكَ، وَاتَّبَعَ أمْرَكَ، فَاِنِّي عَبْدُكَ وَ في قَبْضَتِكَ، لااُوقي إلاّ ما وَقَيْتَ، وَلا آخُذُ إلاّ ما أعْطَيْتَ، وَقَدْ ذَكَرْتَ الْحَجَّ، فَأسْألُكَ أنْ تَعْزِمَ لِي عَلَيْهِ عَلى كِتابِكَ، وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ، صَلَواتُك عَلَيْهِ وِآلِه، وَ تُقَوِّيَنِي عَلى ما ضَعُفْتُ عَنْهُ، وَ تُسَلِّمَ لِي مَناسِكِي، فِي يُسْرمِنْكَ وَ عافِيَة، وَاجْعَلْنِي مِنْ وَفْدِكَ الَّذي رَضِيْتَ وَارْتَضَيْتَ، وَسَمَّيْتَ وَ كَتَبْتَ، اَلّلهُمَّ اِنِّي خَرَجْتُ مِنْ شُقَّة بَعِيدَة، وَاَنْفَقْتُ مالِي ابْتِغاءَ مَرْضاتِكَ، اَللَّهُمَّ فَتَمِّمْ لِي حَجَّتِي وَ عُمْرَتِي، اَللَّهُمَّ إنِّي اُرِيْدُ التَّمَتُّعَ بِالْعُمْرَةِ اِلَى الْحَجِّ، عَـلى كِتـابِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فَاِنْ عَرَض لِي عارِضٌ يَحْبِسُنِي، فَحَلِّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي، بِـقَـدَرِك الَّـذىْ قَـدَّرْتَ عَلَيَّ، اَللَّهُمَّ إنْ لَمْ تَكُنْ حَجَّةً فَعُمْرَةً، اُحَرِّمُ لَكَ شَعْرِي وَبَشَرِي وَلَحْمِي وَدَمِي وَعِظامِي وَمُخِّي وَعَصَبِي، مِنَ النِّساءِ وَالثِّيابِ وَالطِّيبِ، أبْتَغِي بِذلِكَ وَجْهَكَ وَالدّارَ اْلآخِرَةَ».

۷ ـ هنگام پوشيدن دو جامه احرام بگويد:

«اَلْحَمْدُللهِ الَّذِي رَزَقني مَا اُوارِي بِهِ عَوْرَتِي، وَاُؤَدِّي فِيْهِ فَرْضِي، وَأعْبُدُ فِيْهِ رِبِّي، وأنْتَهِي فِيْهِ إلى ما أمَرَنِى، اَلْحَمْدُللهِ الَّذِي قَصَدْتُهُ فَبَلَّغَنِي، وَأَرَدْتُهُ فَأعانَنِي وَقَبِلَنِي، وَلَمْ يَقْطَعْ بِي، وَوَجْهَهُ أرَدْتُ فَسَلَّمَنِي، فَهُوَ حِصْنِي وَكَهْفِي وَحِرْزِي وَظَهْرِي وَمَلاذِي وَرَجائِي وَمَنْجايَ وَذُخْرِي وَعُدَّتِي في شِدَّتِي وَ رَخائِي».

۸ ـ تلبيه ها را در حال احرام تكرار كند، خصوصاً در موارد ذيل:
الف ـ وقت برخاستن از خواب.
ب ـ بعد از هر نماز واجب و مستحب.
ج ـ هنگام بالا رفتن از سربالايى يا سرازير شدن از آن.
د ـ وقت سوار شدن يا پياده شدن.
هـ ـ آخر شب.
و ـ اوقات سحر.
حائض و نفساء نيز اين تلبيه ها را بگويند.
۹ ـ پس از احرام عمره تمتع تلبيه را تكرار كند تا آنكه خانه هاى مكه را ببيند، و اما تلبيه حج تا ظهر روز عرفه مستمر است.
مكروهات احرام
مسأله ۳۱۸ ـ مكروهات احرام چند چيز است:
۱ ـ احرام در جامه سياه و رنگين، بجز رنگ سبز.
۲ ـ خوابيدن محرم بر رخت وبالش زرد رنگ.
۳ ـ احرام بستن در جامه چركين. و اگر جامه در حال احرام چرك شود بهتر است مادامى كه در حال احرام است آنرا نشويد.
۴ ـ احرام بستن در جامه راه راه.
۵ ـ استعمال حنا پيش از احرام، چنانچه اثر آن تا حال احرام باقى بماند.
۶ ـ حمام رفتن، و أولى آن است كه محرم بدن خود را با كيسه و مثل آن نسايد.
۷ ـ لبيك گفتن محرم در جواب كسى كه او را صدا كند.

محرمات احرام

مسأله ۳۱۹ ـ محرمات احرام عبارتند از:

۱ ـ آميزش
۲ ـ بوسيدن
۳ ـ لمس كردن
۴ ـ نگاه با شهوت
۵ ـ عقد كردن
۶ ـ استمناء
۷ ـ پوشاندن سر براى مردان
۸ ـ پوشاندن صورت براى بانوان
۹ ـ پوشيدن لباس دوخته براى مردان
۱۰ ـ پوشاندن تمام روى پا براى مردان
۱۱ ـ استعمال عطريات
۱۲ ـ زينت
۱۳ ـ نگاه كردن به آينه
۱۴ ـ روغن ماليدن
۱۵ ـ ناخن گرفتن
۱۶ ـ ازاله مو
۱۷ ـ سايه قرار دادن براى مردان
۱۸ ـ فسوق
۱۹ ـ جدال
۲۰ ـ خون درآوردن از بدن خود
۲۱ ـ كندن دندان
۲۲ ـ كشتن حشرات بدن
۲۳ ـ حمل سلاح
۲۴ ـ كندن گياهان و درختان حرم
۲۵ ـ شكار

آميزش

مسأله ۳۲۰ ـ آميزش در عمره تمتع حتى اگر از روى علم و عمد باشد ظاهراً موجب بطلان عمره تمتع نمى شود. و احتياط آن است كه اگر اين عمل پيش از سعى واقع شد عمره را تمام كند و آن را دو مرتبه بجا آورد، و اگر وقت تنگ باشد مى تواند عمره را تمام كرده و سپس حج تمتع بجا آورد. و به احتياط مستحب سال بعد حج را اعاده كند.

مسأله ۳۲۱ ـ در فرض سابق گرچه حج باطل نمى شود ولى به احتياط واجب بايد كفاره بدهد. و كفاره آن يك شتر يا يك گاو يا يك گوسفند به اختيار خودش مى باشد. اگر چه بهتر است شتر را انتخاب كند.
مسأله ۳۲۲ ـ اگر در عمره مفرده قبل از سعى آميزش كند بايد عمره را تمام كند و يك شتر كفاره بدهد، و در ماه بعد هم يك عمره مفرده ديگر انجام دهد، و در اين عمره بايد از جايى محرم شود كه در عمره قبلى از آنجا محرم شده است، مگر اينكه نتواند به آنجا برود.
مسأله ۳۲۳ ـ اگر در حج تمتع قبل از وقوف به مشعر از روى علم و عمد آميزش كند هر چند حج او صحيح است، ولى بايد سال بعد يك حج تمتع به عنوان عقوبت انجام دهد، و يك شتر و اگر قدرت نداشت يك گاو كفاره بدهد.
مسأله ۳۲۴ ـ در فرض سابق بعد از آميزش، زن و شوهر نبايد با هم خلوت كنند تا اعمال و مناسك را تمام كنند. و همين طور در سال بعد اگر از همان راه قصد حج داشته باشند. پس از رسيدن به محل معصيت بايد تا پايان اعمال از هم جدا شوند.
مسأله ۳۲۵ ـ اگر در حج تمتع بعد از وقوف به مشعر و قبل از تمام شدن شوط سوم طواف نساء آميزش كند. حج او صحيح است ولى بايد كفاره بدهد. و اگر بعد از گذشت شوط سوم طواف نساء آميزش كند كفاره هم ندارد.
مسأله ۳۲۶ ـ مسائل آميزش بين زن و مرد مشترك است، ولى اگر زن مجبور به آميزش شود. بر زن لازم نيست كفاره بدهد امّا مرد بايد كفاره خود و زن را بدهد، و حج زن ظاهراً صحيح است.
مسأله ۳۲۷ ـ در مسائلى كه گذشت فرقى نمى كند كه نزديكى از جلو باشد يا عقب، با همسر دائمى يا موقت خود باشد، يا زنا و وطى به شبهه باشد و همين طور فرقى نمى كند كه منى خارج شود يا خير.
مسأله ۳۲۸ ـ نزديكى دو مرد (لواط) گر چه حرمت نفسى و ذاتى شديدى دارد و موجب حد مى شود، ولى احكام آميزش در احرام را ندارد.

بوسيدن
مسأله ۳۲۹ ـ اگر بدون شهوت همسرش را ببوسد حرام نيست و كفاره ندارد، ولى اگر با شهوت همسرش را ببوسد و منى از او خارج شود بايد يك شتر كفاره بدهد، و اگر منى از او خارج نشود يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله ۳۳۰ ـ شخص محّل مى تواند همسر محرم خود را ببوسد، ولى اگر فرد محرم لذت ببرد نبايد اجازه بدهد.
لمس كردن
مسأله ۳۳۱ ـ اگر همسر خود را با شهوت لمس كند يا بازى كند و انزال شود بنابر احتياط واجب بايد يك شتر كفاره بدهد، و اگر انزال نشود كفاره آن يك گوسفند است.
مسأله ۳۳۲ ـ كسى كه محرم نشده يا محّل شده مى تواند همسر خود را اگر چه محرم باشد لمس كند يا با او بازى كند، ولى اگر شخص محرم لذت ببرد نبايد اجازه بدهد.

نگاه كردن
مسأله ۳۳۳ ـ اگر محرم بدون شهوت به همسر خود نگاه كند اشكال ندارد، ولى اگر با شهوت نگاه كند حرام است، و اگر منى از او خارج شود بنابر اقوى بايد يك شتر كفاره بدهد.
مسأله ۳۳۴ ـ اگر محرم به زن يا مرد اجنبى نگاه كند و منى از او خارج شود اقوى آن است كه اگر متمول است يك شتر و اگر متوسط الحال است يك گاو و اگر فقير است يك گوسفند كفاره بدهد.

عقد كردن
مسأله ۳۳۵ ـ بر محرم جايز نيست كسى را براى ديگرى يا خود عقد كند يا شاهد بر عقد باشد، و فرقى نمى كند كه زن و مرد يا يكى از آنها محرم باشند يا محّل.

مسأله ۳۳۶ ـ محرم مى تواند شهادت بدهد كه دو نفر عقد كرده اند، هر چند خلاف احتياط استحبابى است.
مسأله ۳۳۷ ـ بنابر احتياط واجب شخص محرم نمى تواند خواستگارى كند.
مسأله ۳۳۸ ـ رجوع كردن به زنى كه در طلاق رجعى است براى شخص محرم مانعى ندارد.
مسأله ۳۳۹ ـ اگر محرم براى خود كسى را عقد كند چنانچه عالم به مسأله باشد ديگر نمى تواند با او ازدواج كند. اما اگر از روى جهل بوده هر چند عقد باطل است ولى موجب حرمت ابدى نمى شود. ولى مستحب است ديگر با او ازدواج نكند.
مسأله ۳۴۰ ـ اگر فردى ديگرى را به ازدواج محرم درآورد و محرم با او همبستر شود اگر هر سه عالم به حكم و موضوع باشند، يعنى بدانند عقد كردن محرم حرام است و اين شخص محرم است، هر يك بايد يك شتر كفاره بدهند. حتى اگر عاقد و همسر محرم نباشند.
مسأله ۳۴۱ ـ ظاهراً در احكام سابق فرقى بين عقد دائم و عقد موقت وجود ندارد.

استمناء
مسأله ۳۴۲ ـ استمناء حرام است و اگر به جهت استمناء منى خارج شود. بايد يك شتر كفاره بدهد. و حكم آن مثل حكم آميزش است كه گذشت. و در اين مسأله فرقى بين زن و مرد وجود ندارد.

پوشاندن سر براى مردان
مسأله ۳۴۳ ـ مرد نبايد تمام سر يا قسمتى از آن را با پارچه يا لباس و كلاه بپوشاند.
مسأله ۳۴۴ ـ احتياط واجب آن است كه سر را با غير پوشاك نيز ـ مانند حنا گِل يا دارو و امثال آن ـ نپوشاند يا چيزى مانند بار بر سر نگذارد.
مسأله ۳۴۵ ـ بر محرم جايز نيست سر خود را زير آب كند. و بنابر احتياط سر را زير مايع ديگر مثل گلاب نيز نكند.
مسأله ۳۴۶ ـ دوش گرفتن براى محرم اشكالى ندارد. اما اگر آن قدر آب زياد باشد كه يك مرتبه تمام سر را فرا بگيرد جايز نيست.

مسأله ۳۴۷ ـ قسمتى از سر نيز حكم تمام سر را دارد. لذا بنابر اقوى نبايد پوشيده شود يا زير آب قرار گيرد. و بنابر احتياط نبايد چيزى روى آن قرار گيرد.
مسأله ۳۴۸ ـ قرار دادن بند قمقمه يا كيسه يا ساك دستى و امثال آن روى سر اشكالى ندارد.
مسأله ۳۴۹ ـ گوش ها ظاهراً جزء سر محسوب مى شوند و نبايد آنها را بپوشانند.
مسأله ۳۵۰ ـ احتياط مستحب اين است كه با بعضى از اعضاى بدن خود نيز مانند دست سر را نپوشاند.
مسأله ۳۵۱ ـ در حال خوابيدن نيز نبايد سر را بپوشاند. و اگر بدون توجه يا از روى فراموشى پوشانيد واجب است فوراً آن را از روى سر بردارد. ولى گذاشتن سر روى بالش مانعى ندارد.
مسأله ۳۵۲ ـ دستمالى را كه براى سر درد به سر مى بندند اگر چه تمام سر را نيز بپوشاند اشكالى نداشته و كفاره هم ندارد.
مسأله ۳۵۳ ـ گذاشتن حوله و دستمال روى سر يا قسمتى از آن، اگر چه براى خشك كردن سر باشد جايز نيست.

مسأله ۳۵۴ ـ محرمى كه مى داند اگر براى وضو بخواهد صبر كند تا سرش خشك شود نمازش قضا مى شود نبايد سر را با حوله يا حتى با دست خشك كند. بلكه بايد به همان صورت وضو بگيرد و تيمم هم بكند.
مسأله ۳۵۵ ـ كسى كه موى مصنوعى دارد اگر موهاى او كاشتنى باشد و عرفاً جزء بدن او محسوب شود اشكالى ندارد. ولى اگر به وسيله اى مثل چسب يا تور روى سر قرار گرفته باشد اشكال دارد و بايد كفاره بدهد.
مسأله ۳۵۶ ـ چنانچه از روى علم و عمد سر خود را بپوشاند بايد كفاره بدهد، و كفاره آن بنابر احتياط واجب يك گوسفند است. و بنابر احتياط مستحب كفاره پوشاندن قسمتى از سر نيز همين است.
مسأله ۳۵۷ ـ كسى كه با چيز دوخته سر خود را بپوشاند بايد دو كفاره بدهد.
مسأله ۳۵۸ ـ كسى كه چندين بار سر خود را بپوشاند براى هر بار بايد يك گوسفند كفاره بدهد. هر چند بعيد نيست يك كفاره كفايت كند.

پوشاندن صورت براى بانوان

مسأله ۳۵۹ ـ زن نبايد روى خود را با نقاب، پوشيه و حتى باد بزن بپوشاند، و به احتياط واجب از پوشاندن صورت با گِل و دارو و امثال آن نيز اجتناب كند.
مسأله ۳۶۰ ـ پوشاندن صورت تا زير بينى كه معمولا با نقاب پوشيده مى شود در حكم پوشاندن تمام صورت است. و احتياطاً چانه و قسمت پايين صورت ملحق به صورت است.
مسأله ۳۶۱ ـ گذاشتن دست روى صورت و همچنين گذاشتن صورت روى بالش در هنگام خوابيدن مانعى ندارد.
مسأله ۳۶۲ ـ زن نبايد صورت خود را با حوله خشك كند.
مسأله ۳۶۳ ـ زن بايد مراقب باشد كه هنگام پوشيدن يا درآوردن مقنعه آن را از صورت دور نگه دارد تا صورتش پوشيده نشود.
مسأله ۳۶۴ ـ زن مى تواند در نماز كمى از اطراف صورت را به عنوان مقدمه پوشش سر بپوشاند. اما بعد از نماز بايد فوراً باز كند.

مسأله ۳۶۵ ـ براى رو گرفتن از نامحرم مى تواند چادر يا لباس خود را از روى سر مقابل صورت آويزان كند و به احتياط مستحب آن را از صورت دور نگه دارد كه به صورت نچسبد.
مسأله ۳۶۶ ـ پوشاندن صورت كفاره ندارد. گرچه احتياط مستحب اين است كه يك گوسفند كفاره بدهد. و همين طور است در مسأله قبل اگر چادر به صورت بچسبد.
پوشيدن لباس دوخته براى مردان
مسأله ۳۶۷ ـ اقوى اجتناب از مطلق دوخته براى مردها است. هر چند كم باشد. مثل كمربند، بند ساعت، عرقچين، هميان، فتق بند، و جاى قمقمه و… ولى اگر استفاده از آن مثل فتق بند و دست و پاى مصنوعى كه با چرمهاى دوخته شده به بدن مى بندند و امثال آن ضرورى باشد جايز است، و اولى اين است كه كفاره بدهد.
مسأله ۳۶۸ ـ لباسهايى كه دوخته نيست ولى شبيه آن است، مثل لباسهاى بافتنى يا لباسى كه از نمد به شكل بالاپوش درست شده پوشيدن آن بر محرم جايز نيست.
مسأله ۳۶۹ ـ اگر احتياج به پوشيدن لباس پيدا كرد. جايز است بپوشد، ولى بايد كفاره بدهد.
مسأله ۳۷۰ ـ گره زدن لباسهاى احرام خلاف احتياط است. ولى به احتياط واجب نبايد لنگ را بر گردن گره بزند.
مسأله ۳۷۱ ـ جايز است لباس احرام را با سنجاق يا چيز ديگر از قبيل گذاشتن سنگ يا سكه و كش بستن به دور آن به هم متصل كنند.
مسأله ۳۷۲ ـ نپوشيدن لباس مخصوص مردان است. بنابراين براى زنان استفاده از لباس مانعى ندارد.
مسأله ۳۷۳ ـ كفاره پوشيدن لباس يك گوسفند است.
مسأله ۳۷۴ ـ اگر محرم يك لباس را دو بار بپوشد براى هر دفعه پوشيدن آن بايد يك كفاره بدهد.
مسأله ۳۷۵ ـ اگر محرم چند لباس مختلف مثل شلوار، زيرپوش و پيراهن يا از يك نوع مثلا چند پيراهن بپوشد بايد براى هر كدام يك كفاره بدهد. حتى اگر به خاطر اضطرار باشد.

مسأله ۳۷۶ ـ چنانچه چند لباس از يك نوع و در يك دفعه يعنى پشت سر هم و بدون فاصله بپوشد. براى همه فقط يك كفاره واجب مى شود.
مسأله ۳۷۷ ـ اگر محرم پيراهن بپوشد علاوه بر كفاره بايد پيراهن را شكافته و از پايين درآورد. ولى اگر پيراهن قبل از احرام بر تن او بوده لازم نيست آن گونه عمل كند، بلكه پيراهن را به طور معمول از تن درآورد.
مسأله ۳۷۸ ـ اگر بعد از احرام از روى ندانستن يا فراموشى، شورت دوخته خود را درنياورده باشد و در اثناى اعمال متوجه شود ولى باز درنياورد و با همان شورت اعمال را تمام كند، اعمال او صحيح است، ولى بايد كفاره بدهد.
مسأله ۳۷۹ ـ اگر حاجى در حال احرام از پتوى دوخته به صورت روانداز استفاده كند به طورى كه پوشيدن صدق نكند اشكالى ندارد. اما اگر آن را به خود بپيچد به
طورى كه مثل لباس شود اشكال دارد، و اگر صدق پوشيدن دوخته كند، كفاره دارد.
پوشاندن تمام روى پا براى مردان
مسأله ۳۸۰ ـ پوشيدن جوراب، كفش، چكمه و امثال آن كه تمام روى پا را بگيرد براى مرد حرام است. و كفاره آن به احتياط واجب يك گوسفند است.
مسأله ۳۸۱ ـ اگر ناچار به پوشيدن كفش يا جوراب شود به احتياط مستحب بايد روى آن را شكاف دهد.
مسأله ۳۸۲ ـ پوشيدن دمپايى و كفشهايى كه بندهاى عريض داشته باشند اگر تمام روى پا را نگيرد و دوخته هم نباشد مانعى ندارد.
مسأله ۳۸۳ ـ انداختن حوله احرام يا پتو روى پا بطورى كه صدق لبس و پوشيدن نكند ـ هنگام خواب يا در حال بيدارى ـ و همچنين تمام روى پا را زير آب قرار دادن اشكالى ندارد.
مسأله ۳۸۴ ـ پوشيدن كفش دوخته از روى ناچارى جايز است. ولى بايد كفاره آن را بپردازد.
مسأله ۳۸۵ ـ كسى كه ناچار است در حال احرام روى هر دو پا را بپوشاند، براى آن يك كفاره كفايت مى كند.
مسأله ۳۸۶ ـ سه مورد مذكور (پوشاندن سر ـ پوشيدن لباس ـ پوشاندن تمام روى پا) مخصوص مردان است، و مورد بعد (پوشاندن صورت) اختصاص به زنان دارد.
استعمال عطريات
مسأله ۳۸۷ ـ اقوى اين است كه محرم از استعمال عود، مشك، عنبر و زعفران اجتناب كند. و احتياط اين است كه از استعمال آنچه بوى خوش دارد ـ حتى كافور ـ اجتناب كند.
مسأله ۳۸۸ ـ ماليدن عطر بر بدن و لباس، و پوشيدن لباس معطر جايز نيست و اگر سهواً مرتكب شد پس از توجه لازم است بلافاصله و به هر نحو ممكن آن را از بدن ازاله كند، و لباس را تعويض كرده يا بشويد. و در حرمت استعمال عطر و بوى خوش فرقى بين حدوث و بقا، و لباس و بدن نيست.
مسأله ۳۸۹ ـ كسى كه در حال احرام بميرد نبايد او را با آب و كافور غسل دهند، و همچنين نبايد او را حنوط كنند، و بايد از نزديك كردن بوى خوش به او اجتناب كنند، ولى رعايت ساير محرمات ـ از قبيل پوشاندن سر يا صورت ـ لازم نيست.
مسأله ۳۹۰ ـ از گلها يا سبزيهايى كه بوى خوش مى دهند بايد اجتناب شود. مگر از انواع صحرايى آن مثل: بومادران، درمنه و خزامى.
مسأله ۳۹۱ ـ استعمال صابون يا شامپو و خميردندانى كه بوى خوش دارد براى محرم جايز نيست.
مسأله ۳۹۲ ـ استفاده از زنجبيل، دارچين، و هِل حرام نيست، ولى احتياط در اجتناب از آنهااست.
مسأله ۳۹۳ ـ خوردن ميوه هاى خوشبو مثل سيب و بِه در حال احرام مانعى ندارد. و احتياط اين است كه آنها را بو نكنند.
مسأله ۳۹۴ ـ خوردن غذاهايى كه مشتمل بر چيزهايى باشد كه استعمال آنها بر محرم حرام است جايز نيست. و كفاره آن بنابر اقوى يك گوسفند است.
مسأله ۳۹۵ ـ خريد و فروش عطريات اشكال ندارد.
ولى نبايد آنها را بو كند.
مسأله ۳۹۶ ـ استعمال خلوق كعبه يا چيزى كه كعبه را با آن خوشبو كنند مانعى ندارد.
مسأله ۳۹۷ ـ محرم نبايد بينى خود را از بوى بد بگيرد. و اگر گرفت معصيت كرده ولى كفاره ندارد. اما فرار كردن از بوى بد مانعى ندارد.
مسأله ۳۹۸ ـ اگر به پوشيدن لباس يا خوردن غذايى كه از جهت بوى خوش حرام است اضطرار پيدا كند بايد بينى خود را بگيرد.
مسأله ۳۹۹ ـ كفاره استعمال بوى خوش از روى علم و عمد به احتياط واجب يك گوسفند است.
مسأله ۴۰۰ ـ اگر در يك وقت چند بار بوى خوش استعمال كرد بعيد نيست براى كفاره آن يك گوسفند كفايت كند، اما احتياط در تعدد است، و اگر در اوقات مختلف استعمال كرد بنابر اقوى بايد كفاره متعدد بدهد.

زينت
الف ـ زيورآلات:
مسأله ۴۰۱ ـ استفاده از زيور آلات براى زن محرم جايز نيست. و اگر قصد زينت نداشته باشد به احتياط مستحب از آن اجتناب كند.
مسأله ۴۰۲ ـ زيور آلاتى كه زنان به طور معمول هميشه همراه دارند مانعى ندارد، مگر اينكه قصد تزيين داشته باشند. و در فرض اينكه قصد تزيين نداشته باشد نبايد آن را حتى به شوهر خود نشان دهد.
مسأله ۴۰۳ ـ پوشيدن زيور آلات هر چند حرام است ولى كفاره ندارد.
ب ـ عينك:
مسأله ۴۰۴ ـ استفاده از عينك تزيينى به قصد تزيين براى محرم حرام است، ولى استفاده از عينك طبى مانعى ندارد.
ج ـ انگشتر:
مسأله ۴۰۵ ـ استفاده از انگشتر به قصد زينت حرام است. اما اگر به قصد استحباب باشد يا جهت ديگرى غير از زينت باشد مانعى ندارد.
د ـ سـاعـت:
مسأله ۴۰۶ ـ استفاده از ساعت زينتى اگر به قصد تزيين باشد جايز نيست، و الاّ اشكالى ندارد.
هـ ـ سرمه كشيدن:
مسأله ۴۰۷ ـ كشيدن سرمه سياه كه زينت محسوب مى شود بر زن و مرد محرم حرام است، هر چند قصد تزيين نداشته باشد. و احتياط واجب اجتناب از مطلق سرمه است.
مسأله ۴۰۸ ـ چنانچه براى مداوا سرمه بكشد مانعى ندارد.
مسأله ۴۰۹ ـ سرمه كشيدن كفاره ندارد. ولى اگر مشتمل بر بوى خوش باشد و بوى آن استشمام شود
بنابر اقوى بايد كفاره بدهد، و اگر بوى آن استشمام نشود بنابر احتياط مستحب كفاره بدهد.

و: حنا بستن
مسأله ۴۱۰ ـ حنابستن اگر زينت محسوب شود و به قصد تزيين باشد حرام است.
مسأله ۴۱۱ ـ اگر قبل از احرام حتى به قصد زينت حنا ببندد اشكال ندارد، هر چند احتياط خوب است. و در هر حال حنابستن كفاره ندارد.
نگاه كردن در آينه
مسأله ۴۱۲ ـ نگاه كردن در آينه براى زن و مرد محرم حرام است. ولى نگاه كردن به اجسام صاف و صيقلى و آب مانعى ندارد.
مسأله ۴۱۳ ـ احتياط آن است كه حتى بدون قصد زينت هم به آينه نگاه نكند. مثلا براى ديدن كنار يا پشت ماشين باشد.
مسأله ۴۱۴ ـ رفتن به اتاق يا جايى كه در آن آينه وجود دارد و نشستن در ماشين و امثال آن اگرچه بداند سهواً چشمش به آينه مى افتد اشكال ندارد. ولى احتياط آن است كه يا آينه را بردارد يا چيزى روى آن بيندازد.

مسأله ۴۱۵ ـ عكسبردارى و فيلمبردارى در حال احرام مانعى ندارد، اگر چه مستلزم نگاه به لنز و شيشه دوربين باشد.
مسأله ۴۱۶ ـ نظر كردن در آينه كفاره ندارد، و مستحب است بعد از نگاه كردن لبيك بگويد.
ماليدن روغن و پماد چرب
مسأله ۴۱۷ ـ ماليدن روغن و پماد اگر چه بوى خوش نداشته باشد بنابر اقوى حرام است، ولى كفاره ندارد. و اگر مشتمل بر بوى خوش باشد بنابر احتياط واجب كفاره آن يك گوسفند است.
مسأله ۴۱۸ ـ اگر روغن يا پماد مشتمل بر بوى خوش باشد، چنانچه بوى خوش آن تا وقت احرام باقى بماند قبل از احرام نيز نبايد استعمال كند.
مسأله ۴۱۹ ـ پمادهايى كه براى عرق سوز شدن بدن مداوا به كار مى رود به مقدار ضرورت مانعى ندارد.

ناخن گرفتن
مسأله ۴۲۰ ـ گرفتن ناخن دست يا پا، با هر وسيله اى كه باشد جايز نيست. مگر اينكه بقاى آن موجب اذيت و آزار محرم شود.
مسأله ۴۲۱ ـ اگر انگشت زائد يا دست و پاى زائد نيز داشته باشد بنابر احتياط واجب نبايد ناخن آن را بگيرد.
مسأله ۴۲۲ ـ محرم نمى تواند ناخن خود را بگيرد. ولى مى تواند ناخن ديگرى را بگيرد. بنابراين گرفتن ناخن محرم ديگر به قصد تقصير براى محرم مانعى ندارد و صحيح است.
مسأله ۴۲۳ ـ در حرمت گرفتن ناخن فرقى نمى كند كه محرم خودش ناخن بگيرد يا ديگرى ناخن او را بگيرد.
مسأله ۴۲۴ ـ گرفتن يك يا چند ناخن دست يا پا كفاره دارد. و كفاره هر ناخن يك مُد طعام است. ولى اگر ناخن تمام انگشتان دست يا پا يا هر دو را در يك مجلس بگيرد كفاره آن يك گوسفند است.

مسأله ۴۲۵ ـ اگر مجموع ناخنهاى دست را در يك مجلس و مجموع ناخنهاى پا را در مجلس ديگر بگيرد بايد دو گوسفند كفاره بدهد.
مسأله ۴۲۶ ـ اگر مجموع ناخنهاى دست و چند ناخن پا، يا مجموع ناخنهاى پا و چند ناخن دست را در يك مجلس بگيرد يك گوسفند كفاره دارد.
ازاله مو
مسأله ۴۲۷ ـ ازاله مو از بدن خود يا ديگرى به هر وسيله اى كه باشد براى محرم حرام است، مگر در موارد ضرورت.
مسأله ۴۲۸ ـ در فرض سابق فرقى نمى كند كه محرم خودش موى خود را ازاله كند يا ديگرى با اجازه او موى او را ازاله كند. اما اگر ديگرى موى محرم را بدون اختيار وى ازاله كند اشكالى ندارد و كفاره هم ثابت نمى شود.
مسأله ۴۲۹ ـ اگر محرم از ديگرى ـ محل باشد يا محرم ـ ازاله مو كند كفاره بر او نيست، هر چند در صورت علم و عمد معصيت كرده است.

مسأله ۴۳۰ ـ در فرضهاى سابق فرقى نمى كند كه مو كم باشد يا زياد، مو را كوتاه كند يا بتراشد يا آن را بكند. بنابراين اگر عمداً دست خود را به سر و صورت يا ساير اعضاى بدن بكشد با علم به اينكه مو كنده مى شود حرام است و كفاره دارد.
مسأله ۴۳۱ ـ اگر هنگام وضو يا غسل مويى بدون قصد كنده شود اشكال ندارد.
مسأله ۴۳۲ ـ كفاره تراشيدن يا ازاله موى سر به احتياط واجب يك گوسفند است.
مسأله ۴۳۳ ـ اگر محرم به جهت ضرورت سر خود را بتراشد، يا به وسيله ديگر موى سر را ازاله كند هر چند گناه نكرده ولى بايد كفاره بدهد. و كفاره آن يكى از موارد زير است:

۱ ـ ۱۲ مد طعام به ۶ مسكين بدهد.
۲ ـ سه روز روزه بگيرد.
۳ ـ يك گوسفند قربانى كند.
مسأله ۴۳۴ ـ كفاره ازاله موى زير هر دو بغل يك گوسفند است. و كفاره ازاله موى زير يك بغل به احتياط واجب يك گوسفند است.

مسأله ۴۳۵ ـ اگر در غير از غسل و وضو دست به بدن خود بكشد و يك مو يا بيشتر بيفتد احتياط آن است كه يك كف طعام صدقه بدهد.

 

 

 

 

سايه قرار دادن
مسأله ۴۳۶ ـ زير سايه قرار دادن بدن براى مردان در حال حركت و طى مسير در سفر ـ پياده يا سواره ـ حرام است. ولى براى زنان و كودكان اشكال ندارد.
مسأله ۴۳۷ ـ در زير سايه قرار دادن فرقى بين سر و بدن نيست. لذا نشستن در ماشين سرپوشيده و سر خود را از شيشه يا سقف بيرون كردن خلاف احتياط وجوبى است.
مسأله ۴۳۸ ـ حرمت استظلال آنجايى است كه محرم خود را زير سايبان مانند چتر و سقف قرار دهد. ولى اگر در كنار مانع باشد و خود را در سايه آن قرار دهد اشكالى ندارد، مثلا دركنار ماشين يا ديوار حركت كند هر چند خلاف احتياط استحبابى است.

مسأله ۴۳۹ ـ حرمت سايه قرار دادن منحصر به سايبانى كه همراه انسان حركت كند مثل سقف ماشين و هواپيما نيست بلكه شامل سايبان ثابت مثل تونل و پل هم مى شود. بلى عبور از زير پلهايى كه در جاده واقع شده و به ناچار بايد از آن جا عبور كرد اشكالى ندارد.
مسأله ۴۴۰ ـ مرد محرم مى تواند در ايستگاههاى بين راه يا در مكه، منى و عرفات زير سايبان برود; چون حرمت سايه قرار دادن مربوط به حال حركت و سفر كردن است. بنابراين براى رفتن از منزل خود در مكه تا حرم، يا رفتن از چادرهاى منى تا رمى جمره يا قربانگاه مى تواند زير سايبان حركت كند.
مسأله ۴۴۱ ـ تمام شهر مكه حتى محله هاى جديد آن منزل محسوب مى شود، لذا به محض ورود به مكه زيرسايبان رفتن مانعى ندارد، بنابراين مى تواند از محله هاى جديد مكه تا مسجدالحرام با ماشين سرپوشيده برود.
مسأله ۴۴۲ ـ كسى كه در مسجد تنعيم براى عمره مفرده محرم مى شود مى تواند با ماشين سرپوشيده تا مسجدالحرام يا خانه خود در مكه برود، و همچنين كسى كه در مسجد الحرام براى حج تمتع محرم مى شود مى تواند تا منزل خود زير سايبان برود، اما در حال حركت از مكه به عرفات نبايد زير سايبان برود.

مسأله ۴۴۳ ـ استظلال در شب مانعى ندارد. ولى در روز اگر چه هوا ابرى باشد جايز نيست. بلى اگر ابر به قدرى تيره باشد كه صدق استظلال نكند مانعى ندارد.
مسأله ۴۴۴ ـ مردى كه مى داند براى سفر بايد از وسيله سرپوشيده در روز استفاده كند نمى تواند نذر كند كه قبل از ميقات محرم شود.
مسأله ۴۴۵ ـ در فرض سابق اگر مى داند بعد از ورود به جده براى احرام عمره تمتع نمى تواند به يكى از مواقيت برود نذر صحيح است، و مى تواند بانذردر تهران مثلاً محرم شده و به مكه برود. و احتياط اين است كه در ادنى الحل تجديد احرام كند. ولى در هر حال بايد كفاره بدهد.
مسأله ۴۴۶ ـ زير سايه رفتن در مواقع ضرورى مثلا شدت گرما يا سرما، يا بارندگى جايز است، ولى بايد كفاره بدهد.

مسأله ۴۴۷ ـ كفاره سايه قرار دادن در مسير حركت و طى منزل يك گوسفند مى باشد. حتى درحال اضطرار هم اقوى وجوب يك گوسفند به عنوان كفاره است.
مسأله ۴۴۸ ـ كفاره سايه قرار دادن مربوط به حالت علم و عمد و اختيار است، بنابراين اگر مثلا كسى كه شب در ماشين سرپوشيده نشسته وقتى كه روز مى شود در خواب باشد و بعد از ورود به مكه بيدار شود كفاره ندارد. بلى اگر اين فرد در بين راه بيدار شود و مقدارى از راه را با ماشين سرپوشيده ولو بى اختيار طى كند بايد كفاره بدهد.
مسأله ۴۴۹ ـ سايه قرار دادن در عمره تمتع يك كفاره دارد اگر چه متعدد باشد. و همين طور در حج تمتع يك كفاره كافى است، گرچه چند بار زير سايه برود.

فسوق
مسأله ۴۵۰ ـ فسوق يعنى دروغ گفتن، فحش دادن، فخر فروختن به ديگران، كه يكى از محرمات احرام است.

مسأله ۴۵۱ ـ فسوق كفاره ندارد و بايد استغفار كند، هر چند بهتر است يك گاو به عنوان كفاره ذبح كند.

جـدال
مسأله ۴۵۲ ـ قسم خوردن براى اثبات مطلب يا ردّ ديگرى با لفظ «لا و الله» و «بلى والله» براى محرم حرام است.
مسأله ۴۵۳ ـ در جدال محرّم «لا و الله» و «بلى و الله» موضوعيت دارد، لذا اگر به جاى كلمات «لا» و «بلى» مرادف آنها، يا به جاى «الله» مرادف آن را در لغات ديگر به قصد قسم خوردن به كار ببرند. جدال محّرم محسوب نمى شود. همان طور كه قسم خوردن به «اللّه» بدون لفظ «بلى» و «لا» جدال محرّم نيست.
مسأله ۴۵۴ ـ اگر با الفاظ «لا» و «بلى» به ساير اسماء جلاله مثل «رحمن» و «رحيم» و «خالق السموات والارض» قسم بخورد بنابر احتياط مستحب ملحق به جدال محرّم است. و ساير قسمهايى كه بين مردم متعارف است جدال محرّم نمى باشد.

مسأله ۴۵۵ ـ قسم خوردن به اسماء جلاله و غير آن در مقام ضرورت براى اثبات حق يا ابطال باطل مانعى ندارد.
مسأله ۴۵۶ ـ اگر محرم قسم راست بخورد در مرتبه اول و دوم كفاره ندارد و بايد استغفار كند، ولى قسم سوم كفاره دارد و كفاره آن يك گوسفند است.
مسأله ۴۵۷ ـ اگر يك قسم دروغ بخورد واجب است يك گوسفند كفاره بدهد، و اگر دو قسم دروغ بخورد احتياط واجب است كه يك گاو كفاره بدهد، و اگر سه قسم دروغ بخورد به احتياط واجب كفاره آن يك شتر است. و احتياط كامل در اين است كه اگر دو قسم دروغ خورد هم گاو و هم گوسفند بدهد، و اگر سه قسم دروغ خورد هم شتر و هم گاو بدهد.
مسأله ۴۵۸ ـ اگر بعد از يك قسم دروغ يك گوسفند كفاره داد و دو مرتبه قسم دروغ خورد بعيد نيست لازم باشد يك گاو كفاره بدهد. و همين طور اگر بعد از دو قسم يك گاو كفاره داد براى مرتبه سوم قسم دروغ بخورد بعيد نيست لزوم يك شتر به عنوان كفاره.

مسأله ۴۵۹ ـ اگر بيش از سه قسم راست بخورد، يك كفاره كافى است، حتى اگر بعد از سه مرتبه كفاره بدهد و بعد دومرتبه قسم بخورد ديگر كفاره واجب نمى شود.
مسأله ۴۶۰ ـ اگر بيش از سه مرتبه قسم دروغ بخورد بعيد نيست براى هر مرتبه كه بيشتر از سه بار قسم بخورد يك شتر واجب باشد.
بيرون آوردن خون از بدن خود
مسأله ۴۶۱ ـ بيرون آوردن خون از بدن خود براى محرم حرام است ولى كفاره ندارد. اما بيرون آوردن خون از بدن ديگران حرام نيست. لذا محرم مى تواند ديگرى را حجامت كند يا دندان او را بكشد.
مسأله ۴۶۲ ـ تزريق آمپول و خراشيدن بدن و مسواك كردن اگر موجب بيرون آمدن خون شود جايز نيست.
مسأله ۴۶۳ ـ خون درآوردن از بدن در موارد ضرورى مثل حجامت براى درمان، يا آمپول و سرم زدن، يا بيرون آوردن خون دمل مانعى ندارد.

كندن دندان
مسأله ۴۶۴ ـ كندن دندان گرچه خون نيايد حرام است. و كفاره آن بنابر احتياط يك گوسفند است.
مسأله ۴۶۵ ـ محرم نمى تواند دندان خود را بكند. اما كندن دندان ديگرى گرچه موجب خون آمدن شود مانعى ندارد.
مسأله ۴۶۶ ـ كندن دندان در صورت ضرورت مانعى ندارد، و كفاره هم ندارد.
كشتن حشرات بدن
مسأله ۴۶۷ ـ كشتن حشراتى كه در بدن حيوان يا انسان ساكن مى شوند مثل شپش، كك، كنه و… حرام است.
مسأله ۴۶۸ ـ انداختن اين گونه حشرات از روى بدن يا جابجا كردن آنها به محلى از بدن كه در معرض سقوط باشند جايز نيست.
مسأله ۴۶۹ ـ بعيد نيست كه كشتن يا جابجا كردن حشرات كفاره نداشته باشد، ولى اگر شپش را بكشد يا بيندازد به احتياط واجب يك كف طعام صدقه بدهد.
مسأله ۴۷۰ ـ كشتن مگس، پشه و حشرات خاكى اگر اذيت كنند، مانعى ندارد.
سلاح برداشتن
مسأله ۴۷۱ ـ همراه داشتن سلاح اگر به گونه اى باشد كه عرفاً مسلح محسوب شود حرام است. ولى اگر عرفاً نگويند مسلح است اشكالى ندارد. و كراهت هم ندارد.
مسأله ۴۷۲ ـ اگر از روى جهل، نسيان، سهو و غفلت يكى از محرمات احرام را انجام داد كفاره ندارد مگر در مورد صيد كه در هر صورت كفاره دارد.
كندن گياهان و درختان حرم
مسأله ۴۷۳ ـ كندن و بريدن درختان و گياهان حرم بر محرم و غيرمحرم حرام است.
مسأله ۴۷۴ ـ اگر در منزل خود درخت بكارد مجاز است آن را قطع كند يا بكند، ولى اگر در منزل درختى كه خودش نكاشته رشد كند اقوى اين است كه قطع و كندن آن جايز است، هر چند احتياط در ترك است. اما اگر منزلى را كه درخت دارد بخرد نمى تواند درختان آن را قطع كند.

مسأله ۴۷۵ ـ قطع كردن شاخه هاى درختان ميوه و نخل كه در كيفيت و كميت ميوه آن مؤثر است، مانعى ندارد. اما خود درختان را نبايد قطع كند.
مسأله ۴۷۶ ـ اگر در اثر راه رفتن به طور متعارف گياهى قطع شود اشكالى ندارد.
مسأله ۴۷۷ ـ اگر درخت بزرگى را قطع كند بنابر احتياط يك گاو كفاره بدهد و اگر درخت كوچكى را قطع كند يك گوسفند كفاره بدهد، و اگر قسمتى از درخت را قطع كند اقوى آن است كه قيمت آن را كفاره بدهد. اما قطع گياهان كفاره ندارد.

شكار حيوانات وحشى
مسأله ۴۷۸ ـ خوردن گوشت شكار بر محرم حرام است، و فرقى نمى كند كه خودش شكار كند يا ديگرى، محرم شكار كند يا محّل.

مسأله ۴۷۹ ـ همان گونه كه صيد براى محرم حتى در خارج حرم جايز نيست. براى محل نيز صيد در حرم جايز نمى باشد.
مسأله ۴۸۰ ـ كمك به شكارچى به هر صورت كه باشد ـ حتى به مقدار نشان دادن شكار به او ـ حرام است.
مسأله ۴۸۱ ـ اگر محرم شكار را صيد كند بنابر احتياط واجب در حكم ميته است، و اگر صيد را ذبح كند از نظر خوردن در حكم ميته است و حتى شخص محّل هم نمى تواند از آن استفاده كند.
مسأله ۴۸۲ ـ شكار حيوانات دريايى ـ يعنى حيوانى كه محل زندگى آن عرفاً در دريا است ـ مانعى ندارد.
مسأله ۴۸۳ ـ ذبح و خوردن حيوانات اهلى مثل مرغ، گاو و گوسفند مانعى ندارد.
مسأله ۴۸۴ ـ پرندگان از حيوانات صحرايى محسوب مى شوند. و ملخ هم در حكم شكار صحرايى است.
مسأله ۴۸۵ ـ به احتياط واجب محرم نبايد زنبور عسل يا زنبورهاى ديگر را بكشد، مگر اينكه از آزار آنها بترسد.

مسأله ۴۸۶ ـ محرم نبايد صيد را نگهدارى كند. هر چند خودش مالك آن باشد، و حتى اگر قبل از احرام آن را داشته بايد رها كند.
مسأله ۴۸۷ ـ اگر پرنده اى كه پر در نياورده يا پر او را چيده باشند در دست محرم باشد واجب است از آن محافظت كند تا پر درآورد و بعد او را رها كند. بلكه بعيد نيست محافظت بچه صيد تا بزرگ شدن و رها كردن آن واجب باشد.
مسأله ۴۸۸ ـ حيواناتى كه شكار آن براى محرم حرام است تخم و جوجه آنها نيز براى محرم حرام است.
مسأله ۴۸۹ ـ كشتن مارمولك و اين قبيل حيوانات در حال احرام مانعى ندارد.
مسأله ۴۹۰ ـ مسائل و فروع متفرقه شكار و كفاره هر يك از شكارها بسيار است، ولى چون چندان محل ابتلاء نيست از تفصيل آن خوددارى مى كنيم.

 

تهیه و تنظیم : واحد تولید محتوای اصفهان تور

ارسال دیدگاه

لطفا یک نظر بنویسید.
لطفا نام خود را وارد کنید
لطفا آدرس ایمیل خود را وارد کنید.
لطفا یک ایمیل درست وارد کنید